کد خبر: 1343264
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۰
نظری بر خاطرات مهدی نوروزی
«همافر» سرباز انقلاب در نیروی هوایی اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، در بردارنده خاطرات مهدی نوروزی است که در دوره منتهی به ایران اسلامی در نیروی هوایی فعالیت داشته است
سمانه صادقی

 جوان آنلاین: اثری که هم اینک در معرفی آن سخن می‌رود، در بردارنده خاطرات مهدی نوروزی است که در دوره منتهی به ایران اسلامی در نیروی هوایی فعالیت داشته است. انتشارات سوره مهر که این کتاب را روانه بازار کتاب ساخته، در تارنمای خویش آن را اینگونه توصیف کرده است:
«خاطراتی که در این کتاب ذکر شده، فقط بخش کوچکی از فعالیت‌های انقلابی اشخاصی است که در سطوح مختلف ارتش شاهنشاهی، اعم از نیروی زمینی، نیروی‌هوایی و نیروی‌دریایی به انجام رسیده است. حوادث مندرج در این نوشتار، مربوط به اتفاقاتی می‌شود که در ایستگاه رادار جزیره کیش، پایگاه هوایی مشهد، ایستگاه رادار بابلسر و مکان‌های مختلفی از تهران رخ داده است. اگر نویسندگان و محققان موفق به بررسی حوادث مربوط به انقلاب اسلامی در ارتش شاهنشاهی بشوند، خواهند دید اعتقادات دینی تا چه وسعتی و با چه عمقی در میان نیرو‌های نظامی گسترش و نفوذ داشته و سبب چه میزان از فعالیت‌های انقلابی شده است. در آن صورت نگاه تازه‌ای نسبت به ارتش رژیم گذشته پیدا کرده و دلایل اصرار گروهک‌ها بر انحلال ارتش در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی و تأیید و تعریف حضرت امام (ره) از ارتش را درک خواهند کرد. فعالیت‌های شهید سرلشکر کلاهدوز و دوستانش در گارد شاهنشاهی، فعالیت‌های شهید سپهبد صیاد شیرازی و همکارانش در یگان‌های مختلف نیروی زمینی، فعالیت‌های شهید سرلشکر بابایی و دوستانش در پایگاه هشتم شکاری اصفهان، فعالیت‌های مرحوم حاج آقا کرمانی، امیرعطاالله بازرگان، امیرحسین مرآتی، شهید سرهنگ شاه‌حسینی، سرهنگ خداوردی، سرهنگ پورانی و دوستانش در پایگاه سوم شکاری همدان و... حکایت از گستردگی مجاهدات‌ها و تلاش‌های چهره‌های مؤمن و معتقد نظامی، در سراسر ارتش شاهنشاهی بوده است. مهدی نوروزی (راوی)، در گفت‌وگویی که درباره خاطرات خود داشته است، چنین می‌گوید: در زندگی من اتفاقاتی وجود داشت که هم سرنوشتم را تغییر داد و هم به نظرم برای روایت در تاریخ، باید عنوان شود. در سال ۵۱، من به همراه تعدادی از همکارانم برای گذراندن یک دوره آموزش نظامی، به مدت ۱۷ماه به انگلستان اعزام شدم. این سفر را در حالی می‌رفتیم که حس می‌کردیم نماینده حکومتی هستیم که دروازه تمدن بزرگ بشری است، اما در همان مدت اقامت بود که رفته‌رفته متوجه شدیم، آنچه در قالب تبلیغات به ما گفته می‌شد، چیزی جز برخی تبلیغات پوچ نیست! در واقع نه کسی ما را می‌شناخت و نه اهمیتی به ما می‌داد! این سرآغاز یک تحول بزرگ در زندگی ما بود که با نوعی احساس خالی شدن همراه بود! نوروزی ادامه می‌دهد: در برگشت به ایران، مأموریت من و یکی از دوستانم به جزیره کیش اختصاص یافت. در این جزیره بود که در هنگام سفر‌های نوروزی خانواده سلطنتی، با رفتار‌های غیر متعارف و عجیب آنها آشنا شدیم! در همین حین بود که کتاب‌های دکتر شریعتی و نوار‌های سخنرانی آقای فلسفی نیز به دست ما می‌رسید و آگاهی ما را نسبت به آنچه در پیرامون‌مان رخ می‌داد، افزایش می‌داد. رفته رفته به این نتیجه رسیدیم که باید برای نجات کشور کاری کنیم و این مصادف شد با انتقالم به شهر مشهد. این همافر بازنشسته، در ادامه خاطراتش در این کتاب می‌گوید: در مشهد با رهبر معظم انقلاب اسلامی و شهید اندرزگو آشنا شدم. این آشنایی تا جایی رسید که هفته‌ای دو بار تا پیش از دستگیری ایشان، برای تدریس زبان انگلیسی به آقا، به منزل‌شان در مشهد می‌رفتم...».

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار