یکی از اصلیترین دلایلی که موجب شد این بار شعارهای اغتشاشگران و آشوبگران از روی موضوع زنان برداشته شود، این بود که دریافتند جامعه زنان ایرانی از رهگذر جنبش «زن، زندگی، آزادی» و رخدادهای پس از آن به خصوص جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه کشورمان به آنچنان بلوغی رسیدهاند که خود را ابزار دکترین براندازی و تجزیه ایران زمین نخواهند کرد جوان آنلاین: زنان و دختران فقط نیمه جامعه نیستند بلکه میتوانند موتور محرکی برای تمامی جامعه باشند؛ موتور محرکی که کارآمدیاش لزوماً نیازمند حضور بیرونی و برجسته نیست بلکه میتواند در بطن و متن خانواده و جامعه نقشآفرینی کند و جامعه را به حرکت در مسیر درست وا دارد؛ اتفاقی که در فتنه اخیر هم به نوعی شاهد آن بودیم.
در حماسه بینظیر ۲۲ دی ماه، زنان و دختران این سرزمین هم با هر نگاه و سلیقهای زیر یک پرچم یعنی پرچم سه رنگ ایران زمین به میدان آمدند تا نشان دهند زن مسلمان ایرانی موقعیتشناس و دشمنشناس است و این بار هم مانند همیشه در بزنگاهی سخت در طرف درست تاریخ ایستاده است تا همچنان سرافراز باقی بماند. فتنه دی ماه امسال شاید یکی از جدیترین و برنامهریزیشدهترین فتنههایی باشد که طی سالهای اخیر از سوی دشمنان این مرز و بوم طراحی و برای تکهتکه کردن وحدت ملت ایران اجرایی شد؛ فتنهای در امتداد جنگ ۱۲ روزه تحمیلی اسرائیل بر کشورمان تا بتوانند از خاکستر شکست مفتضحانه از مردم ایران این بار از مسیری دیگر وارد شوند و مقاصدشان را در پارهپاره کردن وطن و بلعیدن ایران به سرانجام برسانند، اما این بار هم انسجام و یکپارچگی مردم موجب شد نتوانند به مقصودشان دست یابند.
نکته جالب توجه فتنه اخیر ناامیدی دشمن از استفاده ابزاری از زنان و دختران برای پیشبرد اهداف شومشان بود، هر چند در میان آشوبگران، اغتشاشگران و حتی لیدرهای آنان زنان و دختران جوان هم دیده میشدند، اما این بار مانند جنبش «زن، زندگی، آزادی» محور این اغتشاشها و دختران و موضوعات مرتبط با آنان نبود؛ موضوعی که میتوان آن را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار داد.
شکست جریان «زن، زندگی، آزادی»
گرانی بنزین و اجرای طرح حذف ارز ترجیحی از اقلام ضروری سبد خانوار هزینههای سنگینی را به یکباره روی دوش مردم گذاشت و موجب شد آنها نسبت به گرانیهای افسارگسیخته معترض شوند؛ اعتراضاتی که انتظار میرفت دولت و شخص رئیسجمهور در گفتوگوی مستقیم با مردم به آنها پاسخ دهند و مردم را قانع کنند، اما تأخیر در این گفتوگوی مستقیم موجب شد امریکا و رژیمصهیونیستی فضا را برای اجرای مرحلهای دیگر از برنامه نیمهکارشان برای براندازی و تجزیه ایران اسلامی مناسب ببینند و فتنهای دیگر را استارت بزنند؛ فتنهای که با آشوب و تلاش برای راه انداختن جنگ خیابانی همراه بود و در مدتزمان کوتاهی به شهادت بسیاری از مردم و نیروهای امنیتی منجر شد و خسارات جبرانناپذیری را به زیرساختهای شهری، دولتی و حتی پایگاههای امدادی، بیمارستانها، خودروهای امدادی هلالاحمر و آمبولانسهای وزارت بهداشت و ماشینهای آتشنشانی وارد کرد.
این آسیبها، اما در عین حال اثباتکننده این بود که با یک فتنه سازماندهیشده مواجهیم و این ماجرا با اعتراضات بحق مردم به مسائل معیشتی فاصلهای معنادار دارد.
با تمام اینها این بار برخلاف فتنههای قبلی زنان محور اصلی شعارها و اعتراضات خیابانی نبودند؛ ماجرایی که شاید بیش از هر چیز دیگر نشاندهنده شکست جریان «زن، زندگی، آزادی» باشد؛ جریانی که حالا حتی دختران جوانی که ممکن است در چنین ماجراهایی هیجانزده شوند و فریب مزدوران دشمن را بخورند، دیگر تحت لوای آن به میدان نمیآیند و این جنبش به مرگ مطلق دچار شده است.
بلوغ زنان ایران
بدون شک یکی از اصلیترین دلایلی که موجب شد این بار شعارهای اغتشاشگران و آشوبگران از روی موضوع زنان برداشته شود، این بود که دریافتند جامعه زنان ایرانی از رهگذر جنبش «زن، زندگی، آزادی» و رخدادهای پس از آن به خصوص جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه کشورمان به آنچنان بلوغی رسیدهاند که خود را ابزار دکترین براندازی و تجزیه ایران زمین نخواهند کرد.
بر همین اساس هم در حماسه ۲۲ دی شاهد آن بودیم که بخش عمدهای از مردمی که برای نقش برآب کردن خواب آشفته دشمن به منظور شکست و تجزیه ایرانزمین به میدان آمده بودند، همین زنان و دختران ایرانی بودند که با هر عقیده و پوششی با حضوری پرصلابت برای دفاع از جمهوری اسلامی آمدند و حماسهای بزرگ خلق کردند.
این فتنه هر چند در امتداد جنگ ۱۲ روزه و مرحلهای دیگر از آن بود، اما تجربه شهادت و به خاک و خون کشیدن هموطنانمان در آن ۱۲ روز همه مردم و به خصوص زنان و دختران را آگاه کرد که شعارهای صورتی «زن، زندگی، آزادی» پوششی برای صورتیشویی اهدافی است که در لوای این شعارها و با استفاده ابزاری از نام زنان طرحریزی میشود، اما در نهایت همین جنبشها حتی به کودکان و دختربچهها هم رحم نمیکنند. همچنانکه بسیاری از قربانیان حوادث اخیر زنان و حتی دخترکان خردسال بودند.
این بار، اما قاطبه زنان و دختران کشورمان آگاه شدهاند که شعارها و ژستهای صورتی اپوزیسیون خارجنشین و جنایاتکارانی همچون ترامپ و مزدورانش فقط و فقط برای توجیه جنایت، تجاوز، جنگ و ناامنی و بلعیدن ایران و منابع آن است. همچنانکه فقط چند ماه از حملات هوایی و کشتار مردم کشورمان از سوی امریکا و اسرائیل میگذرد و مردم جنایات خونین آن ۱۲ روز را فراموش نکرده و فراموش نمیکنند.
تعداد قابل توجهی زن و کودک
آنطور که عباس مسجدیآرانی، رئیس سازمان پزشکی قانونی در خصوص جزئیات آمار قربانیان حادثه گزارش داده است، در حادثه دی ماه ۳ هزارو۱۱۷ نفر جانباخته داشتیم که تعداد قابل توجهی از آنان را زنان، کودکان و رهگذرانی که در این حادثه هیچ نقشی نداشتند، تشکیل میدهد.
مرضیه نبوینیا: او پرستار جوان ۳۴ ساله اهل شهر لاهیجان بود که در کلینیک درمانی امام سجاد (ع) (رشت) فعالیت داشت. وی در روز ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ در حال کمکرسانی به بیماران بود که به دلیل آتش زدن کلینیک از سوی اغتشاشگران، حاضر نشد بیماران خود را که در حال درمان بودند (تزریق سرم) رها و محل را ترک کند. او پس از ترخیص آخرین بیمار از مرکز درمانی، به دلیل محاصره شدن در آتش، در اتاق پرستاران کلینیک به شهادت رسید. مرضیه دارای یک کودک سه ساله است. در این راستا جامعه پرستاری این اقدام اغتشاشگران را محکوم و شهادت همکار پرستار خود را یک جنایت عنوان کرد.
ملینا اسدی: در شامگاه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴، دختربچه سه سالهای به نام ملینا به همراه پدرش برای خرید شیرخشک و داروی سرماخوردگی از خانهشان در شهر کرمانشاه خارج شدند. آنها قصد رفتن به داروخانه را داشتند، اما در مسیر برگشت ناگهان ملینا از سوی اغتشاشگران از پشت سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.
آنیلا ابوطالبی: او کودک هشت ساله از شهر اصفهان بود که در روزهای اغتشاشات به همراه خانواده خود برای خرید بیرون رفت که از سوی اغتشاشگران مورد اصابت گلوله به شکم، چانه و پشت سر قرار گرفت و به شهادت رسید. طبق شواهد و اطلاعات مطروحه از سوی پزشکی قانونی، گلولههای شلیک شده، تیرهای جنگی اسرائیلی بودهاند.
بهار سیفی: دختر دو ساله نیشابوری که در آغوش برادرش به همراه مادر آمدند تا زباله را دور بیندازند، اما به دست اغتشاشگران به شهادت رسید.
الهام زینعلی: او از پرستاران دلسوز بیمارستان امام علی (ع) در کرمانشاه بود که پنجشنبه شب هنگام رفتن به بیمارستان برای شیفت شب در میانه راه هدف حمله و تیر تروریستها قرار میگیرد و شهید میشود. اینها فقط بخشی از زنان و کودکانی هستند که در این اغتشاشات به شهادت رسیدند و نامشان جادوانه ماند.