کد خبر: 1331843
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
حسین فصیحی

این روز‌ها پرونده‌های بسیاری با موضوع قتل اعضای یک خانواده توسط عضوی از خانواده منتشر می‌شود و جامعه را جریحه‌دار و سؤالی اساسی را مطرح می‌کند؛ چرا افرادی که قرار است امنیت و مهر در خانه را فراهم کنند، گاهی دست به خشونت‌های فجیع علیه نزدیک‌ترین افراد زندگی خود می‌زنند؟ پاسخ ساده‌ای برای این پرسش وجود ندارد؛ این پدیده پیچیده، محصول همنشینی چند عامل فردی، خانوادگی و اجتماعی است که در طول زمان جمع شده‌اند. 
کارشناسان معتقدند وقوع قتل‌های خانوادگی تنها معلول اختلافات کوتاه‌مدت یا ناتوانی در مدیریت خشم نیست. این جنایات، حاصل تجمع فشارها، ناکامی‌ها و کمبود مهارت‌های حل مسئله در خانواده‌هایی است که فاقد ابزار‌های مقابله با بحران‌های روانی و اجتماعی‌اند. وقتی خشم و تنش‌های خانوادگی کنترل نمی‌شوند، مسیر خشونت به‌تدریج از کشمکش‌های کلامی به رفتار‌های فیزیکی و نهایتاً قتل می‌رسد. 
شکاف نسلی و تفاوت ارزش‌ها در خانواده، یکی از مهم‌ترین عوامل فرهنگی است که می‌تواند زمینه بروز خشونت را فراهم کند. وقتی والدین و فرزندان به سبک زندگی، عادت‌ها و باور‌های یکدیگر احترام نگذارند، تضاد‌های آشتی‌ناپذیر شکل می‌گیرد. همچنین، بحران‌های اقتصادی و اجتماعی مانند تعطیلی‌ها، افراد را بیش از پیش در فضای خانه محصور می‌کند و تنش‌ها و اختلافات را تشدید می‌کند. انتشار مداوم اخبار منفی و فشار روانی ناشی از شرایط جهانی نیز آستانه تحمل اعضای خانواده را کاهش می‌دهد و به افزایش رفتار‌های پرخاشگرانه دامن می‌زند. وابستگی مالی فرزندان بزرگسال به والدین، فشار‌های اقتصادی، تورم و نابرابری‌های شدید اجتماعی نیز بخشی از پازل خشونت خانوادگی است. وقتی اعضای خانواده توان تأمین نیاز‌های اولیه خود را ندارند، بحران‌ها و کشمکش‌ها شدت می‌یابد و دعوا‌ها و فشار‌های روانی به شکل فزاینده‌ای در محیط خانه بروز پیدا می‌کند. کارشناسان معتقدند، انتقال بحران اقتصادی جامعه به خانواده یکی از عوامل اصلی قتل‌های خانوادگی است از جمله اینکه عمده قتل‌هایی که در سال‌های اخیر بر سر میراث خانوادگی رقم می‌خورد. 
افزایش اختلالات روانی، افسردگی، کاهش تاب‌آوری و اعتماد خانوادگی و نبود حمایت قانونی کافی، شرایطی را فراهم می‌کند که خشونت‌های خانوادگی به شکل ناگهانی و فجیع بروز پیدا کند. در برخی موارد، خلأ‌های قانونی و فقدان بازدارندگی در برخورد با جرم، موجب حس مصونیت نسبی و انگیزه برای ارتکاب قتل می‌شود. به‌ویژه هنگامی که انتقام‌گیری یا خشونت ناموسی در برخی خرده‌فرهنگ‌ها مورد تأیید یا بی‌تفاوتی قانونی قرار گیرد، وقوع قتل‌های خانوادگی تسهیل می‌شود. 
خشونت در خانه، هرگز پدیده‌ای خصوصی نیست؛ این یک بحران اجتماعی است. قتل‌های خانوادگی بازتاب ناکامی‌ها، فشار‌های اقتصادی، ضعف آموزش و خلأ‌های قانونی هستند و نه‌تنها قربانیان مستقیم دارند، بلکه سلامت روان و امنیت جامعه را نیز تهدید می‌کنند. پیشگیری از این فجایع نیازمند اقدام هماهنگ و چندجانبه است: تقویت مهارت‌های ارتباطی و مدیریت خشم در نظام آموزشی، ارائه حمایت‌های اجتماعی و اقتصادی توسط دولت، اصلاح قوانین پیشگیرانه و ارتقای نظارت بر سلامت روان خانواده‌ها. 
اگر این حلقه‌ها به‌طور همزمان فعال نشوند، روند خشونت خانوادگی ادامه پیدا می‌کند و قربانیان بیشتری جان خود را از دست خواهند داد. جامعه باید بپذیرد که خشونت خانگی تنها مسئله‌ای خصوصی نیست، بلکه بحران عمیقی است که سلامت روان، اخلاق و امنیت اجتماعی را تهدید می‌کند و مقابله با آن مسئولیت جمعی است.

برچسب ها: قتل ، پلیس ، امنیت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار