گام بزرگ در راه راستیآزمایی اخبار راست و دروغ، لحظهای تأمل و مکث است. قبل از اعتماد به هر خبری از خود بپرسید، «این خبر چرا و ازسوی چه کسی منتشر شده است؟» منبع خبر و ویژگیهای آن را بررسی کنیم و قبل از نقل و بازنشرش، از صحت آن مطمئن شویم جوان آنلاین: گوشی تلفن همراه در دستم داغداغ شده است. انگشت شست مدام صفحه را بالا میبرد تا بیشتر ببیند: جریانی بی انتها از محتوا. در میانه روزهایی که هر دم خبر و حادثهای از راه میرسد، چه کار دیگری بهجز اسکرول مدام میتوان انجام داد؟ چگونه میتوان درگیر جنجالهای این ویدئو واقعی است یا دستپرورده هوش مصنوعی نشد؟ توئیتهایی که کوت میشوند و مستقیم مثل یک میخ توی مغزت فرو میروند. اینجا در اینستاگرام انگار همه ما بازماندگان یک تروما هستیم و در عین حال سعی میکنیم راه و ردی از حقیقت را در میان خرابهها بیابیم.
شبکههای اجتماعی جذاب پر حاشیه
هر قاب مربع چه به دنبال رساندن پیامی باشد چه روایتگر زاویه دید یک انسان عادی، به دنبال ایجاد تأثیری در مخاطب خود است. کاربران در شبکههای اجتماعی بین خودشان و آنچه به اشتراک میگذارد فاصله میاندازند. آنها میخواهند با واکنش نشان دادن به یک واقعیت بیرونی، خود را در این عرصه کنشگر بدانند. در اینستاگرام مخاطب به خودش اجازه میدهد که روی جذابیتهای حاشیهای بایستد حتی اگر این کار ریسک گم کردن راه را با خودش به همراه داشته باشد. شاید همه ما بین این جادههای فرعی میخواهیم زهر خواندن اخبار غمانگیز را کم کنیم. میخواهیم از سر کشیدن شوکران دروغ لذت ببریم.
اسب تندپای خبر
رسانههای رسمی بیش از اندازه کند هستند حالا حتی برای پیدا کردن اخبار رسمی، توی شبکههای اجتماعی آنها را دنبال میکنیم. به لطف عضویت در این نرمافزارها بیشتر ما تجربههای دست اولی داریم از اینکه چطور ناگهان چیزی همهگیر میشود. یک توییت، یک کلیپ، یا موضوعی جدید در عرض چند ساعت کل فضا را پر میکند و همه درباره آن حرف میزنند. طی چند دقیقه انسانهایی با نگرانیها، دردها و علایق مشترک از پنجره این اپلیکیشن و به واسطه «اطلاع داشتن» بههم نزدیکتر میشوند. عجیب نیست که «حقیقت» قربانی جذابیتهای حاشیهای و سرعت انتقال اخبار در شبکههای اجتماعی شود. ما همه آلوده یک خبر ویروسی نادرست میشویم.
یک دروغ شیرین بهتر از حقیقت تلخ
همه ما وقتی یک خبر چیزی را میگوید که دلمان میخواهد بشنویم، کمتر به راست و دروغش شک میکنیم. بستر شبکههای اجتماعی همین را از تولیدکنندگان محتوا میخواهد. اینکه محتوایی به اشتراک گذاشته شود که دیگر کاربران از تماشا، خواندن و شنیدن آن با ارزشها و عقاید پیشینشان همسو باشد، آنها را بهجوش و خروش بیاورد و وادار به واکنش نشان دادن کند. هرچه لایک و کامنت و بازنشر بیشتر، شانس دیدهشدن هم بالاتر. در این بازی جلب توجه اخبار صحیح که هدفش اطلاعرسانی است نه تهییج، میبازد.
ساختن خبر جعلی به سادگی آب خوردن
برای اینکه یک خبر جعلی بسازی، لازم است یک تیتر تحریک کننده، روایت ناقص و کمی چاشنی ترس یا خشم را با هم مخلوط کنی. این معجون اگر درست ساخته و پرداخته شده باشد میتواند آتش خشم یک شهر را شعلهور کند.
ساختن یک خبر صحیح دانش و مهارت میخواهد و کار چندان سادهای نیست. در دنیای ارتباطات امروز ک مرز میان «تولیدکننده» و «مصرفکننده» خبر از بین رفته است. هر کس میتواند از سر شیطنت یا ناآگاهی با چند دقیقه تایپ کردن یک خبر جعلی بسازد. بدون اینکه از پیامدها و خطرات احتمالی آن آگاه باشد یا حتی فردی بابت این انتشار از او حساب پس بگیرد. کاربر بعدی همان خبر جعلی را بازنشر کند و این زنجیره تا بینهایت ادامه یابد و منشأ آسیبهای فردی و اجتماعی بسیاری شود. یک ویدئو از تظاهرات ۲۰۲۰لس انجلس که گروک آن را متعلق به آشوبهای خیابانی ۱۴۰۴ ایران میداند میتواند یک نوجوان را برای پیوستن به گروههای اغتشاش و اعمال رفتارهای خشونتآمیز تهییج کند. یا خبر جعلی دستگیری چند نفر و بازداشت آنها در ساختمان فرمانداری رشت میتواند معترضان را برای حمله به یک ساختمان دولتی خدماتی سوق دهد.
چطور گول این اخبار جعلی را نخوریم؟
خبر اعتبار خود را از منبع دریافت میکند. ابتدای هر متن خبری منبع آن ذکر شده است و بدون ذکر آن هیچ خبری موثق نیست. خبر قابل اعتماد، شناسنامه، منبع مشخص، تاریخ روشن، نویسنده قابل شناسایی دارد. روایت خبر از چند هدف خبر صحیح تهییج و تحریک نیست. نمیخواهد مردم را به خیابان بکشاند یا آنها را برای اعمال خشونت و تخریب بسیج کند. خبر مبتنی بر حقیقت میخواهد مخاطب خود را آگاه کند پس لحن احساسی و هیجانی ندارد.
گام بزرگ در راه راستیآزمایی اخبار راست و دروغ، لحظهای تأمل و مکث است. قبل از اعتماد به هر خبری از خود بپرسید، «این خبر چرا و ازسوی چه کسی منتشر شده است؟»
منبع خبر و ویژگیهای آن را بررسی کنیم و قبل از نقل و بازنشرش، از صحت آن مطمئن شویم.
نُقل هر مجلس: سواد رسانهای
۱۰ سالی میشود که در پاسخ به هر سؤالی درباره رسانهها میگوییم: بالابردن سواد رسانهای. اما لازم نیست متخصص علوم ارتباطات باشی تا بفهمی که برای بهکار بستن سواد رسانهای آن هم در زمانه غوغای شبکههای اجتماعی، نانو بنانا و دیپ فیکهای ۱۰ ثانیهای کار دشواری است. ما کاربران عادی شبکههای اجتماعی در برابر رسانهها، اخبار جعلی و کنشگران حرفهای آنلاین به جز سلاح ذهن، چیز دیگری در دست نداریم. باید ابتدا ذات و شیوه عملکرد آنها را بشناسیم و سپس با رهگیری الگوهای تکراری و آشنا، تصمیم بگیریم در این وانفسای رسانهای به چه کسی و چه چیزی اعتماد کنیم.
یک پیشنهاد
کتاب «رسانه ها؛ اقناع و پروپاگاندا» نوشته مارشال سولس با ترجمه احسان شاه قاسمی و ویراستاری محمدرسول علیزاده اصلی در انتشارات سوره مهر چاپ شده است.
این کتاب با رویکردی آموزشی به مسئله اقناع و تأثیر و فریب رسانهها پرداخته است و آن را از پروپاگاندا متمایز میکند. کتاب رسانهها؛ اقناع و پروپاگاندا رویکردی انتقادی دارد و با کمکگرفتن از ذکر مثال و طرح پرسش سعی دارد به شیوهای متفاوت مطالب را منتقل کند. این کتاب همچنین از فرهنگ مصرفی و روح سرمایهداری سخن میگوید.
بریدهای از کتاب رسانهها؛ اقناع و پروپاگاندا
در این کتاب ما اقناع و پروپاگاندا را به عنوان نمایشهای رتوریکی خواهیم دید که در آنها ارتباطات با سرزندگی آفرینشگری و حتی انحراف همراه میشود و در آن بارها استدلاهای شکاکانه، زبان گونه گون و رندیهای احتمالی به کار گرفته میشود. ما با منتقدان فرهنگی دلالت از رشتههای مختلف همراه خواهیم شد و راهبردها و تاکتیکهای هنرهای اقناعی را خواهیم دید. این کار نظری و عملی پر از تناقض و تضاد است و نیاز به یک نگاه دو سویه دارد که از دو سو به یک داستان بنگرد... اگرچه تبلیغات بازاریابی روابط عمومی لابیگری سیاسی رتوریک اقناع و پروپاگاندا را گاهی به عنوان اموری متعلق به تمدن امروزین میدانند. همه آنها برای دست یافتن به کامیابی نیازمند خلاقان نوآوری، بداهه پردازی و نمایش زنده درخشش روح هستند. این کوششها ممکن است گسست و آشفتگی ایجاد کند و برای ما ناخوشایند باشند...