کد خبر: 1342406
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۶:۰۰
مروری بر آثار ماندگار رضا رویگری در دنیای هنر
میراث رویگری در خاطره مردم ماندگار است یکم بهمن۱۴۰۴ رضا رویگری درگذشت؛ مردی که برای چند نسل با سرود «ایران ایران» با نقش‌های سینمایی ماندگار و با سریال‌های خاطره‌ساز تلویزیون زندگی کرد؛ هنرمندی که هم اثر گذاشت
شیرین نجیبی‌نیا

جوان آنلاین: یکم بهمن۱۴۰۴ رضا رویگری درگذشت؛ مردی که برای چند نسل با سرود «ایران ایران» با نقش‌های سینمایی ماندگار و با سریال‌های خاطره‌ساز تلویزیون زندگی کرد؛ هنرمندی که هم اثر گذاشت، هم حافظه جمعی ساخت و در نهایت با صندلی چرخدار و بی‌رحمی زمانه به پایان رسید، اما صدا و تصویرش هنوز در ذهن مردم ایستاده است. رضا رویگری هنرمندی نبود که تنها در یک حوزه بدرخشد. او راهش را از موسیقی آغاز کرد؛ با صدایی که نه برای خودنمایی که برای جمع خوانده می‌شد. سرود «ایران ایران» از همان ابتدا جای او را در حافظه ملی تثبیت کرد. نسل‌هایی آن را شنیدند و هنوز هم شنیده می‌شود. تعجب‌آور نیست که از میان تمام کار‌های موسیقایی او، همین سرود ماندگار شد، چون برخلاف بسیاری از آثار شعاری، در زمان خودش نیاز جمعی را دقیق نشانه گرفت: هویت، غرور و حس پیوند. همین نقطه است که موسیقی را به حافظه عمومی وصل می‌کند و باعث می‌شود اثر بیش از ساز و نت عمر کند. 
در ادامه، او سه آلبوم منتشر کرد: غوغا، کازابلانکا و از عشق گفتن که از نظر هنری و تکنیکی کم‌اهمیت نبودند، اما هیچ‌کدام نتوانستند جای «ایران ایران» را در حافظه مردم بگیرند. این اتفاق، هرچند سخت و بیرحمانه به نظر برسد، حقیقتی درباره بازار موسیقی ایران نیز آشکار کرد: گاهی یک اثر ملی یک عمر آفرینش فردی را پشت سر می‌گذارد و با آن هم‌معنا می‌شود. رویگری خودش شاید چنین مواجهه‌ای را نمی‌خواست، اما تاریخ فرهنگی ایران همین مسیر را انتخاب کرد. رویگری بعدتر به سینما رفت و برخلاف بسیاری از 
خوانندگان- بازیگران، تبدیل به بازیگر شد؛ نه مهمان سینما. او در فیلم‌های اجاره‌نشین‌ها، یوزپلنگ، کانی‌مانگا، خانه خلوت، شب بیست‌ونهم، مردی در آیینه، عقاب‌ها، اخراجی‌ها، گناهکاران و در نهایت بوتیک بازی کرد؛ جایی که بسیاری او را به شکل جدی کشف کردند. بوتیک نقطه‌ای بود که نشان داد او می‌تواند هوشمندانه در نقش‌های کوتاه، اما تأثیرگذار ظاهر شود. بازی دقیق، کنترل‌شده و بدون هیاهو؛ بازیگری که قدرت نگاه را بلد بود و از مکث نمی‌ترسید. 
تلویزیون برای نسل من جای دیگری از حضور اوست. ما رویگری را نه فقط از بوتیک و نه از «ایران ایران» که از محله بروبیا و محله بهداشت می‌شناختیم. بعد‌ها در مسافری از ری و سپس در مختارنامه، با لحن دیگری از او مواجه شدیم. او از نقش‌های شهری و امروزی به نقش‌های تاریخی و اخلاقی رفت؛ تغییری که کم‌نظیر است. در مختارنامه، حضور او نه صرفاً اجرایی که یک جور انتقال تاریخ بود؛ تاریخ با بدن و صدا. 
رویگری از آن جنس بازیگرانی نبود که همواره روی صفحه دیده شوند. فراز و فرود داشت. گاهی غایب. گاهی کم‌کار. گاهی کنار گذاشته‌شده از متن جریان. اما نکته مهم این است که هر بار بازگشت، تأثیر گذاشت. این ویژگی را نمی‌توان با شمار نقش‌ها سنجید، باید با اثرگذاری سنجید و اثرگذاری واحد اندازه‌گیری دیگری دارد. تراژدی سال‌های پایانی زندگی رویگری، بخشی از داستانی است که اگر نادیده گرفته شود، انصاف در روایت نیست. نشستن روی صندلی چرخدار و محدود شدن بدن، یک اتفاق پزشکی نبود، پیچیده شدن زمان به دور بدن یک هنرمند بود. زمان در بدن کسانی که روی صحنه و تصویر زیسته‌اند، همیشه بی‌رحم‌تر عمل می‌کند. تماشاگر ناخودآگاه توقع دارد این بدن همیشه سرپا بماند، همیشه دیده شود، همیشه اجرا کند. وقتی بدن فرو می‌ریزد، چیزی فراتر از عضله و عصب فرو می‌ریزد، رابطه هنرمند و تماشاگر ترک برمی‌دارد. رویگری این دوره را با وقار پشت سر گذاشت. بدون ژست مظلومیت. بدون تبدیل رنج به سرمایه خبری. این بخش از زندگی‌اش، اگرچه تلخ و سخت بود، اما روایت انسانی او را کامل کرد؛ روایت هنرمندی که تا آخرین لحظه، حتی با بدن نیمه‌بی‌تحرک، همچنان در ذهن و خاطره مردم زنده بود. وقتی اول بهمن۱۴۰۴ خبر رفتنش منتشر شد، بسیاری نه به آلبوم‌ها فکر کردند و نه به فیلم‌ها؛ نخستین چیزی که در ذهن جمعی برگشت، همان جمله معروف بود: «ایران ایران» و بعد تصویر‌هایی از بوتیک و مختارنامه و برای نسل‌های قدیمی‌تر، بروبیا و بهداشت. این یعنی هنرمندی که در چند لایه و برای چند نسل معنا داشت. کمتر کسی چنین کاری می‌کند. رویگری رفت و رفتنش برای فرهنگ ایران فقط رفتن یک چهره نبود، بسته شدن یک پنجره ارتباطی میان چند دهه بود. او از معدود هنرمندانی بود که توانست هم حافظه موسیقایی بسازد، هم حافظه سینمایی و هم خاطره تلویزیونی. این ویژگی را نمی‌شود سفارش داد یا با تبلیغ ساخت، یا هست یا نیست. در نهایت، میراث او نه فقط روی نوار و تصویر و صداست بلکه روی خاطره مردم است و خاطره، سخت‌ترین رسانه جهان است؛ نه پاک می‌شود و نه امکان تقلب دارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار