داوودی: هزینه تمامشده فیلم، به خصوص در بخش دستمزد بازیگران، به گونهای بالا رفته که پیشبینی رسیدن به سرمایه اولیه و سود احتمالی برای حسابشدهترین تولیدات هم تقریباً ناممکن شده است جوان آنلاین: سیر نزولی ادامهدار کاهش فروش سینماها که از آذر ماه امسال با حدود ۵۵درصد نسبت به همین بازه زمانی در سال گذشته شروع شد، طی روزهای گذشته با رسیدن به رقم افت کمسابقه ۷۰درصدی گیشهها خبر از روزهای بحرانی میدهد که عوامل متعددی از جمله بالا رفتن هزینه تولید، کاهش قدرت خرید مردم و حذفشدن کالاهای فرهنگی از سبد خانوار و همچنین تغییراتی که در بحث تغییر ماهیت سرمایه در سینما در این فرونشست سینمایی گیشهها تأثیر مستقیم دارند؛ اوضاع بغرنجی که اگر برای برطرف کردن آن تدابیری در نظر گرفته نشود، باید شاهد ورشکستگی سینما و تولیداتش در ساحت هنر هفتم باشیم. نقش دولت و مشخصاً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این بزنگاه برای تقویت بنیه تولیدی سینما به واسطه ابزارهای تولیدی و حمایتی که در اختیار دارد، موضوعی غیرقابل انکار است، البته اگر ارادهای در مدیران مربوط برای عبور از این بحران وجود داشته باشد.
اتفاقات اقتصادی و اجتماعی روزهای اخیر، از شرایط بد اقتصادی خانوار تا بالا رفتن هزینه تولید آثار سینمایی در کنار فضای ملتهبی که از سوی عدهای اوباش و اغتشاشگر بر فضای جامعه «حقنه» شده است، در کنار یکدیگر روی رفتار مخاطبان و علاقهمندان به سینما تأثیر مستقیمی گذاشته است.
پاییز سینماها
واقعیت این فرونشست سینماها و کاهش چشمگیر آثار سینمایی در سالنها صرفاً مربوط به همین چند روز اخیر نیست و شروع آن در روزهای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه کلید خورد، اما روند شتابان این سقوط از اواخر پاییز خودش را بیشتر نشان داد، به همین علت باید این مسئله را فراتر از یک مقطع کوتاهمدت، در نسبت سینما با جامعه امروز جستوجو کرد.
ابعاد مختلف این کاهش چشمگیر فروش را میتوان در لابهلای اظهارات ابوالحسن داوودی، سخنگوی شورای عالی تهیهکنندگان سینما پیدا کرد. داووی با اشاره به اینکه ما امسال در سینما و به خصوص در نیمه دوم سال نسبت به سال گذشته شاهد افت چشمگیری هستیم، میگوید: آخرین آماری که از وضعیت عرصه نمایش سینمای ایران در دست داریم، آمار فروش آذرماه است که نسبت به همین ماه در سال گذشته، سینمای ایران بیش از ۵۵درصد ریزش مخاطب داشته است و به ویژه بعد از اعتراضات اخیر آمار یک هفتهای فروش سینمای ایران در مقایسه با هفته مشابهاش در ماه گذشته بیش از ۷۰درصد افت کرده و از ۲۸میلیارد به ۸میلیارد نزول کرده است و پیشبینی میشود این وضعیت تا پایان سال حتی با سیر نزولی بیشتری ادامه یابد.
سخنگوی شورای عالی تهیهکنندگان سینما مهمترین دلیل این ریزش مخاطب را به جز اتفاقات هفته اخیر، شرایط اقتصادی سخت حاکم بر جامعه و یکنواخت و تکراریشدن اغلب موضوعات و محصولات عرضهشده میداند که در کنار آنها «گران شدن هزینه تمامشده فیلم» بر محدودیت آثار عرضهشده و عدمامکان تنوع در سینما افزوده است.
داوودی اضافه کرد: بخش عمده این گرانی به سینما تحمیل شده است. تغییر ماهیت سرمایه در سینمای ایران در سالهای گذشته باعث شده است بخش میانی تولیدکنندگان سینما، تهیهکنندگان مستقل و تهیهکننده کارگردانانی که تعیینکننده و تأمینکننده بخش عمدهای از محصولات سینمایی بودند، تقریباً به طور کامل از دور خارج شوند. هزینه تمامشده فیلم، به خصوص در بخش دستمزد بازیگران، به گونهای بالا رفته که پیشبینی رسیدن به سرمایه اولیه و سود احتمالی برای حسابشدهترین تولیدات هم تقریباً ناممکن شده است.
وی هزینه پایه تهیه یک فیلم معمولی و استاندارد را حدود ۴۰میلیارد تومان عنوان کرد و گفت: برای برگشت سرمایه، این فیلم با احتساب هزینههای سرسامآور تبلیغات باید به فروشی بالای ۱۵۰میلیارد تومان دست پیدا کند، در حالی که در سال گذشته بیش از چند محصول انگشتشمار نتوانستند حتی به این رقم نزدیک شوند.
سقوط گیشهها در ۱۰ روز
از هفتم تا شانزدهم دیماه۱۴۰۴، سینماهای کشور در مجموع حدود ۵۰۷هزار مخاطب را به خود دیدهاند؛ عددی که در نگاه اول شاید فاجعهآمیز به نظر نرسد، اما وقتی در کنار آمار سالهای قبل قرار میگیرد، عمق بحران را نشان میدهد. در همین بازه زمانی در سال۱۴۰۳، بیش از یکمیلیونو۱۰۶هزار نفر به سینما رفته بودند و اختلافی نزدیک به ۶۰۰هزار نفر ثبت شده بود، این یعنی تعداد مخاطبان تقریباً به نصف کاهش پیدا کرده است.
فروش سینماها هم تصویر مشابهی را نشان میدهد. در ۱۰ روز اخیر، گیشه به ۳۸میلیارد تومان رسیده است، در حالی که در سال گذشته با بلیت ۸۰هزار تومانی، فروش ۶۴میلیارد تومان ثبت شده بود، حتی مقایسه با سال۱۴۰۲ که بهای بلیت ۶۰هزار تومان بود، نشان میدهد سینماها با وجود افزایش قیمت، نتوانستهاند مخاطب بیشتری جذب کنند و فروش ۴۲میلیارد تومانی آن سال، حالا دستنیافتنی به نظر میرسد.
این آمارها به وضوح نشان میدهد گرانیهای عجیب اقتصادی و در تنگنا قرار گرفتن معیشت خانوار ضربه مستقیمی به حضور مخاطبان در سالنها زده است. در روزهایی که ذهن اغلب مردم درگیر مسائل معیشتی و اقتصادی است، سینما و بهطور کلی فرهنگ و هنر از اولویت خانوادهها و سبد خانوار خارج میشود، حتی اگر سالنها باز بمانند و سانسها برقرار باشند، مخاطب ترجیح میدهد در خانه بماند یا هزینهاش را صرف چیزهای ضروریتری کند.
قحطی فیلم خوب روی پرده
یکی از مهمترین دلایل افت فروش، نبود فیلم جذاب روی پرده است. در ماههای اخیر، نه فیلم کمدی پرقدرتی اکران شده است که بتواند مخاطب عام را به سالن بکشاند و نه فیلم اجتماعی شاخصی که بتواند مخاطب جدیتر را راضی کند. شعار «سینما فقط سینمای کمدی نیست» سالهاست از زبان مدیران و تصمیمگیران شنیده میشود، اما واقعیت اکران چیز دیگری را نشان میدهد.
فیلم اجتماعی زمانی میتواند جایگاهش را در گیشه پیدا کند که اولاً کیفیت بالایی داشته باشد و ثانیاً با جامعه ارتباط برقرار کند. در مدت اخیر به غیر از برخی آثار اجتماعی از جمله فیلم «پیرپسر» که آن هم نه فقط به دلیل کیفیت خوب فیلم بلکه به دلایل غیرسینمایی فروش بالایی را تجربه کرد، بقیه آثار یا دیده نشدند یا اینکه جزو فیلمهایی بودند که اساساً حرف تازهای برای گفتن نداشتند، بنابراین نمیتوان انتظار داشت مخاطب برای دیدن فیلمهایی که برای او جذاب یا اندیشهمحور نیستند و چیزی به داشتههای آنها اضافه نمیکند، هزینه کنند.
از طرف دیگر، سینمای کمدی هم که در ایام اخیر تا حدودی سهم بیشتری در گیشهها داشتند یا اثری برای اکران ندارند یا با آثاری کمجان روی پرده حضور دارند. به نظر میرسد سهم حمایتی و دخالت وزارت ارشاد در حوزه تولید باید بیشتر از قبل باشد، چه اینکه اگر قرار باشد به اسم برونسپاری وظایف دولتی به صنوف این مسیر ادامه داشته باشد، باید روزهای بدتری را به انتظار بنشینیم.