اثری که هماینک در معرفی آن سخن میرود، خاطرات زندهیاد ولیالله چهپور را در خود دارد جوان آنلاین: اثری که هماینک در معرفی آن سخن میرود، خاطرات زندهیاد ولیالله چهپور را در خود دارد. این مجموعه از سوی راوی تدوین یافته و مرکز اسناد انقلاب اسلامی به انتشار آن همت گماشته است. تارنمای ناشر در اشاره به مضمون و محتوای این کتاب نکات پی آمده را از نظر دور نداشته است: «روایت خاطرات در تبیین ابعاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران از جایگاه ویژهای برخوردار است. اسناد، تصاویر و حتی ثبت وقایع، هرگز بهتنهایی نمیتوانند بیانکننده زوایای پیدا و پنهان تاریخ باشند، چراکه انگیزهها و آرمانها، اخلاصها و ایثارها و تصمیمات پنهانی از چشم و گوش عکاس و مورخ مخفی، اما در اذهان باقی میمانند. خاطرات میتوانند منابع مکتوب تاریخ را گویا کنند و آنچه را که از دیدهها پنهان مانده آشکار کنند؛ خصوصاً افرادی که خود جزو تاریخسازان بودهاند. مرکز اسناد انقلاب اسلامی بهخاطر رسالتی که در تدوین تاریخ انقلاب به عهده گرفته است، صدها ساعت خاطره را از شاهدان تحولات و وقایع ضبط کرده است و تاکنون چندین کتاب از آن را با هماهنگی راویان منتشر کرده است. ولیالله چهپور از جمله مبارزانی است که با نخستین زمزمههای انقلاب به جرگه مبارزان پیوست و در کنار آیتالله طالقانی به فعالیتهای سیاسی و مبارزاتی پرداخت. کتاب حاضر شرح زندگی ایشان و روند کوششها و مجاهدتهای وی در راستای پیروزی انقلاب اسلامی است....»
مؤلف فقید در دیباچهای بر یادمانهای خویش، چنین نگاشته است: «انسان در بیشتر تصمیمگیریها و فعالیتهای خود آزاد و مختار است و جبر و فشاری او را بهجهتی خلاف میل و ارادهاش ملزم نمینماید. گاهی ناخواسته یا ناخودآگاه در مسیری قرار میگیرد که او را به پایانی که هرگز به فکرش نمیرسید، ختم مینماید یا با اشخاصی همراه و همکار میشود که آنان فکر و اندیشهاش را تغییر داده، جهت حرکت یا شیوه زندگی او را متحول میکنند. خود نیز یکی از این افراد هستم. جوانی که به علت فوت زودهنگام پدر مجبور به ترک تحصیل میشود و برای مداوای پای سوختهاش به علت نداشتن هیچ پولی، ماکت رادیوی دستساز خود را به دکترش اهدا مینماید و به دنبال آن عرصه زندگی بر او سختتر میشود! زیرا مسئولیت اداره زندگی خود، مادر و برادرزادههای یتیمش بر او تحمیل میشود و بهناچار خیلی زودتر از همسنوسالان خود راهی بازار کار و درآمد میشود. آشنایی با نحوه رفتار صاحبان مغازهها و استادکارها که معمولاً و مطابق با فرهنگ رایج با نوعی تحقیرِ شخصیت و توهین، سختی کار، حقکشی و بیعدالتی در پرداخت دستمزد و ... همراه است؛ او را مصمم به ادامه تحصیل مجدد مینماید تا بیشتر بداند و بفهمد که چگونه میشود نگرش دیگران را نسبت به خود با طی مدارج علمی تغییر داد. این جوان مسئول و نانآور خانواده - که مراحل شاگردی و کارآموزی را طی کرده است- اینک نمیتواند با دستمزد ناچیزی در حد هفتریال حقوق روزانه خانواده تحت تکفل خود را اداره کند. بنابراین اراده میکند تا روی پای خود ایستاده، برای خودش فعالیت کند و دسترنجش نصیب دیگران نشود. ابتدا با خرید یک باب مغازه اوراقفروشی، قطعات خودرو همراه یک نفر شریک و با پرداخت مبلغ ۵هزارتومان پسانداز خود کسبوکار را شروع مینماید و چندی بعد با خرید سهم شریکش - که با حمایت یکی از سرمایهداران خبر ممکن میشود- بهطور مستقل فعالیت در بازار را شروع مینماید و بهزودی بازارش رونق گرفته و کاسب پردرآمدی میشود. قرارگرفتن مغازهاش در جوار همسایگانی مؤمن، متعهد و از جان گذشته در راه اسلام و سپس آشنایی با دوستان و همفکران این همسایگان از علل اصلی تحول فکری و تغییر در بینش این جوان است....»