کد خبر: 1342240
تاریخ انتشار: ۰۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۰
«زراعت چوب» آخرین فرصت حفظ جنگل‌ها سال‌هاست جنگل‌های شمال ایران، از گیلان تا گلستان، زیر فشار همزمان تخریب، بهره‌برداری بی‌رویه، تغییر کاربری و برداشت چوب، نفس کم آورده‌اند
شهرزاد رحمتی‌پور 

جوان آنلاین: سال‌هاست جنگل‌های شمال ایران، از گیلان تا گلستان، زیر فشار همزمان تخریب، بهره‌برداری بی‌رویه، تغییر کاربری و برداشت چوب، نفس کم آورده‌اند. اجرای «طرح تنفس جنگل‌ها» اگرچه نقطه عطفی در سیاستگذاری منابع طبیعی بود، اما پیامد ناخواسته‌ای هم داشت و آن هم افزایش فشار بر منابع چوبی خارج از جنگل و وابستگی روزافزون صنایع چوب و کاغذ به واردات بود. در چنین شرایطی، «زراعت چوب» به‌عنوان نسخه جایگزین و سیاست جبرانی، وارد ادبیات رسمی مدیریت منابع طبیعی کشور شد؛ طرحی که قرار است هم نیاز صنایع را تأمین کند، هم جنگل‌های طبیعی را از تیغ اره‌ها نجات دهد و هم برای کشاورزان شمال کشور منبع درآمدی پایدار بسازد. 
 
جنگل‌های شمال ایران، این میراث چند میلیون‌ساله هیرکانی، مدت‌هاست که شاهد آب رفتن و از دست دادن درخت‌هایشان هستند. با اینکه مردم و مسئولان اذعان می‌کنند جنگل‌ها ریه‌های تنفسی زمین بوده و با از بین رفتن آنها عملاً زندگی انسان‌ها به چالش کشیده می‌شود، اما باز هم قوانین به درستی اجرا نشده و درختان زیر سایه تصمیم‌های سخت و گاه متناقض کمر خم می‌کنند. با این اوصاف کارشناسان بار‌ها اعلام کرده و هشدار داده‌اند با اینکه توقف بهره‌برداری چوبی با اجرای «طرح تنفس جنگل‌ها» اقدامی ضروری برای حفاظت از جنگل‌های طبیعی بوده، اما همین تصمیم، زنجیره‌ای از فشار‌های تازه را بر منابع چوبی کشور تحمیل کرد؛ از افزایش قاچاق چوب گرفته تا وابستگی بیشتر صنایع به واردات. 
در این میان، «زراعت چوب» به‌عنوان راهبرد جایگزین، به صدر سیاست‌های منابع طبیعی کشور آمد؛ طرحی که روی کاغذ علاوه بر تأمین خواسته‌های صنایع، معیشت روستاییان را تقویت کرده و جنگل‌ها را از دست بهره‌برداران اقتصادی رها می‌کند. بررسی روند اجرای این طرح در استان‌های شمالی نشان می‌دهد، زراعت چوب، در عین داشتن ظرفیت‌های اقتصادی و زیست‌محیطی، با چالش‌هایی جدی در حوزه سیاستگذاری، نظارت، انتخاب گونه، منابع آب و تضمین بازار روبه‌روست. چالش‌هایی که اگر حل نشوند، این طرح سبز می‌تواند به تجربه‌ای پرهزینه و حتی تهدیدی تازه برای طبیعت شمال کشور تبدیل شود. 
 زراعت چوب، سیاست رسمی 
به گفته سیدبهرام براری، کارشناس جنگل‌ها و منابع طبیعی با بیان اینکه زراعت چوب در ایران محصول یک تصمیم ساده نیست و آن را باید نتیجه تلاقی چند بحران هم‌زمان بدانیم، به «جوان» می‌گوید: «ابتدا اینکه تخریب تاریخی جنگل‌های شمال که طی دهه‌ها بهره‌برداری بی‌ضابطه، بخش قابل‌توجهی از توان اکولوژیک خود را از دست داده‌اند و در کنار آن اجرای طرح تنفس جنگل‌ها که هرچند از منظر حفاظتی ضروری بود، اما بدون آماده‌سازی زیرساخت جایگزین، خلأ بزرگی در تأمین چوب کشور ایجاد کرد. همچنین نیاز فزاینده صنایع چوب، کاغذ، مبلمان و سلولزی که سالانه میلیون‌ها مترمکعب چوب مصرف می‌کنند.»
او ادامه می‌دهد: «در چنین شرایطی، سیاستگذار به‌جای بازگشت به بهره‌برداری جنگلی، به سمت کشت هدفمند گونه‌های سریع‌الرشد رفت؛ گونه‌هایی که بتوانند در دوره‌ای پنج تا ۱۰ ساله، نیاز بازار را تأمین کنند. به این ترتیب، زراعت چوب نه به‌عنوان پروژه‌ای محیط‌زیستی صرف، بلکه به‌مثابه راهبردی اقتصادی ـ حفاظتی تعریف شد.»
براری در مورد اینکه زراعت چوب چه نسبتی با احیای جنگل دارد، توضیح می‌دهد: «واقعیت این است که زراعت چوب، جنگل طبیعی نمی‌سازد و قرار هم نیست بسازد. جنگل هیرکانی، اکوسیستمی پیچیده با تنوع زیستی بالا و کارکرد‌های چندلایه است که هیچ مزرعه‌ای جای آن را نمی‌گیرد. اما نقش زراعت چوب در احیای جنگل‌ها، غیرمستقیم، اما تعیین‌کننده است.»
این کارشناس منابع طبیعی ادامه می‌دهد: «وقتی نیاز بازار چوب از مزارع اختصاصی تأمین شود، انگیزه اقتصادی برای قطع درختان جنگلی کاهش می‌یابد. به‌بیان دیگر، زراعت چوب اگر درست اجرا شود، «فشار بهره‌برداری» را از دوش جنگل‌های طبیعی برمی‌دارد. این همان نقطه‌ای است که سیاست حفاظت و سیاست تولید به هم می‌رسند.»
با این حال، برابری، هشدار می‌دهد، اگر مرز میان اراضی جنگلی و اراضی زراعت چوب شفاف نباشد، این طرح می‌تواند به پوششی قانونی برای تغییر کاربری تدریجی جنگل‌ها تبدیل شود؛ خطری که تجربه برخی کشور‌ها آن را تأیید می‌کند. 


 استان‌های شمالی، قلب زراعت چوب 
اقلیم مرطوب، خاک حاصلخیز و دسترسی به منابع آبی، استان‌های شمالی را به کانون اصلی زراعت چوب کشور تبدیل کرده است. درحال حاضر، گیلان، مازندران و گلستان بیشترین سهم را در این طرح دارند، اما مسیر هرکدام متفاوت است. 
در گیلان، زراعت چوب سابقه‌ای چند دهه‌ای دارد. بسیاری از کشاورزان، کشت صنوبر را به‌عنوان فعالیتی مکمل در کنار برنج پذیرفته‌اند. این استان از نظر دانش بومی و پذیرش اجتماعی، جلوتر از دیگر مناطق است. 
در مازندران، ظرفیت بالقوه بالا با محدودیت زمین مواجه شده است. تداخل اراضی کشاورزی، نگرانی از تغییر کاربری و ارزش بالای زمین، توسعه زراعت چوب را محتاطانه کرده است؛ هرچند صنایع بزرگ چوبی این استان، به‌شدت به توسعه این طرح نیاز دارند. 
در گلستان، شرایط متفاوت است. زمین‌های وسیع‌تر، دسترسی به صنایع و فاصله کمتر از جنگل‌های حساس، باعث شده این استان در سال‌های اخیر شتاب بیشتری بگیرد و به یکی از استان‌های پیشرو در جنگلکاری تبدیل شود. از منظر اقتصادی، زراعت چوب جذاب است، اما آسان نیست. دوره بازگشت سرمایه چندساله، هزینه اولیه بالا، نبود بیمه کارآمد و نوسان قیمت چوب، ریسک این فعالیت را افزایش داده است. بسیاری از کشاورزان بدون تضمین خرید، حاضر به ورود جدی به این حوزه نیستند. 
کارشناسان معتقدند؛ تا زمانی که قرارداد‌های بلندمدت خرید تضمینی میان دولت، صنایع و بهره‌برداران شکل نگیرد، زراعت چوب، فعالیتی محدود و پراکنده باقی می‌ماند و نمی‌تواند بار اصلی تأمین چوب کشور را به دوش بکشد. 


 چالش‌های زیست‌محیطی
یکی از جدی‌ترین انتقادات به زراعت چوب، انتخاب گونه‌هاست. استفاده گسترده از گونه‌های پرمصرف آب مانند اکالیپتوس، بدون مطالعه دقیق اکولوژیک، می‌تواند تعادل منابع آب را برهم بزند. همچنین، خطر گونه‌های مهاجم و کاهش تنوع زیستی، موضوعی است که در سیاستگذاری کمتر دیده شده است. نبود بانک اطلاعاتی شفاف از سطح زیرکشت، ضعف نظارت میدانی و هم‌پوشانی وظایف میان دستگاه‌ها، از دیگر چالش‌های ساختاری این طرح به شمار می‌رود. زراعت چوب نه ناجی مطلق جنگل‌هاست و نه تهدید حتمی. این طرح، ابزاری سیاستی است که اگر درست طراحی و اجرا شود، می‌تواند به حفظ جنگل‌های شمال کمک کند و اگر رها شود، خود به مسئله‌ای تازه و پیچیده بدل خواهد شد. جنگل‌های شمال ایران با زراعت چوب احیا نمی‌شوند، اما بدون زراعت چوب هم فرصتی برای احیا نخواهند داشت. این تناقض، جوهره سیاستگذاری منابع طبیعی در کشور است؛ جایی که تصمیم‌های نادرست، هزینه‌ای چندنسلی به‌جا می‌گذارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار