فیلم «پل» حاضر در جشنواره فیلم فجر امسال، تلاشی است شریف، اما لکنتدار برای بازخوانی پروندهای که سالهاست در میان نیزارهای هورالعظیم و جزایر مجنون باز مانده است جوان آنلاین: فیلم «پل» حاضر در جشنواره فیلم فجر امسال، تلاشی است شریف، اما لکنتدار برای بازخوانی پروندهای که سالهاست در میان نیزارهای هورالعظیم و جزایر مجنون باز مانده است.
این فیلم بیش از آنکه یک درام جنگی کلاسیک با فراز و فرودهای هیجانانگیز باشد، یک «پرتره وضعیت» است؛ وضعیتی که در آن مرز میان زندگی و مرگ، ماندن و رفتن و کودکی و بلوغ در میان آبها گم میشود.
اگرچه فیلم در فیلمنامه و تدوین دچار نقصانهایی است که گاه حوصله مخاطب را به چالش میکشد، اما نگاه جامعهشناختی آن به «خانواده» و نگاه روانشناختیاش به «تطور شخصیت» آن را شایسته بررسی میکند. از منظر جامعهشناختی، اصلیترین گزاره فیلم در یک جمله خلاصه میشود: «جنایت جنگ، جابهجایی نقشها و تهیسازی خانوادهها.»
فیلم به درستی و بدون شعارزدگی (برخلاف بسیاری از آثار مشابه)، نشان میدهد ماشین جنگی صدام چگونه بنیادینترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده را هدف قرار داده است. تصویرسازی فیلم از «خانوادهای که بیبچه شد» و «بچهای که بیخانواده شد»، یک تقارن دردناک اجتماعی است که در پایانبندی فیلم به اوج خود میرسد.
موسی، قهرمان داستان، کودکی یتیم را به خانوادهای میسپارد که فرزندشان شهید شده است، این تبادل تلخ، استعارهای از جامعهای است که میکوشد با وصله زدن زخمهایش، بقای خود را تضمین کند. همچنین لوکیشن در اینجا تنها یک پسزمینه نیست بلکه یک «بستر اجتماعی» است. فیلمساز تلاش کرده رشادت مردم بومی و رزمندگان را نه به صورت قهرمانان افسانهای و هالیوودی، بلکه به عنوان انسانهایی واقعی در «کف میدان» نشان دهد.
عدماستفاده از جلوههای ویژه اغراقآمیز و تمرکز بر رئالیسم میدانی، این حس را به مخاطب میدهد که با زیستبوم واقعی جنگ روبهرو است.
از بُعد روانشناختی، شخصیت «موسی» (با بازی قابل قبول روحالله زمانی) محور اصلی تحلیل است. او کهنالگوی «قهرمان بیمیل» (Reluctant Hero) را نمایندگی میکند. موسی برای جنگیدن و ایدئولوژی نیامده است، او با انگیزهای کاملاً شخصی و غریزی (یافتن برادرش که نیروی اطلاعات عملیات است) پا به منطقه میگذارد. در نیمه ابتدایی فیلم، «غریزه بقا» (Id) به او نهیب میزند که هرچه سریعتر از این مهلکه بگریزد، اما آنچه او را در هور ماندگار میکند، بیدار شدن «وجدان اخلاقی» (Super- ego) در مواجهه با دیگری است.
مواجهه او با کودک رها شده در آب و پیکر شهید، او را در موقعیتی اگزیستانسیالیستی قرار میدهد: انتخاب بین «نجات خود» و «مسئولیت در قبال دیگری». موسی جوانی است که برای «ماندن» نیامده بود، اما «ماندگار» شد.
این ماندگاری، نمادی از بلوغ زودرس یک نسل است. حضور شخصیتهایی با بازی سروش صحت و سعید آقاخانی و طنز تلخی که در تار و پود شخصیت موسی و اتمسفر فیلم تنیده شده، از منظر روانشناسی یک «مکانیسم دفاعی» (Defense Mechanism) برای تابآوری در برابر ترومای جنگ است.
این طنز باعث میشود زهرِ خشونتِ عریانِ محیط گرفته شود و مخاطب بتواند با شخصیتها همذاتپنداری کند. با این حال، «پل» در ساختار سینمایی خود دچار لغزشهایی است. پاشنه آشیل فیلم، فیلمنامه آن است که فاقد نقاط عطف قدرتمند است و همین امر باعث میشود ریتم فیلم کند و داستان دچار عدمانسجام شود.
سوژه (تفحص و شهدای غواص) بارها تکرار شده و فیلمساز نتوانسته زاویه دید جدیدی به جز پایانبندی عاطفیاش ارائه دهد. دیالوگها نیز در برخی لحظات، به جای آنکه از عمق جان شخصیتها برآیند، گرفتار کلیشههای رایج میشوند. تدوین فیلم نیز دچار آشفتگی است و «پرشهای زمانی و مکانی» (Jump Cut) نامناسب، به تداوم حسی مخاطب ضربه میزند.
در مقابل، صدابرداری یکی از نقاط قوت فنی اثر است. صدا در این فیلم، راوی نادیده جنگ است؛ صدای آب، نیها و سکوت هراسانگیز هور، اتمسفر روانی محیط را به خوبی میسازد. در نهایت، برداشت کلی مخاطب این است که «پل» میخواهد مرثیهای باشد برای پیکرهای بازنگشته. اگرچه پایان فیلم تا حدی قابل پیشبینی است و موسی پس از انجام رسالت اخلاقیاش دوباره به دل خطر بازمیگردد، اما این بازگشت، نه از سر اجبار، بلکه انتخابی آگاهانه است. فیلم «پل» داستان جوانی است که جنگ، مسیر زندگیاش را از جستوجوی برادر خونی، به یافتن برادران ایمانی تغییر داد؛ اثری که اگرچه در فرم سینمایی نمره بالایی نمیگیرد، اما در ترسیم سیمای انسانی جنگ و مظلومیت شهدای هور، نمره قبولی را دریافت میکند.