ماه مبارک رمضان از راه رسیده است. ماهی که همواره با نور چراغهای مسجد، صفهای پرشور نماز و سفرههای افطار ساده، اما سرشار از محبت در محلهها شناخته میشود جوان آنلاین: ماه مبارک رمضان از راه رسیده است. ماهی که همواره با نور چراغهای مسجد، صفهای پرشور نماز و سفرههای افطار ساده، اما سرشار از محبت در محلهها شناخته میشود. رمضان و مسجد، دو کانون اثرگذار هستند، یکی کانون زمان و دیگری کانون مکان. وقتی این دو در کنار هم قرار میگیرند، میتوانند جان تازهای به روح جمعی جامعه ببخشند، دلها را به هم نزدیکتر کنند و امید و تابآوری را در زندگی اجتماعی جاری سازند. شاید همین پیوند عمیق و تأکید امام خمینی (ره) که مسجد سنگر است، سبب میشود دشمن هر جا بتواند یکی از این دو کانون را هدف قرار دهد. گاه مسجد را و گاه شعائر و حال و هوای رمضان را، چراکه هدف، نه صرفاً آسیب به یک بنا یا مناسبت، بلکه ایجاد فاصله میان دلها و گسترش ناامیدی اجتماعی است. همان راهبردی که به تعبیر مقام معظم رهبری رؤیای «بلعیدن ایران» را از هر راهی دنبال میکند.
همین رؤیا بود که چند ماه پیش سبب شد رمضان امسال برای بعضی محلهها رنگ و بویی متفاوت داشته باشد. تصویری تلخ از مساجد سوخته و نیمهسوخته که چشم رهگذران را میآزارد. دیوارهایی سیاه، پنجرههای شکسته، فرشهای نیمه سوخته و محرابهایی که هنوز بوی دود از آنها به مشام میرسد، نشانههایی از حادثهای است که نه فقط یک بنا، بلکه خاطرهها، قرارهای جمعی و پیوندهای محله را نیز زخمی کرده است.
با این حال، رمضان آمده و شبهای قدرش در راه است تا چراغها دوباره روشن شوند، صدای اذان بر خاکسترها طنین اندازد و قرآنها بر سر گرفته شود. تا اهالی محله با همت خود نشان دهند مسجد فراتر از یک سازه، نماد امید، همدلی و اراده جمعی است. رمضان امسال دیگر تنها ماه عبادت نیست، فصل احیای پیوندهای اجتماعی و معنوی است، پیوندهایی که هیچ شعلهای توان خاموش کردنشان را ندارد و هر دشمنی را ناامید و هر نقشهای از آنها را نقش بر آب میکند.
مسجد قلب تپنده محله
مردم از پیر و جوان گرفته تا مادران و کودکان، هر یک سهمی را در بازسازی مسجد سوخته برعهده گرفتهاند. پیرمردی که سالهاست نماز جماعتش ترک نشده، میگوید: «دیدن مسجد در آن وضعیت خیلی سخت بود، اما شنیدهام با فرارسیدن رمضان بعضی مساجد سرپا شدهاند. به کوری دشمنان مساجد ما زندهاند، چون عاشقان آن زندهاند و با جایگزین کردن قرآنها به جای قرآنهای سوخته باز شبهای قدر آنها را روی سر میگذاریم و برای نابودیشان دعا میکنیم.»
زن میانسالی هم درباره مساجدی که با آتش کینه دشمن سوخت، با بغض در گلو میگوید: «هر بار به تصاویر مساجد سوخته در تلویزیون نگاه میکردم، بغض گلویم را میگرفت، ولی وقتی شنیدم جوانها دست به کار شدهاند تا آنها را بسازند از ته دل خوشحال شدم که اعتقادات همچنان پابرجا و همت جوانها در این باره بالاست.»
مادر جوانی که فرزندش را تشویق میکند تا در برنامههای فرهنگی مسجد شرکت کند نیز عنوان میکند: «مسجد بخشی از تربیت بچههاست. اینجا یاد میگیرند با هم باشند، مسئولیتپذیر شوند و با دیگران همکاری کنند. وقتی آسیب به مساجد را دیدم حس کردم بخشی از زندگی ما و تربیت فرزندانمان آسیب دیده، اما این مردم دوباره آن را میسازند.»
یک نوجوان دانش آموز هم که در گروههای قرآنی مسجد فعالیت میکند، خاطرنشان میکند: «در هفته، سه روز بعد از انجام تکالیف مدرسه به مسجد محل میروم. شاید باورتان نشود مثل خانه مادری برایم محل آرامش است. دعا میکنم مساجدی که سوختند زودتر ساخته شوند، چون حال نوجوانان فعال در آن مساجد را درک میکنم. خیلی دلم برایشان میسوزد.»
یک کاسب محلی میگوید: «مسجد تنها محل نماز نیست. خود من هر وقت مشکلی داشته باشم به مسجد میروم و از هیئت امنای مسجد کمک میخواهم. خب معلوم است که این مکان باید در تیررس دشمن قرار میگرفت، چون آن جماعت از مردم نبودند، وگرنه کسی که دلسوز مردم است محل امید مردم را نمیسوزاند. مسجد کانون آرامش و همدلی محلههاست.»
این گفتوگوها نشان میدهد، مسجد برای بسیاری تنها محل عبادت نیست، مرکز همدلی، تکیهگاه اجتماعی و نقطه اتصال نسلهاست. آسیب به مسجد، اختلال در زیست اجتماعی محله است و جای خالی آن بیش از همه در مناسبتهایی مثل شبهای رمضان بیشتر احساس میشود.
یک معلم بازنشسته هم عنوان میکند: «وقتی تصاویر مساجد سوخته را دیدم، قلبم درد گرفت. مسجد همیشه برای ما جایی بوده که بچهها تربیت میشوند، مردم در کنار هم زندگی میکنند و در شبهای رمضان همه با یک حال و هوای خاص وارد فضای مسجد میشوند. افطارهای ساده، قرآنخوانی و قرآن سرگرفتن، دعا و همدلی، حالا تصور کنید این صحنهها در مسجد محلهای وجود ندارد. دلم میخواست کاری کنم، حتی اگر کوچک، تا چراغ این مسجد دوباره روشن شود، چراکه بازسازی مسجد به معنای واقعی، یعنی بازگرداندن امید به محله.»
جوان دانشجویی که سالهاست در بسیج مسجد محلهشان فعالیت دارد، میگوید: «وقتی عکسها و ویدئوهای آتش سوزی مساجد را دیدم، متوجه شدم چقدر جای خالی مسجد در یک محله میتواند خلأ ایجاد کند. مسجد علاوه بر نمازخانه، مرکز همدلی، مشاوره، کلاسهای آموزشی و نقطهای برای حل مشکلات کوچک و بزرگ مردم است. اگر مسجدی تخریب شود، هم زیست اجتماعی و هم روحیه مردم تحت تأثیر قرار میگیرد. احساس کردم همه باید به فکر کمک باشیم، حتی با یک فعالیت کوچک، تا این تکیه گاهها دوباره زنده شوند.»
بازسازی مردمی و همدلی مثل همیشه
پویشهای محله محوری برای بازسازی مساجد شکل گرفته است. خانوادهها، جوانان و بانوان هر یک به اندازه توان خود مشارکت میکنند، تأمین بخشی از کاشی، فرش یا تجهیزات مسجد، حضور در پاکسازی و کمکهای مالی.
تجربه تاریخ معاصر مانند دفاع مقدس و حوادثی مانند زلزله وسیل نیز نشان داده که هر جا مردم پای کار آمدند، بازسازی سریعتر و مؤثرتر از دیگر پروژهها انجام شده است. یک جوان فعال در امور مساجد میگوید: «کمک هر خانواده شاید کوچک باشد، اما ارزشمند است. با این اعتقاد که مسجد متعلق به ماست و باید از خودمان شروع کنیم.»
مسجد، بازگشت به کارکردهای اجتماعی
حادثه اخیر باعث شد برخی محلهها بار دیگر به نقش و کارکرد مسجد توجه کنند، نه فقط به عنوان مکانی برای نماز. یاد شبی افتادم که در همان شبهای آشوب بعد از آتش زدن چند مسجد در چند شهر از کشور، اعلام شد هر کس میتواند شب را در مسجد محله بگذراند. همان شب، تصویر دیگری هم در ذهنم زنده شد، روزها و شبهایی که ساعتی پس از اذان به امید خواندن نماز به مسجدی رفتم، اما با درهای بسته روبهرو شدم. تجربهای آشنا برای بسیاری از مردم. اما همین حادثه تلخ نشان داد میتوان درهای مسجد را تا پاسی از شب و حتی تا صبح باز نگه داشت. اقدامی که نه تنها خلاف امنیت نیست، بلکه میتواند به تقویت آن کمک کند. مردم آمدند، ماندند و حضورشان خود به حفاظی برای مسجد تبدیل شد. مسجد با مردم زنده است و امنیتش نیز در سایه همین پیوند معنا پیدا میکند.
در کنار بازسازی بنا، بسیاری از اهالی و فعالان فرهنگی بر یک نکته تأکید دارند؛ ترمیم واقعی مسجد تنها با آجر و گچ کامل نمیشود. بازسازی باید با تقویت برنامههای فرهنگی، تربیتی و اجتماعی همراه باشد. برنامههایی که وقتی جان میگیرند که مسجد در زمانهای طولانیتری در دسترس مردم باشد.