در شرایطی که حتی برخی ساختمانهای عمومی نیز هدف حمله قرار میگیرند، طبیعی است که مردم احساس ناامنی بیشتری کنند. اما در چنین موقعیتهایی، مهمترین اقدام، حفظ آرامش و اتخاذ رفتارهای هوشمندانه برای محافظت از افراد آسیبپذیر است. جوان آنلاین: در روزهایی که صدای انفجار در شهرها ناشی از حملات امریکایی صهیونی به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است، بیش از همه باید به کسانی فکر کرد که توانایی کمتری برای محافظت از خود دارند؛ زنان، کودکان، سالمندان و بیماران. این گروهها در هر بحران و جنگی آسیبپذیرترند و کوچکترین بیتوجهی میتواند جانشان را در معرض خطر جدی قرار دهد.
در شهرهایی که تحت تهاجم قرار گرفتهاند، از جمله تهران، خانوادههای زیادی زندگی میکنند که پناهی در شهرهای دیگر ندارند. بسیاری از آنان نه خانهای در شهرستان دارند و نه اقوامی که بتوانند در این روزهای سخت به آنها پناه ببرند. همین موضوع باعث شده است که برخی خانوادهها در دل شهرهای در معرض خطر بمانند و با اضطراب و نگرانی، روزهای دشواری را سپری کنند. برای چنین خانوادههایی، آگاهی و همبستگی اجتماعی مهمترین سپر محافظتی است.
در شرایطی که حتی برخی ساختمانهای عمومی نیز هدف حمله قرار میگیرند، طبیعی است که مردم احساس ناامنی بیشتری کنند. اما در چنین موقعیتهایی، مهمترین اقدام، حفظ آرامش و اتخاذ رفتارهای هوشمندانه برای محافظت از افراد آسیبپذیر است.
خانوادهها باید برنامه ایمنی داشته باشند
دکتر محمدرضا خدامی، روانشناس در این باره به «جوان» میگوید: «برای خانوادههایی که سالمند یا بیمار در خانه دارند، بهتر است محل امن از قبل مشخص و آماده باشد تا در لحظه بحران نیازی به جابهجایی طولانی نباشد. حتی چند دقیقه تأخیر در چنین شرایطی میتواند خطرناک باشد. سالمندان و بیماران ممکن است توانایی حرکت سریع یا تصمیمگیری در شرایط بحرانی را نداشته باشند؛ بنابراین لازم است یکی از اعضای خانواده مسئولیت همراهی و مراقبت از آنان را بر عهده بگیرد. همچنین بهتر است داروهای ضروری، مدارک پزشکی و وسایل مورد نیاز در یک کیف کوچک و در دسترس قرار گیرد تا در صورت نیاز به جابهجایی سریع، زمان از دست نرود. برای بیماران مزمن، چند روز داروی اضافی نیز میتواند از نگرانیها بکاهد.»
کودکان بیش از هر کس به آرامش نیاز دارند
کودکان در شرایط جنگ و بحران بسیار آسیبپذیر هستند. صدای انفجار، دیدن اضطراب بزرگترها و فضای ناامن میتواند در ذهن آنها ترس عمیقی ایجاد کند. در چنین شرایطی، نقش والدین و بزرگترها بسیار مهم است.
دکتر خدامی در این باره میگوید: «کودکان باید احساس امنیت و حمایت داشته باشند. صحبت با لحنی آرام، در آغوش گرفتن آنها و توضیح ساده و قابل فهم درباره شرایط میتواند اضطرابشان را کاهش دهد. حتی اگر خودتان نگران هستید، تلاش کنید آرامش ظاهری خود را حفظ کنید، زیرا کودکان بیش از هر چیز از رفتار بزرگترها تأثیر میپذیرند.»
همسایگی؛ اولین حلقه حمایت اجتماعی
وی ادامه میدهد: «در روزهای بحران، همسایگان میتوانند مهمترین تکیهگاه یکدیگر باشند. توجه به خانوادههایی که سالمند، بیمار یا کودک خردسال دارند بسیار اهمیت دارد. یک سر زدن کوتاه، یک تماس تلفنی یا پیشنهاد کمک میتواند برای آنان آرامشبخش باشد. گاهی یک خانواده تنها در ساختمانی زندگی میکند و در شرایط اضطراری ممکن است به کمک دیگران نیاز داشته باشد. ایجاد ارتباط و هماهنگی میان همسایهها، حتی در حد دانستن وضعیت یکدیگر، میتواند در لحظههای بحرانی بسیار مؤثر باشد.»
از تجمع در محل حادثه خودداری کنیم
راستی همچنین به موضوع مهم دیگری اشاره میکند و میگوید: «یکی از رفتارهایی که متأسفانه در بسیاری از بحرانها دیده میشود، تجمع مردم در محل انفجار یا حادثه است. این کار نه تنها خطر جانی برای افراد دارد، بلکه عملیات امدادرسانی را نیز با مشکل روبهرو میکند. در چنین شرایطی، بهترین کمک مردم این است که راه را برای نیروهای امدادی باز بگذارند و از نزدیک شدن به محل حادثه خودداری کنند.»
مقابله با اضطراب جمعی
وی درباره نقش آگاهی بخشی در این شرایط میگوید: «در روزهای پرتنش، شایعات و اخبار تأییدنشده میتواند اضطراب مردم را چند برابر کند. انتشار خبرهای نادرست یا بزرگنمایی خطرات، بهویژه برای افراد آسیبپذیر، فشار روانی زیادی ایجاد میکند. به همین دلیل لازم است مردم تنها به اخبار منابع معتبر توجه کنند و از بازنشر شایعات در شبکههای اجتماعی خودداری کنند. آرامش جامعه تا حد زیادی به مسئولیتپذیری تکتک افراد وابسته است.»
امید و همبستگی در روزهای سخت
هرچند شرایط جنگ و بمباران روزهای تلخی را برای مردم رقم میزند، اما تاریخ نشان داده است که همبستگی اجتماعی میتواند بزرگترین نیروی عبور از بحران باشد.
خدامی در این باره میگوید: «اگر هر خانواده به فکر محافظت از افراد آسیبپذیر باشد و هر همسایه به حال همسایه خود توجه کند، جامعه در برابر سختترین شرایط نیز مقاومتر خواهد شد. در چنین روزهایی، مهمتر
از هر چیز این است که مردم احساس تنهایی نکنند. دانستن اینکه دیگران نیز در کنارشان هستند و به فکر امنیت و آرامش آنانند، میتواند امید را در دلها زنده نگه دارد؛ و شاید همین همدلی و مراقبت از یکدیگر باشد که در میان صدای انفجارها، انسانیت را زنده نگه میدارد.»