رئیس مرکز امور بینالملل سازمان حفاظت محیط زیست گفت: در پی حمله به مخازن سوخت و انتشار آلاینده های زیست محیطی، با ارسال نامه به دبیرکل سازمان ملل و ۱۱ نهاد بینالمللی خواستار پیگیری شده ایم. جوان آنلاین: در پی حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک کشورمان و آثار مخرب زیستمحیطی ناشی از آن، توجه به اقدامات بینالمللی برای مقابله با این بحران بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.
به گزارش مهر، برای بررسی اقدامات سازمان حفاظت محیطزیست و مکاتبههای انجام شده، آرمان خورسند، رئیس مرکز امور بینالملل و کنوانسیونهای سازمان حفاظت محیط زیست پاسخگوی سوالات است.
فعالیتهای بینالمللی سازمان حفاظت محیط زیست در پی حملات اخیر به چه بخشهایی تقسیم میشود؟
فعالیتهای بینالمللی سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه به دو بخش پیش از وقوع حمله و پس از وقوع حمله تقسیم میشود.
پیش از وقوع حمله، سازمان حفاظت محیط زیست در مکاتبهای با وزرای محیط زیست کشورهای منطقه که عضو کنوانسیون منطقهای حفاظت از محیط زیست دریایی خلیج فارس و دریای عمان هستند، نسبت به نظامیسازی منطقه و افزایش تنشها از سوی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی هشدار داده بود. در این مکاتبات از کشورهای منطقه درخواست شد نقش فعالتری در جلوگیری از تشدید تنشها و نظامیسازی منطقه ایفا کنند.
مکاتبات با سازمان ملل و دیگر نهادهای بینالمللی شامل چه مواردی بود؟
علاوه بر این، مکاتباتی نیز با دبیرکل سازمان ملل متحد و همچنین دبیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل انجام شد. در این نامهها با اشاره به تهدیدهای مکرر ایالات متحده برای استفاده از زور که مغایر با منشور ملل متحد است از این نهادها خواسته شد در چارچوب وظایف خود نقش فعالتری در حفظ صلح و جلوگیری از تشدید بحرانها ایفا کنند.
اقدامات پس از وقوع حملات چگونه بود؟
پس از وقوع تجاوز و مشاهده مجدد ناکارآمدی نهادهایی که قرار بوده پس از جنگ جهانی دوم حافظ صلح و امنیت بینالمللی باشند، سازمان حفاظت محیط زیست بار دیگر اقدام به مکاتبه کرد. این مکاتبات با دبیرکل سازمان ملل متحد و همچنین ۱۱ نهاد و کنوانسیون بینالمللی محیط زیستی مرتبط انجام شد.
دلیل این مکاتبات پس از حمله چه بود؟
این نامهها پس از حمله به مخازن سوخت و ذخایر نفتی و انتشار میلیونها تن آلاینده در محیط زیست ارسال شده است؛ رخدادی که از نظر اسناد و مقررات بینالمللی میتواند مصداق جنایت جنگی زیستمحیطی تلقی شود.
معیارهای بینالمللی برای تشخیص این اقدام به عنوان جنایت جنگی چیست؟
بر اساس اسناد بینالمللی از جمله اعلامیه استکهلم، اعلامیه ریو، منشور ملل متحد و پروتکلهای الحاقی کنوانسیون ژنو، هرگونه اقدام نظامی که موجب آسیب پایدار یا غیرقابل بازگشت به محیط زیست شود، مصداق جنایت جنگی محسوب میشود. حتی در شرایطی که عملیات نظامی در چارچوب قوانین بینالمللی انجام شود، حفاظت از محیط زیست یک تکلیف برای همه طرفهاست؛ چه رسد به اقداماتی که در قالب حمله تجاوزکارانه صورت میگیرد.
درباره حمله به مخازن سوخت در نزدیکی مناطق شهری چه توضیحی دارید؟
در روزهای اخیر، علاوه بر سایر حملات از جمله حمله به یک مدرسه در میناب، هدف قرار دادن مخازن سوخت در نزدیکی یک شهر پرجمعیت نیز رخ داد که آثار زیستمحیطی گستردهای به همراه دارد.
هدف سازمان از پیگیریهای بینالمللی چیست؟
هدف از پیگیریهای بینالمللی سازمان، روشن کردن تناقض آشکار میان شعارهای جهانی درباره حفاظت از محیط زیست و واقعیتهای میدانی است. در حالی که در سطح جهان تلاشهای زیادی برای مقابله با تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار کربن انجام میشود و حتی کشورها برای کاهش استفاده از سوختهای فسیلی تحت فشار قرار میگیرند، ناگهان شاهد عملیات نظامی گستردهای هستیم که با هدف قرار دادن مخازن نفتی، حجم عظیمی از آلودگی را در محیط زیست آزاد میکند. چنین اقداماتی نشاندهنده تناقض جدی میان آنچه در مجامع بینالمللی درباره محیط زیست مطرح میشود و آن چیزی است که در عمل رخ میدهد.
سازمان محیط زیست چه پیامی برای نهادهای بینالمللی و فعالان محیط زیست دارد؟
با وجود انتقاد به عملکرد نهادهای بینالمللی، سازمان همچنان این موضوع را پیگیری میکند. این پیام هم خطاب به نهادهای بینالمللی و هم خطاب به فعالان محیط زیست در سراسر جهان است که حداقل اقدام ممکن، بلند کردن صدا و محکوم کردن این اقدامات است. بهویژه کسانی که در حوزه محیط زیست مسئولیت دارند، وظیفه مضاعفی برای واکنش و محکوم کردن چنین جنایات زیستمحیطی دارند؛ چرا که این اقدامات نه تنها علیه یک کشور، بلکه علیه محیط زیست جهانی انجام میشود.
هدف سازمان از مکاتبات و پیگیریهای بینالمللی چیست؟
هدف اصلی ما از این مکاتبات و پیگیریها این است که این تناقضها را هرچه بیشتر و روشنتر در برابر افکار عمومی جهان قرار دهیم. از یک سو کنوانسیونهایی در سطح جهانی وجود دارد که نشستهای سالانه آنها برگزار میشود و در آنها بر لزوم مقابله با گرمایش زمین، کاهش آلودگیها و محدود کردن استفاده از سوختهای فسیلی تأکید میشود، اما از سوی دیگر در چارچوب یک عملیات نظامی کاملاً غیرقانونی، حجم گستردهای از گازهای سمی و آلایندهها وارد هوا، آب و خاک میشود.
در چنین شرایطی، دو دولت در جریان این عملیات نظامی موجب انتشار گسترده آلایندهها در محیط زیست شدهاند، در حالی که کنوانسیونها و نهادهایی که قرار بوده حافظ محیط زیست جهانی باشند عملاً قادر به انجام اقدام مؤثر نیستند.
ما نه تنها به این موضوع باور داریم، بلکه هر روز شاهد ناتوانی این نهادها در برابر دولتهای قانونگریز هستیم. به عنوان نمونه، اصول اساسی منشور سازمان ملل متحد بهویژه سازوکارهای مشخص شده در فصل هفتم برای اقدامات نظامی، عملاً از سوی این کشورها نادیده گرفته شده است.
این وضعیت چه تأثیری بر حوزه محیط زیست دارد؟
وقتی چنین اصولی که پایههای نظام حقوقی بینالمللی محسوب میشود به این شکل زیر پا گذاشته میشود، طبیعی است که در سایر حوزهها از جمله محیط زیست نیز شاهد همین وضعیت باشیم. یکی از وظایف ما این است که این تناقض و ناکارآمدی را در برابر دیدگان جامعه بینالمللی قرار دهیم تا روشن شود که ساختارهای موجود تا چه اندازه در انجام وظایف خود دچار ضعف هستند.
مکاتبات شما در جریان جنگ ۱۲ روزه شامل چه مواردی بوده است؟
در جریان جنگ ۱۲ روزه، مکاتباتی انجام شد و در پاسخ به برخی از نامهها، اعلام شده که آمادگی دارند برای مستندسازی خسارات وارد شده اقداماتی انجام دهند، اما واقعیت این است که نوع مواجهه و ادبیات بهکار گرفته شده در این پاسخها با ابعاد مسئله تناسبی ندارد.
آنچه رخ داده یک اقدام تجاوزکارانه و غیرقانونی است که در ادبیات حقوق بینالملل بهخوبی شناخته شده و قابل تشخیص است. با این حال، بسیاری از نهادها و کنوانسیونهای بینالمللی حتی جرأت محکوم کردن صریح و علنی این اقدامات را ندارند.
این وضعیت چیزی جز نشانهای از ناکارآمدی این ساختارها نیست و در نهایت نیز باعث کاهش اعتماد کشورها به این نهادها خواهد شد.
فلسفه شکلگیری بسیاری از نهادهای بینالمللی این بوده که کشورها بخشی از حقوق و اختیارات خود را به نفع مصالح و منافع عمومی جهانی واگذار کنند، با این انتظار که این نهادها حافظ منافع مشترک جامعه جهانی باشند.
اما وقتی این نهادها قادر به انجام اقدامات مؤثر نیستند، چه اتفاقی میافتد؟
زمانی که کشورها مشاهده کنند در شرایط بحرانی و در برابر دولتهای قدرتمند و زورگو، این نهادها قادر به انجام اقدام مؤثر نیستند، به طور طبیعی هم کارآمدی آنها زیر سؤال میرود و هم سطح اعتماد بینالمللی نسبت به آنها بهطور جدی کاهش پیدا خواهد کرد.