سه سارق که خانههای شمالشرق تهران را هدف قرار دادهبودند، گمان نمیکردند بوی خاص عطری که از یکی از سرقتها به غنیمت بردهبودند، به مهمترین سرنخ پلیس تبدیل شود؛ سرنخی که هویتشان را برای شاکیان فاش کرد و پرونده سرقتهای سریالی را گشود. جوان آنلاین: چند شب قبل، مردی با اداره پلیس تهران تماس گرفت و به آرامی گفت سه پسر جوان در خانهاش در حال سرقت اموالش هستند. او توضیح داد دقایقی قبل از مسافرت به خانه برگشته و قبل از ورود به خانه متوجه حضور سارقان شدهاست. مرد پس از اعلام آدرس خانهاش، تلفن را قطع کرد.
ورود غافلگیرانه پلیس به آپارتمان
لحظاتی بعد تیمی از مأموران پلیس به محل حادثه در یکی از خیابانهای شمالشرقی پایتخت اعزام شدند. وقتی مأموران به آپارتمان مسکونی رسیدند، صاحبخانه بیرون از منزل پشت در ایستاده بود و سارقان در کمال خونسردی داخل خانه مشغول پیدا کردن اموال قیمتی بودند. سکوت سنگینی سراسر ساختمان را فراگرفته بود.
مأموران با چرخاندن کلید وارد خانه شدند و سه سارق را غافلگیر کردند. یکی از آنها داخل کمد لباسها در حال جمع کردن لباسهای مارکدار بود، دیگری به دنبال محل نگهداری جواهرات و پول میگشت و نفر سوم تلاش میکرد وسایل گرانقیمت را داخل ساکی جا دهد. با دیدن مأموران پلیس، هر سه نفر شوکه و در همان لحظه بازداشت شدند.
ردپای سرقتهای سریالی
متهمان سه پسر ۱۸ ساله بودند که از محلهای در جنوب شهر برای سرقت به خانه مرد تاجری آمدهبودند، اما در آخرین لحظات با سر رسیدن صاحبخانه ناکام ماندند و دستگیر شدند. آنها در بازجوییها مدعی شدند این نخستین سرقتشان بودهاست، اما بررسیها نشان داد در چند روز گذشته سرقتهای مشابهی در همان منطقه رخ داده که احتمال دست داشتن این سه نفر در آنها را تقویت میکرد.
مأموران با بررسی شکایتهای مشابه دریافتند سارقان در تمامی سرقتها با تخریب قفل پنجره وارد خانهها شده و علاوه بر طلا و پول، لباسهای مارکدار و حتی عطر و ادکلن نیز سرقت کردهاند.
راز عطر پاریسی و لباسهای مارکدار
نکته قابلتوجه اینکه سارقان هنگام دستگیری لباسهای مارکدار و کتانیهای گرانقیمت به تن داشتند؛ موضوعی که راز سرقتهای سریالی را برملا کرد. مأموران احتمال دادند لباسهای بر تن سه سارق جوان، همان لباسهای سرقتی از خانههای قبلی باشد.
در حالی که متهمان تنها به یک سرقت اعتراف کردهبودند، کارآگاهان دو نفر از شاکیان را برای شناسایی آنان به اداره پلیس دعوت کردند. یکی از شاکیان لباسهای مارکدار خود را شناسایی کرد و دیگری از بوی عطری که سارقان استفاده کردهبودند، آنها را شناخت.
یکی از شاکیان گفت: «چند شب قبل از حادثه همراه خانوادهام برای تفریح به شمال رفتم. وقتی برگشتم، خانهام بههم ریختهبود و فهمیدم سارقان دستبرد زدهاند. آنها علاوه بر طلا و پول و وسایل گرانقیمت، لباسهای مارکدار من و اعضای خانوادهام را که الان در تنشان است، با خود برده بودند.» شاکی دیگر نیز اظهار کرد: «سارقان علاوه بر طلا و پول، چند ادکلن و عطری را که در یکی از سفرهایم از پاریس خریدهبودم، سرقت کردند. بوی عطر من خاص است و اکنون همان بو را روی لباسهای آنها حس میکنم و مطمئن هستم سارقان خانه من هستند.»
کشف اموال سرقتی در خانه متهمان
پس از شناسایی سارقان از سوی شاکیان، مأموران به دستور مقام قضایی محل زندگی آنها را بازرسی کردند و تعداد زیادی اموال سرقتی شامل ادکلن، عطر، لباس و کتانیهای مارکدار کشف شد. سه سارق جوان وقتی فهمیدند بوی عطر پاریسی و لباسهای مارکدار راز سرقتهای سریالیشان را فاش کردهاست، به پنج فقره سرقت از خانههای خیابانهای شمالشرق تهران اعتراف کردند.
متهمان پس از اعتراف، به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت برای تحقیقات بیشتر و شناسایی شاکیان احتمالی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفتند.
گفتوگو با متهم | میخواستیم پولدار شویم
کیوان، سردسته باند، که همراه دو دوست همسنوسالش به سرقتهای سریالی اعتراف کردهاست، گفت وقتی دیدیم بعضی از بچههای محلهمان با سرقت، لباسهای مارکدار و حتی موتورسیکلت و خودرو خریدهاند، ما هم تصمیم گرفتیم سرقت کنیم و پولدار شویم.
کیوان سابقه داری؟
نه. من و دوستانم هیچ کدام سابقهای نداریم. ما تازه دبیرستان را تمام کرده بودیم و تا الان هم پایمان به کلانتری هم باز نشدهبود.
چه شد که از درس و کتاب به سرقت روی آوردید؟
واقعیتش وسوسه پولدار شدن داشتیم. میخواستیم ره صد ساله را یک شب طی کنیم. دوست داشتیم مثل بعضی از بچههای محلهمان لباسهای مارکدار بپوشیم و خوشگذرانی کنیم. به همین دلیل تصمیم گرفتیم سرقت کنیم.
بچههای محله پیشنهاد دادند که برای پولدار شدن سرقت کنید؟
خانوادههای ما سه نفر وضعیت مالی خوبی ندارند و از طرفی دوستانم هم مثل ما هستند، اما وقتی دیدیم آنها همیشه جیبشان پر پول است و خوشگذرانی میکنند. موتورسیکلت و خودرو میخرند و لباسهای مارکدار و کتونیهای گرانقیمت میپوشند، متوجه شدیم که سرقت میکنند. چون آن همه پول، آن هم خیلی زود از راه درست به دست نمیاد. وقتی هم از آنها سؤال کردیم خیلی راحت به ما گفتند سرقت میکنند. ما هم تشویق شدیم و شروع به سرقت کردیم، اما تصور نمیکردیم به این زودی دستگیر شویم.
چرا؟
چون تازه شروع کردهبودیم و فکر میکردیم حداقل یک سالی سرقت میکنیم و وقتی پولدار شدیم و قبل از شناسایی سرقت را کنار میگذاریم، اما در پنجمین سرقت صاحب خانه ما را به دام انداخت.
چه شد که به سرقتهای سریالی اعتراف کردید؟
واقعیتش ما در سرقتهای قبلی هیچ ردی از خودمان به جای نگذاشته بودیم، اما سرقت چند عدد عطر و ادکلن و لباسهای مارکدار باعث شد دست ما رو شود و ما مجبور شدیم به پنج سرقتی که انجام دادهبودیم، اعتراف کنیم.
موضوع سرقت ادکلن و عطر و لباسهای مارکدار چه بود؟
ما در یکی از سرقتها خیلی دنبال پول و طلا گشتیم، اما طلا پیدا نکردیم، چون صاحبخانه طلاهایش را در خانه نگه نداشته بود. حین جستوجو داخل کمدی با تعدادی عطر و ادکلن روبهرو شدیم که معلوم بود همه گرانقیمت و مارکهای اصلی هستند و تصمیم گرفتیم همه را سرقت کنیم. با خودمان گفتیم به هر حال برای خوشگذرانی و مهمانی عطر و ادکلن لازم داریم و سرقت کردیم. در یکی از سرقتهای دیگرمان هم لباسهای مارکدار و کتونیهای قیمتی سرقت کردیم. ما دوست داشتیم زندگی لوکسی داشتهباشیم و عطر و ادکلن و لباسهای گرانقیمت هم جزئی از برنامه ما بود.
حرف آخر؟
اشتباه کردیم و راه درستی برای پولداری انتخاب نکردیم و الان پشیمان هستیم.