امریکا قصد دارد با شورای صلح ادعایی خود مرحله دوم آتشبس را اجرا کند، اما صهیونیستها با دست گذاشتن روی برجستهترین خط قرمز فلسطینیان یعنی «خلع سلاح حماس»، عملاً بر طبل جنگ میکوبند جوان آنلاین: امریکا قصد دارد با شورای صلح ادعایی خود مرحله دوم آتشبس را اجرا کند، اما صهیونیستها با دست گذاشتن روی برجستهترین خط قرمز فلسطینیان یعنی «خلع سلاح حماس»، عملاً بر طبل جنگ میکوبند. در شرایطی که پیوستن نخستوزیر رژیم صهیونیستی به این شورا، خشم حماس را به دنبال داشته است پافشاری این رژیم بر لزوم خلع سلاح حماس نیز میتواند آغازگر دور جدیدی از تنشها باشد.
دونالد ترامپ ۲۵ دیماه، از تأسیس «شورای صلح غزه» خبر داد و اساسنامه آن هم یک هفته بعد در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد در داووس امضا شد. پس از این اقدام، موجی از واکنشها در جهان به راه افتاد. حالا کاخ سفید در حال تدارک برای برگزاری نخستین نشست سران شورای صلح غزه در ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن) است. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، تأکید دارد که نمایندگان مسکو در نخستین جلسه این شورا شرکت نخواهند کرد. او پیش از این نیز گفته بود که انتقال یک میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده روسیه در امریکا به «هیئت صلح» غزه مستلزم آن است که ایالات متحده این مبالغ را آزاد کند، اما هنوز از لحاظ حقوقی نحوه انجام آن مشخص نیست. در مقابل، دفتر بنیامین نتانیاهو اعلام کرده است که او در دیدار با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا در واشینگتن، یادداشت پیوستن به شورای صلح را امضا کرده است. چنین اقدامی، همانطور که انتظار میرفت، واکنش مقاومت اسلامی حماس را به دنبال داشت. محمود مرداوی از مقامات ارشد حماس، پیوستن نتانیاهو به شورای صلح پیشنهادی ترامپ را اقدامی در تضاد با حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین و پاداشی به رژیم صهیونیستی برای نسلکشی دانست. مرداوی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت افزود: «پیوستن نتانیاهو به این شورا، شک و تردیدها را تقویت میکند، بیاعتمادی را تعمیق میبخشد و به جای پاسخگو کردن [اسرائیل]به خاطر سیاستهای نسلکشی و سرکوب، به آن پاداش میدهد.» مرداوی ادامه داد: «ارزشها را نمیتوان با یک تصمیم سیاسی، صرفنظر از اینکه چه کسی آن را صادر کرده است، از نو تعریف کرد. حقوق ثابت هستند و عدالت آفتابی است که نمیتوان آن را با غبار پوشاند. این حقوق تا زمانی که کسانی آنها را مطالبه میکنند، از بین نخواهد رفت.»
خیز نظامی صهیونیستها
در اساسنامه «شورای صلح» در توافق آتشبس ۲۰مادهای برای نوار غزه، اشاره مستقیمی به نوار غزه ندارد که حدود ۴/۲ میلیون فلسطینی از جمله ۵/۱ میلیون آواره در شرایط دشوار انسانی در آنجا زندگی میکنند. این منشور، شورای صلح را به عنوان «یک سازمان بینالمللی دائمی برای ترویج صلح و حکومتداری خوب در مناطق جنگی» توصیف و به ترامپ اختیارات گسترده و مادامالعمر از جمله حق وتو و امکان انتصاب اعضا را اعطا میکند. تأسیس این شورا انتقاد شماری از ناظران را به دنبال داشته است زیرا آن را تلاشی برای دور زدن نقش سازمان ملل متحد میدانند. این منشور به طور ضمنی از سازمان ملل انتقاد و اشاره میکند که نیاز به یک «نهاد بینالمللی انعطافپذیرتر و مؤثرتر برای ایجاد صلح» در جهان وجود دارد و «صلح پایدار مستلزم شجاعت در کنار گذاشتن نهادهایی است که بارها شکست خوردهاند». در چنین شرایطی، ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی از منطقه رفح تهدید کرد که در صورت عدم تحقق هدف خلع سلاح حماس، حملات نظامی از سر گرفته خواهد شد و این استراتژی در تمامی جبههها قابل اجرا است. زامیر در ادامه ادعاهای خود گفت: «در طول جنگ، دستاوردی بیسابقه کسب کردیم؛ تمامی گردانهای مقدماتی حماس نابود شدند. حماس از نظر نظامی شکست خورد و تمامی گروگانها (زندانیان صهیونیست) به خانههای خود بازگشتند.» وی همچنین ادعا کرد که ارتش رژیم صهیونیستی اکنون در امتداد مرز امنیتی - خط زرد - مستقر است و بر ورودیهای نوار غزه کنترل دارد و به طور سیستماتیک در حال پاکسازی منطقه از زیرساختهای نظامی است. رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی همچنین آمادگی خود را برای «گذار از حالت تدافعی به تهاجمی» اعلام و تهدید کرد که به هرگونه نقضی پاسخ خواهد داد. زامیر در ادامه تأکید کرد: «هیچگونه عقبنشینی از هدف جنگ که همان خلع سلاح کامل نوار غزه و حماس است، وجود نخواهد داشت.» وی افزود: «ما بر اساس دستورات رهبری سیاسی عمل میکنیم و در حال حاضر دارای طرحهای نظامی قاطع هستیم و برای آغاز عملیات تهاجمی در صورت لزوم در آمادهباش کامل قرار داریم.» زامیر همچنین بدون در نظر گرفتن جنایات ارتش اشغالگر در اظهاراتی بیاساس مدعی شد: «تروریسم هیچ مصونیتی ندارد و آنچه بر غزه صدق میکند شامل سایر مناطق نیز میشود و ما با قدرت و با روحیه تهاجمی به تمرکز و قطع تهدیدات ادامه خواهیم داد.»
لزوم بازگشت به اصول صلحسازی
نخستین روز کنفرانس امنیتی مونیخ با اختلافی کمسابقه میان دولت ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا درباره آینده نوار غزه همراه شد. نیکولای ملادینوف، نماینده عالی شورای صلح غزه تأکید کرد: «باید مطمئن شویم که نقض آتشبس فعلی متوقف میشود.» ملادینوف در پاسخ به اتهامات فرار از پاسخگویی، در جریان سخنرانیاش در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: «من به صراحت گفتم که خلع سلاح تمامی گروههای مسلح در غزه ضروری است و راه دیگری پیش رو نداریم، مگر اینکه بخواهیم به جنگ بازگردیم یا رنجی که اکنون با آن دستوپنجه نرم میکنیم، ادامه یابد.» همچنین، مایک والتز، سفیر امریکا در سازمان ملل، آنچه تردید درباره شورای صلح خواند را مورد انتقاد قرار داد و گفت باید از وضعیت کنونی جنگ بیپایان در غزه عبور کرد. وی اعلام کرد اندونزی با اعزام ۸هزار نیرو برای مشارکت در یک نیروی تثبیت بینالمللی در غزه موافقت کرده و احتمال داد هفته آینده از اعزام نیروهای بیشتر خبر داده شود. والتز افزود که برخی کشورها تمایلی به تزریق میلیاردها دلار برای بازسازی از طریق سازوکار سازمان ملل ندارند و این نهاد نیازمند «بازتنظیم» برای بازگشت به اصول صلحسازی است.
تلاش برای دور زدن مأموریت سازمان ملل
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در سخنرانی خود اعلام کرد نهادی که ترامپ با عنوان «شورای صلح» ایجاد کرده، عملاً ابزاری در دست رئیسجمهور امریکاست و او را از پاسخگویی در برابر فلسطینیان یا سازمان ملل متحد معاف میکند. کالاس تأکید کرد که قطعنامه شورای امنیت برای تشکیل شورای صلح با هدف کمک به غزه و با تعیین مأموریت تا سال ۲۰۲۷ تصویب شده و مشارکت فلسطینیها را پیشبینی کرده بود، اما اساسنامه ارائهشده واشینگتن اشارهای به غزه یا نقش سازمان ملل ندارد. خوزه مانوئل آلبارس، وزیر امور خارجه اسپانیا، ترامپ را به تلاش برای دور زدن مأموریت سازمان ملل که به شورای صلح داده شده، متهم کرد و گفت اروپا با وجود آنکه از اصلیترین تأمینکنندگان مالی تشکیلات خودگردان فلسطین است، از روند فعالسازی شورا کنار گذاشته شده است. حتی کریس مورفی، سناتور دموکرات امریکایی، نسبت به سازوکار شورای صلح ابراز نگرانی کرد و گفت احتمال دارد میلیاردها دلار کمک بازسازی بدون نظارت کافی به نزدیکان ترامپ برسد. «گاردین» این اختلافات را شدیدترین شکاف تاکنون درباره طرح ترامپ برای غزه توصیف کرده است. برهمین اساس، آینده سازوکار پیشنهادی برای مدیریت پساجنگ غزه در حالی با ابهام روبهرو است که شکاف میان واشینگتن و بروکسل میتواند بر روند بازسازی، ترتیبات امنیتی و مسیر سیاسی بحران تأثیر مستقیم بگذارد.