همه رسانههای تلویزیونی یک منشور اخلاقی دارند و از اصول مهمشان این است که نمادهای هویتی، فرهنگی و ملی نباید مورد خشونت نمادین قرار بگیرند جوان آنلاین: بارها بر سر از دست دادن فرصتها و ساختن برنامههای پوچ و کم محتوا در شبکه نمایش خانگی صحبت به میان آمده و هیچ علاجی برایش پیدا نشده است. یکسری از هنرمندان که از منتقدان همیشگی تلویزیون بودند، با رفتن به شبکه نمایش خانگی، مشخص شد چیز خاصی در چنته ندارند و نمیتوانند برای خودشان در دنیای مدیا و رسانه جایی دست و پا کنند.
تازهترین شاهکار برنامهسازان در شبکه نمایش خانگی به برنامه «بازمانده» برمیگردد. برنامهای که با سروصدا و تأخیری طولانی پخش شد و با تماشایش مشخص است، یکی دیگر از رئالیتیشوهای ضعیف شبکه نمایش خانگی خواهد بود. این برنامه با اجرای مشترک سیامک انصاری و مهران غفوریان در پلتفرمی پخش میشود که فقط همین یک برنامه تولیدی را دارد و این هم از عجایب شبکه نمایش خانگی در ایران به حساب میآید!
توهین به نمادهای ایرانی
در یکی از قسمتهای برنامه بازمانده اتفاق عجیبی افتاده که در فضای مجازی با واکنشهای گستردهای همراه شده است. در دوران پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه که همه یکصدا بر ملیگرایی و حفظ نمادها و هویت ملی و ایرانی تأکید کردهاند، این برنامه به تخریب این نمادها پرداخته است.
در بخشی از این برنامه، شرکتکنندگان با سنگ هدفهایی برگرفته از نمادهای هویتی و اسطورهای ایران را نشانه میروند و کسی هیچ اهمیتی به این نمادها نمیدهد. این اتفاق عجیب در حالی رخ داده که نه تنها مردم در شبکههای اجتماعی به آن واکنش نشان دادهاند، بلکه با انتقاد تند تاریخشناسان و پژوهشگران تاریخ ایران نیز روبهرو شده است.
یکی از مواردی که این کارشناسان بر آن تأکید کردهاند به کمسوادی رسانهای، تاریخی و میراثی برنامهسازان برمیگردد، یعنی آنها برای ساختن لحظهای مثلاً شاد و مفرح، به عواقب کاری که میخواهند انجام دهند فکر نمیکنند و همه چیز را در سادهترین شکل ممکن فرض میکنند.
این ناآگاهی و کمسوادی رسانهای در حالی رخ میدهد که برنامهساز باید درک و آگاهی عمیقی از برنامه و اتفاقات درون آن داشته باشد. این آگاهی و سواد باید به قدری بالا باشد که حتی مخاطبان نکات مفیدی را از آن برنامه یاد بگیرند. برنامهسازی بدون بررسی و پژوهش عمیق، محکوم به شکست خواهد بود و جایی بین مردم نخواهد داشت.
نبود منشور اخلاقی برنامهسازی
علیرضا حسنزاده، مردمشناس و دانشیار پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که با توجه به حساسیتهایی که روی هویت ایرانی، ایران باستان، تمدن و نشانههای ایرانی ـ بهویژه تخت جمشید و هخامنشیان ـ وجود دارد، چرا شاهد چنین نمایشی در یک مسابقه تلویزیونی هستیم، میگوید: درباره این موضوع باید چند نکته را مطرح کرد. اصولاً همه رسانههای تلویزیونی یک «کد آو اتیکس» یا همان منشور اخلاقی دارند و در رسانههای بسیار حرفهای دنیا، مانند BBC یا CBC، این موارد بهروشنی دیده میشود؛ از اصول مهم این است که نمادهای هویتی، فرهنگی و ملی نباید مورد خشونت نمادین قرار بگیرند. نباید به آنها توهین شود یا مخدوش شوند، زیرا حمله به این نمادها در واقع حمله به هویت یک ملت یا یک سرزمین است. از این لحاظ، این «کد آو اتیکس» اهمیت بسیار زیادی دارد.
حسنزاده ادامه میدهد: در بازیهایی که با تیراندازی و هدفگیری انجام میشود معمولاً از المانهای خنثی استفاده میکنند، مثلاً دایرههای هندسی میگذارند که نشانههایی کاملاً خنثی هستند، حتی اگر بخواهند کاراکتری طراحی کنند، معمولاً کاراکترهای انتزاعی، کارتونی و فانتزی را انتخاب میکنند، نه کاراکترهای هویتی. به همین دلیل، در «مدیا اتیکس» یا اخلاق رسانهای، بهشدت از توهین، تحقیر و مخدوشکردن نشانهها و عناصر کلیدی هویتی پرهیز میشود.
او اضافه میکند: مثلاً در این برنامه «بسیار سخیف» به نمادهای تختجمشید توهین شده که عملاً توهین به هویت ایرانی و تاریخ ایران است. بارها مطرح کردهام که یکی از مشکلات جدی در سطح کشور، فقدان سواد میراثی است. نبود این سواد باعث میشود که برنامههای فرهنگی، فراغتی یا برنامههایی که در رسانههای عمومی منتشر میشوند، آثار و عواقب بسیار بدی برجا بگذارند، از جمله تضعیف هویت ملی یا تضعیف نشانههای تاریخی که بهمثابه سرمایه اجتماعی یک ملت هستند. بنابراین، دو دیدگاه میتوان داشت؛ یا غیرعامدانه بودن این موضوع را در نظر بگیریم و آن را ناشی از فقدان سواد میراثی تهیهکنندگان این برنامه بدانیم، یا اینکه بدبینانه نگاه کنیم و بگوییم آنها عامدانه بهدنبال تخریب هویت ایرانی بودهاند.
نبود درک حرفهای از رسانه
مجموعه این رخدادها نشان میدهد که یکی از مسائل اصلی در شبکه نمایش خانگی صرفاً کمبود بودجه نیست، بلکه مسئله اصلی نبود درک حرفهای از رسانه و فقدان مسئولیتپذیری در برابر فرهنگ و هویت ملی است. برنامهسازی امروز، بیش از هر زمان دیگر نیازمند آگاهی تاریخی، حساسیت فرهنگی و شناخت قواعد اخلاق رسانهای است.
شبکه نمایش خانگی در کنار وجه سرگرمکنندهاش باید فضایی برای رشد و آگاهی مخاطب نیز باشد. این مسیر تنها زمانی امکانپذیر است که برنامهسازان، پلتفرمها و نهادهای ناظر، مسئولیت خود را در قبال فرهنگ و هویت جامعه جدی بگیرند. بدون این بازنگری، برنامههایی همانند «بازمانده» همچنان ساخته خواهند شد.
همچنین ساترا که زمانی بدون دلیل منطقی و درست، اقدام به اعطای مجوز به افراد جهت داشتن پلتفرم نمایش خانگی میکرد، حالا بیش از گذشته، باید پاسخگوی حاشیههای پلتفرمهای تازه تأسیس باشد. پلتفرمهایی که، چون قارچ یک شبه سبز میشوند و پس از مدتی یا کارشان به تعطیلی کشیده میشود یا برنامههایشان از استانداردهای لازم برخوردار نیست. در این میان تنها مخاطب است که متضرر و هزینه و زمانش سوخت میشود و از دست میرود.