خشونتطلبی و رفتارهای ضداخلاقی دو وجه بارز براندازان و مخالفان جمهوری اسلامی است جوان آنلاین: خشونتطلبی و رفتارهای ضداخلاقی دو وجه بارز براندازان و مخالفان جمهوری اسلامی است. چند سال پیش بیبیسی فارسی اقدام به پخش مستندهایی درباره انقلاب اسلامی کرد که در آن کوشید با انتخاب تصاویر خیابانی انقلابیون را افرادی خشونتطلب معرفی کند و پیروزی انقلاب را به این موضوع ربط بدهد. هر چند با توجه به حضور گروهکهایی، چون مجاهدین خلق و گروههای مارکسیستی دیگر مخالف شاه نمیتوان منکر برخی خشونتهای ضداخلاقی در انقلاب شد، اما به جرأت میتوان گفت، بخش اعظم رفتارهای اعتراضی مردم انقلابی ایران در سال ۵۷ مبتنی بر رعایت اصول اخلاقی شکل گرفته است.
گروهکهای التقاطی و غیراسلامی پس از سقوط رژیم طاغوت علیه همان مردمی که اخلاقیترین انقلاب تاریخ را رقم زده بودند، دست به وحشیانهترین رفتارهای خیابانی زدند. بیبیسی فارسی و شبکههای معاند، اما امروز از همان خشونتطلبیها دفاع میکنند.
در این ارتباط فارس پلاس با نگاه به برخی آثار نمایشی درباره خشونت ضدانقلاب و منافقین در دهه ۶۰ مینویسد: از ۴۷ سال پیش تا به همین امروز که برخی به بهانه اعتراضات دارند همانند تروریستهای مسلح عمل میکنند. ایران اتفاقات مختلفی را پشتسر گذاشته است و غالب این اتفاقات هم در سینما و تلویزیون به تصویر کشیده شده تا به عنوان یک خاطره جمعی همراه مخاطبان باشد.
کشتن مردم عادی به آتش کشاندن نیروهای نظامی، شکنجه دادن بسیجیها و... رویهای است که میتوان گفت بنایش را منافقین در دهه ۶۰ همزمان به مهندسی معکوسشان گذاشتند آن روزهایی که بسیجی یا پاسدار را به خانههای تیمی میبردند و با اتو پوستهایشان را میسوزاندند و به نحوی که مادر فرزندش را فقط از روی یک دکمه لباس شناسایی میکرد تا به همین امروز که یک نیروی نظامی در میان عدهای تنها باقیمانده و هرکسی هرچه در دست دارد به او ضربه میزند.
شاید بهتر باشد این روزها که به فیلمهای واقعی نزدیک هستند، بپردازیم و کمی برای یادآوری آنچه این افراد به اصطلاح ناجی ملت ایران که سالهاست حتی نتوانستند نزدیک به مرزهای ایران شوند، به آثار سینمایی رجوع کنیم.
درخصوص نفاق و جنایات منافقین «ماجرای نیمروز» ۱ و ۲، «ضد» و «سیانور» تولید شده است که به نوبه خود توانسته است مخاطبان بسیاری را به خود جذب کند. فیلم «ماجرای نیمروز» در قسمت اول به کارگردانی محمدحسین مهدویان داستان یک تیم اطلاعاتی و عملیاتی است که به دنبال سرکردههای منافقین هستند، در نهایت در حین انجام فعالیتها به خانه تیمی موسی خیابانی نفر دو سازمان منافقین میرسند.
در قسمت دوم به سراغ حمله فروغ جاویدان منافقین در عملیات مرصاد میرود، اما با درام به خوبی این زد و خورد و در نهایت شکست جریان نفاق را به تصویر میکشد.
البته در اثر «ضد» حسین دارابی منافقی را به تصویر میکشد که به دنبال شهادت آیتالله بهشتی است و، اما در همین خط داستانی یک درام عاشقانه شکل میگیرد که منجر به روایت تعصب کورکورانه منافقین است.
در فیلم «سیانور» اثر بهروز شعیبی هم به سراغ تسویه حسابهای درونی سازمان در قبل از انقلاب میپردازد. تسویه حسابهایی که این روزها هم میان سلطنتطلبها پررنگ است و این را خودشان میگویند همانند توماج صالحی.
از عملیات مهندسی تا مصادره
داستان «عملیات مهندسی» حول محور تلاشهای نیروهای امنیتی و مردم عادی برای مقابله با گروهک منافقین میچرخد؛ گروهکی که با نفوذ و ترور، قصد برهم زدن ثبات کشور را داشت. این سریال از زبان شخصیتهایی روایت میشود که در سایه عملیاتهای اطلاعاتی و نظامی با ترس، امید و شجاعت زندگی میکردند و جان خود را در این مسیر گذاشتند، اما در این مسیر سعی شده است که جنایات و شکنجههای وحشیگرانه منافقین به تصویر کشیده شود.
البته «مصادره» هم در کنار همه این آثار تلاش کرده با نگاهی کمدی به پوچ بودن سلطنتطلبها بپردازد که موفق هم بوده است.
حتی در فیلم سینمایی «غریب» هم محمدحسین لطیفی، کارگردان اثر در سکانسهایی به خوبی توانسته بود فضای بیرحمانه گروههای آزادیبخش کرد را هم به تصویر بکشد. حتی در سکانس بیمارستان که پرستاران و پزشکان منافق با تزریق سم پاسدارها و بسیجیها را به شهادت میرساندند.
این آثار تنها بخشی از فیلمهای سینمایی است که این روزها باید دیده شود. روزهایی که غربیها و ترامپ با حمایت تروریستهای مسلح به دنبال ناامنکردن ایران هستند و برای رسیدن به این هدف هم از هیچ دستاویزی هم دوری نمیکنند.