محسن ردادی در گفتوگو با «جوان»: شک نکنید اگر تعرضی علیه کشور اتفاق بیفتد چه بسا وحدت و همراهی خیلی جدیتر و خیلی بیشتر از قبل از سوی مردم دیده میشود جوان آنلاین: «ملت عظیمالشأن ایران! امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد. ملت بزرگ ایران خود را و همت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران امریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند. ملت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمنشناس است و در همه حال در صحنه حضور دارد. خداوند رحمت خود را بر همه شما نازل کند.» این متن پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به ملت ایران بعد از حضور حماسی مردم در راهپیمایی ۲۲ دی ماه است که یوماللهی دیگر را رقم زد. ملت ایران در شرایطی در این روز خیابانهای کشور را تسخیر کردند که دشمنان امیدوار بودند اتفاقی که از سوی آنها با همراهی مزدوران داخلی در جنگ ۱۲ روزه اتفاق نیفتاد این بار با میدانداری تروریستهای داخلی در کف خیابانها و در پوشش اعتراضات مردمی به وضعیت معشیتشان رقم بخورد و بتوانند کشور و نظام اسلامی آن را سرنگون کنند، اما بار دیگر هوشیاری مردم مانع از تحقق این هدف شوم شد و با مشخصشدن چهره داعشی این تروریستها خیلی زود حتی افراد فریب خورده نیز از صفوف آنها خارج شدند تا به سرعت این اغتشاشگران ریشهکن شوند.
با وجود شکست دوباره دشمن از ملت ایران، اما زمینههایی که موجب شد تنها چند ماه پس از جنگ ۱۲ روزه کشور با چنین شرایطی روبهرو شود که با وجود حمایت مستقیم رئیسجمهور قاتل ایالات متحده و نخستوزیر خونخوار رژیم صهیونیستی از اغتشاشات در ایران فضا به گونهای رقم بخورد که عدهای بتوانند
اقداماتی انجام دهند که مورد تشویق دشمنان این خاک و بوم است بار دیگر مورد بررسی قرار گیرد و به نظر میرسد یکی از ضروریات این روزها پیشگیری از هر اقدامی است که میتوانند فضای جامعه را به سمت بهرهبرداری دشمن بکشاند، به همین منظور در گفتوگوی «جوان» با محسن ردادی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، جامعهشناسی شرکت کنندگان در این اغتشاشات، رفتاری که لازم است با آنها انجام شود و همینطور رفتار مردم در مقابله با اغتشاشگران مورد بررسی قرار گرفته که بخش دوم آن در ادامه میآید.
برخی از افرادی که در اغتشاشات اخیر دستگیر شدهاند، قبلاً هم دستگیر و عفو شده بودند به نظر شما اکنون باید درخصوص آنها چه اقدامی انجام داد؟
عفوی که در مورد برخی افراد پیش از این انجام شده بود کاملاً بجا و درست بود و فرصتی به آنها داده شده بود، ولی ما تجربه دیگری هم داریم وقتی که در تابستان سال ۶۷ عدهای از منافقین اعدام شدند عده زیادی هم آزاد شدند و با وساطت آقای منتظری عفو گرفتند، چون امامخمینی (ره) بررسی آنها را به وی واگذار کرده بودند و آقای منتظری در خاطراتشان میگویند که من تندتند اینها را آزاد میکردم؛ پس از اینکه این منافقین آزاد شدند شاید نزدیک ۲ هزار نفر که درصد بالایی از منافقین شرکتکننده در عملیات مرصاد بودند در این عملیات به هلاکت رسیدند، یعنی اینها دقیقاً همین افرادی بودند که در زندانهای جمهوری اسلامی عفو گرفته بودند. وقتی انسان این تجربهها را مرور میکند، میبینید که نباید دوباره به اینها فرصت داده شود و هرچند ممکن است یکبار به اینها فرصت داده شده باشد، ولی برای بار دوم نباید این اتفاق تکرار شود.
همانطور که عرض کردم ما درخصوص منافقین همین فرصت دوباره را دادیم و دیدیم که فردا اسلحه به دست گرفتند و مردم کرمانشاه و دیگر هموطنان را به شهادت رساندند و در حملهای که کردند از بسیجی و سپاهی، ارتشی گرفته تا مردم عادی را قتلعام کردند. پس خیلی لازم است که ما این تجربهها را در نظر داشته باشیم و به بهانه عفو و اینکه کسی در مورد ما حرف بدی نزند دوباره مماشات نکنیم. به قول معروف مهر به جای خود، اما قهر هم باید به جای خود اعمال شود.
شاید نزدیک به هفت ماه از یک اتفاق بزرگ در کشور ما یعنی جنگ ۱۲ روزه دارد میگذرد، سؤال این است چه شد جامعهای که در آن زمان آنگونه وحدت داشت به این شرایط رسیده که بخشی از آن در خیابان آشوب کند؟ بالاخره همین بسیجیانی که امروز شهید شدند چند ماه پیش شر پهپادهایی که روی سر مردم بودند را کم میکردند.
البته باید کارهایی انجام میشد تا این وحدت و همدلی بیشتر و بهتر حفظ شود. مثل اینکه مشارکت مردم بیشتر جذب میشد یا مردم بیشتر در حاکمیت، اجرا و امور کشور حضور پیدا میکردند؛ باید به مردم بهای بیشتری داده میشد، رسانهها باید بیشتر حرف مردم را انعکاس میدادند و ورزا و رئیسجمهور باید بیشتر با مردم آمیخته میشدند، یعنی همینطور باید بین مردم میبودند و حرف مردم را میشنیدند، ولی این اتفاقها نیفتاد و نتیجه آن نیز مقداری کاهش مشارکتها بود، ولی اینکه تصور شود آن زمان مردم پای ایران ایستادند و اکنون غیر از هستند حتماً حرف نادرستی است. کسانی که در زمان جنگ اخیر پای کشور ایستادند همه مردم هم بودند و فقط بسیجیها، حزباللهیها یا انقلابیها نبودند، بلکه همه کسانی که ایران را دوست داشتند، آمدند و در اغتشاشات نیز هرکسی که ایران را دوست داشته باشد، نمیآمد اینها همان کسانی هستند که همان روزها جاسوسی میکردند و در ساخت و ارسال پهپاد همکاری میکردند و پیاده نظام دشمن بودند به هیچ عنوان نمیتوان گفت این افرادی در این چند ماه عوض شدهاند و همان کسانی که پای انقلاب و ایران بودند هنوز هم هستند و در این آشوبها نیامدند.
اصلاً چرا این اعتراضها شکل گرفت که بستری برای وقوع این آشوبها و اغتشاشات شود؟
اعتراضها به این باز میگردد که راه درستی برای تعامل با مردم پیدا نکردیم، البته آن روز جنگ هم نارضایتی وجود داشت، یعنی من بین مردم بودم و با مردم صحبت میکردم که همچنان میگفتند ما از وضع موجود به هیچ وجه راضی نیستم، خیلی اعتراض داریم، ولی الان پای وطن در میان است. بنابراین میایستیم و بعضی از افراد میگفتند، اگر لازم باشد خودم اسلحه به دست میگیرم. اتفاقی که افتاد این بود هرچند نارضایتی در کنار وطن دوستی وجود داشت، ولی نارضایتی همینطور تشدید شد و روشها به گونهای نبود که اگر میخواهد سیاستها تغییر کند و جراحی انجام شود به مردم شوک وارد نشود و با آرامش بیشتری کار پیش برود. آن موقع خیلی از دلسوزان کشور میگفتند بنزین را گران نکنید، اگر بنزین را گران میکنید ارز ترجیهی را همزمان حذف نکنید و اگر بنزین و ارز ترجیهی را میخواهید دستکاری کنید لااقل تا پایان سال که صهیونیستها و امریکا دارند اینگونه توطئه میکنند این کار را نکنید تا این اتفاقات نیفتد. به همین دلیل من احساس میکنم جاهایی حرف دلسوزان شنیده نشد که اعتراضهایی شکل گرفت، پوشش و بستری شد برای اینکه آن تخریبها و اقدامات تروریستی اتفاق بیفتد. چه بسا اگر عاقلانهتر رفتار میکردیم و به حرف دلسوزان توجه میکردیم اعتراضی شکل نمیگرفت که در پرتو این اعتراض بشود هستههای تروریستی مسلحانه را در این حد فعال کرد. البته حتماً آنها کارهایی انجام میدادند، ولی قاعدتاً در این حد فعال نمیشدند که به این شکل به کشور و مردم آسیب بزنند.
آن نقطهای که موجب شد دشمن طمع کند تا به اتحاد ما ضربه بزند کجا بود؟
نکته مهمی که وجود دارد، این است بعد از آن عمل قهرمانانهای که در جنگ از طرف مردم اتفاق افتاد ما یک جاهایی خوب عمل کردیم. مثلاً نمادهای ایران مانند خشاریاشاه در برابر والرین، آرش کمانگیر یاای ایران را آوردیم و اینها برای مردم خوشایند بود، ولی یک کار دیگر که باید انجام میشد و انجام نشد این بود که یک روایتی از این پیروزی باید داده میشد که مردم نقش پررنگتری در آن داشته باشند و به مردم نشان داده شود که به کمک شما این جنگ به نتیجه رسید. اگر این اتفاق میافتاد و در این روایت مردم جایگاه خودشان را پیدا میکردند و به همان نسبتی که حضور داشتند به آنها وزن داده میشد شرایط متفاوت بود و برای نشان دادن این مسئله باید به مردم گفته میشد شما باید به ما بگویید چهکار باید انجام دهیم. مثلاً آقای رئیسجمهور باید با مردم در مورد مشکلات صحبت میکرد و مثلاً میگفت مردم ما این مشکلات را داریم ارز نیست یا ناعدالتی وجود دارد، رانت وجود دارد یا مسائلی دیگر از این دست، حالا شما بگویید که ما چه کنیم، این چند تا راهحل هم به نظر ما میرسد، نه اینکه خودمان انجام دهیم و بعد در مقام عمل بگوییم ما میخواستیم این کارها را انجام دهیم تا جلوی رانت را بگیریم. بله حتماً نیت خیری پشت این اقدامات هست، ولی وقتی که شما به مردم مراجعه نکردید و با نظر رأی و مشورت مردم کار را پیش نبردید و تصور کردید همین که عملی به نفع مردم باشد کفایت میکند و قاعدتاً مردم از آن استقبال میکنند همانجایی است که از آن ضربه خوردیم.
پیامبر اکرم در جنگ احد با مردم مشورت کردند و گفتندای مردم مدینه دشمن دارد میآید نظر من این است که بمانیم در شهر و از خودمان دفاع کنیم، ولی مردم مخالفت کردند پیامبر هم گفتند هرچند من موافق نیستم، اما، چون شما میگویید، انجام میدهیم و اتفاقاً رفتند و شکست خوردند و بازگشتند، اما کسی دیگر پیامبر را سرزنش نکرد که چرا شما این کار را انجام دادید، چون خود مردم انتخاب کرده بودند، اینجا هم میشد این اتفاق بیفتد و میشد گزینهها را پیش رو و رأی و نظر مردم قرار دهیم و بگوییم مردم و کارشناسان شما بگویید چهکار باید انجام دهیم؛ نه اینکه یک جمع ۲۰ یا ۵۰ نفره در وزارت اموراقتصاد و دارایی یا سازمان برنامه و بودجه بنشینند و برای کل مردم تصمیم بگیرند و بعدها هم عواقب آن را کشور تحمل کنند، دیگر الان آن دوران نیست. الان شما اجازه ندارید در یک حلقه بسته ۲۰ یا ۵۰ نفره تصمیم بگیرید و انتظار داشته باشید که مردم هم اطاعت کنند و با این شرایط کنار بیایند.
با وجود همه اینهایی که گفتیم از کارهایی که دولت انجام داده و دشمنیهایی که هست تصور میکنید اگر اتفاقی مانند جنگ ۱۲ روزه پیش بیاید مردم آن وحدتشان را خواهند داشت و آیا مردم پشت کشور خواهند ایستاد؟
این نظری که عرض میکنم نه احساسی است و نه مربوط به الان است. همان موقع که جنگ ۱۲ روزه رخ داد و قبل از آن خیلیها نگران بودند که اگر کوچکترین تعرضی شود، مردم میروند سمت دشمنان میایستند و میگویند حالا که نیروهای انتظامی نیستند وقت مناسبی برای شورش است. من آن زمان هم اعتقاد داشتم، اگر جنگی اتفاق بیفتد اتفاقاً مردم وحدت پیدا میکنند و در برابر دشمن مشترک میایستند و الان هم همین اعتقاد را دارم که اگر خدای ناکرده جنگ دیگری آغاز شود و اگر تعرضی به کشور اتفاق بیفتد شک نکنید دوباره شاهده رفتار وحدتگرایانه و همراهی بیشتر مردم با حاکمیت خواهید بود البته این پدیدهای است که در همه دنیا وجود دارد و به آن گرد آمدن زیر پرچم میگویند و این اتفاق مثالهای زیادی هم دارد. مثلاً ما پاره پارهتر از جامعه لبنان نداریم و واقعیت این است که طوایف خیلی با هم مشکل دارند، ولی مقالات، تحقیقات و آمار بسیاری در خصوص سال ۲۰۰۶ نوشته شده که وقتی صیهونیستها حمله کردند همه گروهها و طوایف با دولت و حزبالله همراه شدند و یکی از دلایلی که اسرائیل شکست سختی خورد و مجبور شد از لبنان خارج شود و با آن شکوه و عظمت حزبالله پیروز شود و شهید سیدحسن نصرالله که خداوند ایشان را رحمت کند، آن جشن پیروزی را بگیرد دقیقاً همین همراهی مردم و این واقعیت بود که مردم دور یک پرچم جمع شدند. این اتفاق در جاهای دیگر نیز افتاده مثلاً در خود امریکا بعد از ۱۱ سپتامبر در ژاپن بعد از فاجعه فوکوشیما یا در حوادث تروریستی انگلیس در سال ۲۰۰۵ این ویژگی دیده شد و این یک پدیده جهانی است. با اتکا به علم، شواهد و تجربه دارم عرض میکنم نه اینکه بخواهم یک مطلب شعاری گفته باشم، شک نکنید اگر تعرضی علیه کشور اتفاق بیفتد چه بسا وحدت و همراهی خیلی جدیتر و خیلی بیشتر از قبل از سوی مردم دیده میشود و همانطور مردم همدلانه رفتار و همراهی کنند و اتفاقاً مردم خیلی بیشتر جانب حاکمیت را میگیرند و دوباره با دشمن مقابله میکنند.