کد خبر: 1343912
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۶:۰۰
«گِیس» دو فیلم با یک بلیت! ورود وزیر به شهر، اعتراض مردم، شعار‌ها و پرتاب گوجه به ماشین او. همین افتتاحیه نوید فیلمی مسئله‌محور را می‌دهد که قصد دارد به نسبت قدرت، اعتراض، مسئولیت و فساد بپردازد.
ریحانه محسنی

جوان آنلاین: ورود وزیر به شهر، اعتراض مردم، شعار‌ها و پرتاب گوجه به ماشین او. همین افتتاحیه نوید فیلمی مسئله‌محور را می‌دهد که قصد دارد به نسبت قدرت، اعتراض، مسئولیت و فساد بپردازد. لیدر اعتراض‌ها، مهندس سمیر ثنایی، کارمند پتروشیمی معرفی می‌شود؛ شخصیتی که در همان ابتدا، به عنوان کنشگر اجتماعی بالقوه قهرمانانه شکل می‌گیرد، اما فیلم خیلی زود مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کند؛ مسیری که نه‌تنها تمرکز روایت را از دست می‌دهد، بلکه هویت قهرمان خود را نیز گم می‌کند. آزاد شدن سمیر به دلیل نزدیک بودن مراسم عروسی‌اش، فرصتی است که فیلم برای ساختن تضاد میان زندگی شخصی و مسئولیت اجتماعی در اختیار دارد، اما این فرصت خیلی زود با یک شوک بزرگ قطع می‌شود. شب عروسی، آتش‌سوزی در پتروشیمی رخ می‌دهد، سمیر برای بستن شیر گاز وارد محل حادثه می‌شود و در نهایت، انفجار جانش را می‌گیرد. این نقطه می‌توانست نقطه عزیمت اصلی فیلم باشد؛ مرگ یک قهرمان بالقوه که پیامد‌های اجتماعی، سیاسی و اخلاقی گسترده‌ای دارد. با این حال، فیلم پس از این اتفاق، دچار سرگردانی روایی می‌شود.

با وجود ریتم نسبتاً مناسب در بخش‌هایی از فیلم، پس از گذشت حدود یک ساعت، هنوز مشخص نیست فیلم دقیقاً به‌دنبال چیست و چه مسئله‌ای را می‌خواهد به مخاطب منتقل کند. روایت به‌تدریج از سطح دغدغه اجتماعی فاصله می‌گیرد و به سمت تسویه‌حساب‌های شخصی و خانوادگی متمایل می‌شود. تمرکز خشم و اتهام‌ها به سمت عماد، شوهر خواهر سمیر می‌رود؛ شخصیتی که به‌زعم دیگران، اجازه داده سمیر وارد آتش شود. این تغییر مسیر، بدون زمینه‌سازی دراماتیک کافی رخ می‌دهد و باعث می‌شود مخاطب احساس کند فیلم از مسئله اصلی خود منحرف شده است.

در اینجا، گِیس عملاً به دو فیلم مجزا تقسیم می‌شود. در یک خط روایی، همسر سمیر به‌دنبال کشف حقیقت آتش‌سوزی است و تلاش می‌کند بفهمد چه اتفاقی افتاده و چه کسی مقصر بوده. در خط دیگر، عماد درگیر بازسازی پالایشگاه پتروشیمی است؛ مسیری که بیشتر به درامی مدیریتی و فنی شبیه است تا ادامه یک روایت اجتماعی- سیاسی. این دو خط، به‌جای تقویت یکدیگر، اغلب به‌صورت موازی و ناهماهنگ پیش می‌روند و انسجام کلی فیلم را تضعیف می‌کنند. افشای حقیقت آتش‌سوزی نیز با تأخیر بیش از حد اتفاق می‌افتد. حدود ۷۵دقیقه از زمان فیلم می‌گذرد تا مشخص شود علت حادثه، چه بوده که می‌توانست نقطه اوج دراماتیک فیلم باشد، اما به‌دلیل دیرهنگام‌بودن و کش‌آمدگی روایت، تأثیرگذاری لازم را ندارد.

یکی از اساسی‌ترین مشکلات گِیس، بحران قهرمان است. در ابتدای فیلم، سمیر به‌عنوان قهرمان بالقوه معرفی، اما خیلی زود کشته می‌شود، سپس عماد به مرکز توجه می‌آید، اما او نیز سرنوشتی مشابه پیدا می‌کند و از روایت حذف می‌شود. در ادامه، مأمور اطلاعاتی که به‌دنبال شناسایی مقصران است، جایگزین می‌شود؛ تغییری که بیشتر شبیه تلاش برای جمع‌کردن روایت است تا یک انتخاب آگاهانه دراماتیک. این جابه‌جایی مداوم، باعث می‌شود مخاطب نتواند با هیچ شخصیت محوری پیوند عاطفی پایدار برقرار کند.

با این حال، باید اذعان کرد کارگردان در پایان، فیلم را رها نمی‌کند و سرانجام کاراکتر‌ها را مشخص می‌سازد. روایت بسته می‌شود و تکلیف شخصیت‌ها روشن است، اما این جمع‌بندی نمی‌تواند ضعف‌های ساختاری مسیر را جبران کند. مسئله اصلی فیلم (نسبت اعتراض اجتماعی، مسئولیت فردی و فساد) در لابه‌لای درگیری‌های شخصی و خانوادگی گم می‌شود و آن قدرت اولیه خود را از دست می‌دهد. در مجموع، گِیس فیلمی است که با دغدغه‌ای مهم و شروعی امیدوارکننده آغاز می‌شود، اما در میانه راه تمرکز خود را از دست می‌دهد. فیلم می‌خواهد هم اجتماعی باشد، هم خانوادگی، هم معمایی، اما در نهایت هیچ‌کدام را به‌طور کامل محقق نمی‌کند. گِیس بیش از آنکه پاسخی روشن ارائه دهد، نمونه‌ای است از فیلمی که زیر بار ایده‌های متعدد، هویت روایی خود را گم کرده است.

برچسب ها: فیلم ، سینما ، فرهنگ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار