متأسفانه سینما و نمایش خانگی به جای آنکه به تقویت فرهنگ ملی و میهنی همت بگمارند، در سالهای اخیر به شدت در حال اضمحلال ریشهها و پایههای فرهنگی غنی ایرانی گام برداشتهاند جوان آنلاین: متخصصان علوم اجتماعی و علوم رفتاری معتقدند که وقتی قبح فاعلی یک عمل زشت و غیرقابلقبول از منظر اخلاق و انسانیت در آثار تصویری و نمایشی برای انسان شکسته میشود، رخ دادن واقعی آن در کف جامعه برای مشاهدهکننده دیگر مانند قبل قبیح و زشت نیست و تکرار آن ممکن است با عدم واکنش و حتی همراهی شخص مترادف شود. تکرار صحنههای قتل، آدمکشی، قمهکشی، شرابخواری و هتکحرمت از ارزشها و هنجارهای یک جامعه در آثار شبکه نمایش خانگی، سینما و بازیهای کامپیوتری و ویدئویی حتماً درصد حساسیت و محکومیت ذهنی و رفتاری نسبت به چنین صحنههایی را در بین مخاطبان به پایینترین درجه خود میرساند. این همان نکتهای است که طی سالهای اخیر متخصصان حوزههای رفتاری و اجتماعی بارها و بارها در مورد عادیسازی چنین رفتارهایی در آثار تصویری و نسبت به عواقب ادراکی و شناختی آنها روی مخاطبان بهخصوص نسل جوان و نوجوان هشدارهای زیادی به مسئولان و خانوادهها دادهاند. خشونت عریان در اغتشاشات اخیر و وقوع جنایات شنیعی مانند سوزاندن یا سربریدن افراد در جریان آن نشان میدهد که باید بیشتر از گذشته به تولیدات و آثار ارائه شده در عرصه فرهنگی و هنری حساسیت وجود داشته باشد؛ چه اینکه مخاطبان آثاری مثل یاغی، وحشی، افعی تهران، گردنزنی یا زخم کاری قطعاً نمیتوانند شهروندانی مطیع قانون یا متخلق به خصوصیات اخلاقی و انسانی باشند.
اواسط سال گذشته بود که حسین فرشیدی، معاون بهداشت وزارت بهداشت در مان و آموزش پزشکی در نامهای به رئیس وقت سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی (ساترا) خواستار ملاحظات بهداشت روانی ـ اجتماعی تولیدات شبکه نمایش خانگی شد. در بخشی از این نامه آمدهاست: «توجه به سلامت روانی ـ اجتماعی عموم مردم درکنار لزوم مراقبت از سلامت جسم آنها، از اهمیت ویژهای برخوردار است. از اینرو، نقش بیبدیل رسانههای تصویری و بالاخص شبکه نمایش خانگی بر سلامت روانی ـ اجتماعی بر اساس شواهد علمی غیرقابل انکار است.»
رفتار شناسی اغتشاشگران
عادی جلوه دادن آسیب به خود، توسعه مصرف الکل از طریق نمایش لوازم مصرف الکل، نمایش مصرف مکرر سیگار و دخانیات و نمایش پرخاشگریهای فیزیکی و عاطفی از جمله آسیبهای احتمالی تولیدات شبکه نمایش خانگی بر مخاطبین است.
شاید امروز و با پشت سر گذاشتن اغتشاشات چند روز گذشته و بروز برخی رفتارهای وحشیانه مانند کشتن مردم با قمه و چاقو و سر بریدن افراد در کنار اعتراف اکثر مرتکبین به استفاده از مشروب و مواد مخدر برای سهولت انجام این اقدامات داعشی راحتتر بتوانیم در مورد تأثیر تولیدات مخرب و ضد فرهنگ شبکه نمایش خانگی، سینما و بازیهای کامپیوتری و ویدئویی حرف زد.
اغلب متخصصان علوم شناختی و رفتاری معتقدند که انتشار یک محتوا در رسانههای جمعی فرهنگساز است، قبح برخی اتفاقات هر چند که در جامعه وجود داشتهباشد، نریخته و یک برنامه اینچنینی میتواند شروع این حیازدایی باشد.
در ایالات متحده امریکا، قوانین و ساختاری با عنوان حافظان فرهنگ شکل میگیرند که مطابق با سیاستهای مسئولیت اجتماعی شرکتها (Corporate Social Responsibility - CSR) بسیاری از شرکتهای رسانهای و پلتفرمهای وی او دی به دلایل اخلاقی و مسئولیت اجتماعی، محتوایی را که ممکن است قبحشکنانه یا غیراخلاقی باشد، محدود میکنند. با استناد به این قوانین بازدارند این شرکتها ممکن است تصمیم بگیرند که برخی محتواها را منتشر نکنند یا دسترسی به آنها را محدود کنند، اما در ایران همچنان شاهد این هستیم که حساسیتها نسبت به محتوای آثار زیاد نیست و کنترل روی آنها بسیار ضعیف است.
الگوریتم وی او دیها
بسیاری از منتقدان مشهور خارجی مانند داگلاس راشکاف، استاد ارتباطات، بیان کردهاند که الگوریتمهای وی او دیها (VOD) اغلب بر اساس جذب مخاطب طراحی شدهاند و کمتر به تأثیرات اجتماعی و اخلاقی محتوا توجه دارند. راشکاف هشدار میدهد که این مسئله میتواند به یک «فرهنگ سطحی و بیاخلاق» منجر شود. مایکل ولنر روانپزشک پزشکی قانونی ایالات متحده نیز دلیل بالا بودن جرم و جنایت آشکار در امریکا را حرکت صنعت سینما و سرگرمی به سمت ستایش خشونت در امریکا عنوان میکند.
بر اساس پایشها و گزارههای آماری در حال حاضر کل اکوسیستم نمایش خانگی کشور، با مدلهای مختلف درآمدی مانند اشتراک ماهانه (SVOD)، تبلیغات (AVOD) و سایر روشها، حدود ۱۴ میلیون کاربر فعال دارد که از محتوای این پلتفرمها استفاده میکنند.
با توجه به این جامعه آماری وسیع است که متخصصان و کارشناسانی مانند دکتر سیما فردوسی کارشناس خانواده و روانشناس بالینی تأکید میکند که شبکه نمایش خانگی از معیارهای اخلاقی و عرف جامعه عبور کردهاست.
این چهره شناختهشده حوزه روانشناسی کشورمان در ادامه میافزاید: در آثار نمایش خانگی نباید فیلم و سریالی ساخته شود که با فرهنگ ایرانی تطبیق نداشته باشد. شاید افرادی که به برخی از آثار نمایش خانگی خرده میگیرند و شاکی هستند و آن را نمیپسندند با محتوای نمایش خانگی مشکل دارند و آن را مناسب نمیدانند، چون هر اثری باید با فرهنگ و اجتماع منطبق باشد، وگرنه مورد انتقاد و اعتراض مخاطب واقع میشود. بنابراین یک مسئله اساسی در آثار نمایش خانگی بحث محتوایی است که محتوای این آثار باید بر طبق آداب، رسوم، فرهنگ و ادبیات موردپسند جامعه باشد.
آموزش خشونت
این حجم از ساختن سریالهای شبه اکشن و جنایی ضد فرهنگ ماست، از طرفی وجه نمایشی و واقعگرایی در چنین سریالهایی از بین رفتهاست و از زاویه دیگر خشونتطلبی را یاد مخاطب میدهد که این میتواند باعث پیش آمدن حادثههای مختلفی در جامعه باشد.
باید این نکته را هم باید به یاد داشته باشیم که این آثار روی برخی اقشار و طبقات که بیشتر تحتتأثیر سبک زندگی غربی هستند، تأثیرات مخربی میگذارد و اگر شاهد این مسئله بودیم که آمار جرم و جنایت در جامعه بالا رفت، به طور قطع سینما و شبکه نمایش خانگی در این فرآیند نقشی انکارناپذیر ایفا کردهاست. متأسفانه سینما و نمایش خانگی به جای آنکه به تقویت فرهنگ ملی و میهنی همت بگمارند، در سالهای اخیر به شدت در حال اضمحلال ریشهها و پایههای فرهنگی غنی ایرانی گام برداشتهاند و این اگر یک خیانت از پیش طراحی شدهنباشد، میتوان آن را ناشی از یک غفلت شوم درنظر گرفت که همه ارکان فرهنگی از حاکمیت (که وظیفه نظارتی دارد) تا بدنه سینما و شبکه خانگی در آن به اندازه خود مقصر هستند.