۱۷ دیماه ۱۴۰۴، ملارد فقط شاهد یک اغتشاش نبود؛ شاهد لحظهای بود که امنیت با دست خالی، در برابر خشونت ایستاد جوان آنلاین: ۱۷ دیماه ۱۴۰۴، ملارد فقط شاهد یک اغتشاش نبود؛ شاهد لحظهای بود که امنیت با دست خالی، در برابر خشونت ایستاد و در کوچهای باریک به خون نشست. سرهنگ دوم شاهین دهقانینیا، مأمور نیروی انتظامی در شبی پرهیاهو و بیپناه به شهادت رسید و نامش در حافظه امنیت این سرزمین ثبت شد. اولین جلسه رسیدگی به جنایت عاملان این حادثه روز گذشته در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه تهران برگزار شد.
برخی شبها در تاریخ، شهرها از قاب زمان بیرون میزنند و به نشانه بدل میشوند. شب هفدهم دیماه ۱۴۰۴ برای شهرستان ملارد، یکی از همان شبها بود. شبی که میدان ارغوان بهجای آنکه محل تردد روزمره شهروندان باشد، به صحنه آشوبی کور و خشونتی بیمهار تبدیل شد، خشونتی که سرانجامش شهادت یکی از مدافعان امنیت عمومی بود.
حمله به مدافعان امنیت
در آن شب، مأموران نیروی انتظامی برای انجام مأموریتی روشن در محل حضور داشتند؛ تأمین امنیت مردم و جلوگیری از گسترش ناامنی. مأموریتی که نه با سلاح گرم همراه بود و نه با دستور برخورد قهری. روایت همکاران شهید، بعدها در دادگاه تأیید کرد که مأموران با نهایت خویشتنداری و بدون سلاح در میدان حاضر شده بودند، حضوری که قرار بود مانع آسیب دیدن مردم و اموال عمومی شود، اما شرایط میدان ارغوان به سرعت تغییر کرد. تجمعات اعتراضی، رنگ اغتشاش گرفت و هجوم دستهجمعی آشوبگران، مأموران را در موقعیتی ناهمتراز قرار داد. فشار جمعیت، پرتاب سنگ و استفاده از سلاح سرد، فضا را از کنترل خارج کرد و مأموران برای جلوگیری از تشدید درگیری ناچار به ترک محل شدند.
تعقیب مدافع امنیت
در این میان، سرهنگ دوم شاهین دهقانینیا از سایر همکاران خود جدا افتاد. او که راهی جز عقبنشینی نداشت، به یکی از کوچههای اطراف میدان پناه برد، کوچهای که قرار بود جانپناه باشد، اما به صحنه آخر بدل شد. دوربینهای پایش شهری، بعدها این لحظات را بیرحمانه ثبت کردند. تصاویر نشان میدهد ابتدا یک مرد و یک زن، شهید را در کوچه تعقیب میکنند، تعقیبی که توجه سایر اغتشاشگران را جلب میکند و به شناسایی مأمور میانجامد. کوچه، آرامآرام از مسیر فرار به حلقه محاصره تبدیل میشود. آشوبگران با انواع سلاح سرد و سنگ به مأمور بیسلاح حملهور میشوند. ضربات پیاپی، فرصتی برای دفاع باقی نمیگذارد. شاهین دهقانینیا در همان کوچه و در میان هجوم خشونتبار به شهادت میرسد؛ شهادتی که نه در میدان نبرد که در دل شهر و در سایه خویشتنداری رقم خورد.
بازداشت اغتشاشگران
پس از وقوع حادثه، بلافاصله فرآیند شناسایی عاملان آغاز شد. دوربینهای امنیتی و سامانه پایش شهری، ساعتها و بهصورت دقیق مورد بازبینی قرار گرفتند. از میدان ارغوان تا ورودی کوچه محل شهادت، هر تصویر و هر فریم بررسی شد. شعاعی حدود ۱۰۰ متر، زیر ذرهبین کارشناسان رفت تا مسیر تعقیب، لحظه حمله و نقش افراد مشخص شود. نتیجه این بررسیها، شناسایی و دستگیری عاملان اصلی جنایت بود. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده وارد مرحله دادرسی شد، مرحلهای که نخستین جلسه آن در شعبه دادگاه انقلاب اسلامی تهران و بهصورت علنی برگزار شد.
آغاز دادرسی
در آغاز جلسه، نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست، جزئیات پرونده را تشریح کرد. او گفت متهم اصلی در روز اغتشاشات با یک قبضه سرنیزه در محل حضور داشته و به همراه فردی دیگر، مأمور جدا افتاده را تعقیب کرده است. طبق کیفرخواست، متهم پس از ورود شهید به کوچه، چندین ضربه با سلاح سرد به او وارد میکند و سپس با پرتاب سنگ توسط دیگران، حلقه خشونت تکمیل میشود. نماینده دادستان همچنین به نظریه پزشکی قانونی اشاره کرد؛ نظریهای که علت تامه فوت را شوک ناشی از ضربات متعدد جسم نوکتیز به ریه، روده و نواحی حیاتی بدن اعلام کرده بود. بریدگی در سینه، شکم، گردن و اندام فوقانی، تصویر روشنی از شدت حمله ارائه میداد.
مستندات تصویری پرونده، بخش مهمی از رسیدگی را تشکیل میداد. ویدئوهایی که تعقیب مأمور توسط افراد، در دست داشتن شیئی شبیه قمه و حرکت تا محل شهادت را نشان میداد. رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی ملارد اعلام کرد که هفت دوربین شهری و ۷۶ دوربین مداربسته خصوصی از مسیر منزل یکی از متهمان تا محل حادثه، بررسی شده است.
جنایت علیه امنیت کشور
در ادامه جلسه، قاضی دادگاه با توجه به اقاریر متهمان، تصاویر، اظهارات افسر پرونده و معاون حقوقی فراجا، ابعاد مختلف پرونده را بررسی و با احراز موارد جدید، عناوین اتهامی را تشدید کرد. عنوانی که از نگاه دادگاه، فراتر از یک قتل به اقدامی علیه امنیت عمومی تعبیر شد. قاضی دادگاه اعلام کرد که محمد عباسی، فرزند غلامحسین به اتهام مباشرت در ارتکاب جنایتی سازمانیافته و همکاری با دولتها و گروههای متخاصم، متهم به ایفای نقش مستقیم در شهادت مأمور کلانتری، سرهنگ شهید شاهین دهقانیکاکاوندی است، جنایتی که با وارد آوردن ضربات متعدد سلاح سرد به پیکر مأمور بیدفاع رقم خورده است. به گفته قاضی، متهم با کشیدن سلاح سرد در شرایط ویژه امنیتی و در فضایی که جامعه در معرض التهاب و آشوب قرار داشته، نهتنها موجب ایجاد رعب و وحشت عمومی شده، بلکه با اقدام مستقیم خود در ناامنسازی محیط شهری، بهصورت آشکار در فرآیند به شهادت رساندن مأمور حافظ نظم و امنیت نقش داشته است، نقشی که از منظر دادگاه، واجد ابعاد سنگین امنیتی و اجتماعی تلقی میشود.
درخواست قصاص متهم
نماینده حقوقی فراجا هم با حضور در جایگاه گفت: شهید دهقانی با نهایت خویشتنداری و بدون استفاده از سلاح گرم، تلاش داشت آشوب را مهار کند. او برای حفظ جان مردم و همکارانش ایستاد، اما همین خویشتنداری، او را در معرض خشونتی بیرحمانه قرار داد. درخواست نماینده فراجا، اعمال اشد مجازات و صدور حکم قصاص بود؛ درخواستی برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی.
چه کسی پاسخ والدین شهید را میدهد؟
دادگاه، صحنهای انسانی و تلخ نیز داشت. پدر شهید به دلیل کهولت سن از جای خود سخن گفت؛ از مظلومیت فرزندش و از داغی که بر خانواده نشسته است. مادر شهید با حالی ناتوان پرسید: «پسرم چه کرده بود که باید کشته میشد؟» همسر شهید نیز از دادگاه خواست عدالت، پاسخی درخور به این جنایت بدهد.
اعتراف متهم
وقتی قاضی متهم را به جایگاه دعوت کرد، سکوت سنگینی بر دادگاه حاکم شد؛ سکوتی که با آغاز دفاعیات او شکسته شد. متهم با شرح آنچه «شب حادثه» نامید، گفت که در جریان اغتشاشات میدان ارغوان، حمله به مأموران آغاز شده و او نیز در آن فضا، چاقویی به همراه داشته است. به گفته او، زمانی که شهید دهقانی تنها به داخل کوچه رفت، تصمیم به تعقیبش گرفت؛ چاقو در دست و بیتردید در گامها. متهم در ادامه اعتراف کرد که نخست ضربهای به دست راست مأمور وارد کرده و سپس دو ضربه به پهلوی او زده است، ضرباتی که فرصت هرگونه دفاع را از مأمور گرفت و او را به زمین انداخت. او تصریح کرد که شهید هیچگونه سلاحی در اختیار نداشت و تنها دست خود را برای دفاع بالا آورده بود، اما با وجود این ضربات بعدی نیز وارد شد.
محمد عباسی در ادامه اظهاراتش، ضمن تأیید غیرمسلح بودن مأمور فراجا و پذیرش وارد آوردن ضربات کاری با سلاح سرد، گفت که از کرده خود شرمسار است و نمیتواند در چشم خانواده شهید نگاه کند. او در پایان، تنها یک درخواست را مطرح کرد؛ گذشت.
در ادامه جلسه، وکیل متهمان در جایگاه حاضر شد و در دفاع از موکلان خود اظهار کرد که اقدام صورت گرفته، محصول «جو و فضای حاکم بر اغتشاشات» بوده است. او مدعی شد که متهمان تحت تأثیر شرایط ملتهب آن شب دست به این اقدام زدهاند و همچنین تأکید کرد که شهید دهقانی ضربات متعددی دریافت کرده که به ادعای وی، تمامی آنها از سوی سلاح متهم ردیف اول وارد نشده است.
واکنش پلیس
این اظهارات با واکنش رئیس اداره جنایی پلیس آگاهی ملارد روبهرو شد. او در پاسخ و با تشریح صحنه حادثه گفت: ورود شهید به پارکینگ، نه برای درگیری، بلکه برای یافتن جانپناه بوده است. به گفته وی، متهم ردیف اول بلافاصله و بدون فاصله زمانی، مأمور را تعقیب کرده و با وارد آوردن نخستین ضربه، او را به زمین سرنگون میکند. سپس پیش از رسیدن دیگران، چندین ضربه کاری دیگر با چاقو به پیکر شهید وارد میشود و پس از آن، افراد دیگری نیز با حمله و وارد کردن ضربات متعدد، خشونت را تکمیل میکنند.
از نگاه همسر شهید
شاهین دهقانینیا به روایت همسرش، انسانی مردمدار، دلسوز و پرتلاش بود. مأموری که سالهای خدمتش را وقف آرامش دیگران کرد. شهادتش، روایتی است از تقابل خویشتنداری و خشونت؛ روایتی که در تاریخ امنیت شهری ایران با خون نوشته شد.
جلسه نخست دادگاه با اعلام برگزاری جلسات بعدی پایان یافت، اما پرونده فراتر از یک روند قضایی به بخشی از حافظه جمعی بدل شد. میدان ارغوان دیگر تنها یک نام جغرافیایی نیست؛ نمادی است از شبی که امنیت، بیسلاح و تنها در کوچهای تنگ به شهادت رسید.