آغاز بحران داعش در عراق و منطقه، مجید جابر کاصد بیوقفه برای دفاع از مردم و خاک خود در جبهههای نبرد حاضر شد تا اینکه در سال ۲۰۱۳، در حالی که تنها ۳۳ سال داشت، در سوریه به شهادت رسید. او که ازدواج کرده و صاحب یک پسر و پنج دختر بود، در دوره کودکی و نوجوانی تنها تا کلاس ششم درس خواند، چرا که زندگی در دوران صدام و مبارزه علیه ظلم اجازه تحصیل بیشتر به او نمیداد. جوان آنلاین: در سالروز شکلگیری بسیج، میهمان خانواده شهید مجید جابر کاصد در بصره هستیم؛ مردی که در ۳۳ سالگی در جنگ با داعش در سوریه به شهادت رسید و حالا یاد و خاطرهاش در دل خانواده و مردم باقی مانده است.
مجید جابر کاصد، متولد سال ۱۹۸۰، در خانوادهای متعهد و مبارز در ناصریه عراق رشد کرد. خانوادهاش سالها با ظلم رژیم صدام دست و پنجه نرم کردند و بخشی از اعضای خانواده برای حفظ جان و ادامه زندگی مجبور به مهاجرت به ایران شدند. خود مجید در همان زمان در عراق علیه صدام مبارزه میکرد و پس از سقوط این رژیم به عضویت ارتش درآمد.
با آغاز بحران داعش در عراق و منطقه، مجید جابر کاصد بیوقفه برای دفاع از مردم و خاک خود در جبهههای نبرد حاضر شد تا اینکه در سال ۲۰۱۳، در حالی که تنها ۳۳ سال داشت، در سوریه به شهادت رسید. او که ازدواج کرده و صاحب یک پسر و پنج دختر بود، در دوره کودکی و نوجوانی تنها تا کلاس ششم درس خواند، چرا که زندگی در دوران صدام و مبارزه علیه ظلم اجازه تحصیل بیشتر به او نمیداد.

ابوقاسم برادر شهید، در صحبتهایش با ما میگوید: «ما به ملت ایران سلام عرض میکنیم و از حمایت و همراهی آنان سپاسگزاریم.» او از ویژگیهای برادرش میگوید: انسانی صادق، سادهزیست و پرتلاش که همیشه دغدغه حل مشکلات مردم را داشت. مجید در روستای عشایر به همراه دوستانش، زندگی روزمره خود را با خدمت به مردم و فعالیتهای کشاورزی گره زده بود و عمرش را برای رضای خدا و خدمت به دیگران صرف کرده بود.
یادآوری زندگی کوتاه، اما پرثمر مجید جابر کاصد، تصویری از جوانی است که از سختیها و محدودیتها نترسید و برای عدالت و امنیت مردم جان خود را فدا کرد. امروز خانواده او در بصره ساکن هستند، اما خاطره و روحیه او همچنان الهامبخش نسل جوان و مردمی است که او برایشان ایستادگی کرد.
برادر شهید همچنین توضیح میدهد: «برادرم همراه دوستانش گروهی تشکیل داده بودند و علیه نفوذ آمریکا در منطقه فعالیت میکردند. با ظهور داعش، او نیز به دفاع علیه این گروه تکفیری بسیج شد. رفتارهای وحشیانه داعش، جهان را شوکه کرد و ملتهای ایران، عراق و افغانستان علیه این گروه متحد شدند و برادرم در این مسیر جان خود را فدای امنیت مردم کرد.»
حمایت ایران
او به شرایط عراق پس از قدرت گرفتن شیعیان به نخستوزیری مالکی اشاره میکند و میگوید: «فعالیتهای علیه شیعیان شدت گرفت و در این مقطع جمهوری اسلامی در پاسخ به حملات داعش، به کمک مردم عراق آمد، چرا که آمریکا از حمایت دست کشیده بود.
نحوه شهادت برادر
برادر شهید درباره نحوه شهادت برادرش میگوید: برادرم با بمبگذاری هدف قرار گرفته بود و بقایای پیکرش در تشییع باشکوهی در وادیالسلام به خاک سپرده شد.
در کنار ایران
ابوقاسم ادامه میدهد: «آرزو داریم شیعیان متحد باشند. ما شاهد حملات اسرائیل به ایران بودیم و از آسمان برای نصرت رزمندگان ایران دعا میکردیم. خواسته ما پیوند مستحکم میان ایران و عراق است؛ مرز جغرافیایی تنها یک علامت است. سردارانی چون حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس نیز در همین مسیر به شهادت رسیدند. وقتی ایران رژیم صهیونیستی را هدف قرار داد، این پیروزی را به یکدیگر تبریک گفتیم و آن را سربلندی جهان اسلام دانستیم. پیام رهبر انقلاب نیز دلگرمی ما بود و نشان داد که این موفقیت متعلق به جهان اسلام است.»
وصیت برادر
او درباره اخلاق و وصیت برادرش میگوید: «برادرم همیشه سفارش میکرد مردم به یکدیگر کمک کنند. او مکانیک بود و اگر کسی در کنار خیابان خودرویی با مشکل داشت، آن را تعمیر میکرد بدون آنکه دستمزدی بگیرد. او یاری رساندن به دیگران را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود و ما نیز همه زیر پرچم امیرالمؤمنین علی علیهالسلام هستیم. برادرم وصیت کرده بود که به مراجع مراجعه کنید و از آنها سبقت نگیرید و خود را فدای اسلام کنید. ما از اینکه یاد او زنده مانده، خرسندیم.»
مادر شهید
مادر شهید نیز در اینباره میگوید: «درست است که دلم از شهادت پسرم سوخت، اما او مانند همان رزمندگانی بود که در راه دفاع از اسلام جان خود را فدا کردند. این آرامش را به من میدهد که فرزندمان را در مسیر اسلام تقدیم کردهایم. جوانان زیادی از عراق در راه دفاع از دین به شهادت رسیدند و پسرم هم همچون آنهاست.»
دیدار با خانواده او نه تنها فرصتی است برای شنیدن روایتهای یک شهید، بلکه لحظهای برای درک عمق فداکاریهایی است که فراتر از مرزها و ملیتها، ارزش و تأثیر خود را در تاریخ و یاد مردم باقی میگذارد.
زیارة إلى عائلة الشهید الحشد الشعبی: قصة رجل کرّس حیاته لخدمة الناس والجهاد
فی ذکرى تأسیس الحشد الشعبی، کنا ضیوفًا لدى عائلة الشهید مجید جابر قاصد فی البصرة؛ الرجل الذی استشهد فی سوریا عن عمر یناهز ۳۳ عامًا أثناء محاربة تنظیم داعش، تارکًا أثرًا لا یُنسى فی قلوب عائلته وأهل بلده.
ولد مجید جابر قاصد عام ۱۹۸۰ فی عائلة ملتزمة ومقاومة فی مدینة الناصریة بالعراق. عانت عائلته لسنوات من ظلم نظام صدام، واضطر بعض أفراد العائلة للهجرة إلى إیران حفاظًا على حیاتهم واستمرار حیاتهم الیومیة.
خلال هذه الفترة، کان مجید نفسه یقاتل ضد نظام صدام، وبعد سقوطه انضم إلى الجیش العراقی. ومع ظهور خطر تنظیم داعش فی العراق والمنطقة، شارک مجید بلا کلل فی جبهات القتال دفاعًا عن الناس ووطنه، حتى استشهد فی سوریا عام ۲۰۱۳ عن عمر یناهز ۳۳ عامًا.
کان الشهید متزوجًا ولدیه ابن وخمس بنات، وقد درس حتى الصف السادس فقط بسبب ظروف الحرب ومقاومة نظام صدام التی منعت استکمال تعلیمه.
وقال شقیق الشهید، أبو قاسم، خلال حدیثه معنا: «نحیی الشعب الإیرانی ونعبر عن شکرنا لدعمهم ومساندتهم». وأضاف أن مجید کان إنسانًا صادقًا ومتواضعًا ومجتهدًا، دائم التفکیر فی حل مشاکل الناس وخدمة المجتمع. فی قریته بین البدو، کان یعمل فی الزراعة ویسعى مع أصدقائه لتحسین حیاة الناس، وکرّس حیاته لرضا الله وخدمة الآخرین.
تجسد حیاة مجید جابر قاصد القصیرة لکنها المؤثرة صورة لشاب لم یخفَ من الصعاب، وجاهد من أجل العدالة وأمن الناس. والیوم، تعیش عائلته فی البصرة، لکن ذکرى وروح الشهید ما زالت مصدر إلهام للشباب والأجیال الجدیدة الذین حارب من أجلهم.
تُعد زیارة العائلة فرصة لسماع روایات عن حیاة الشهید وفهم عمق التضحیات التی قدمها، والتی تتجاوز الحدود والجنسیات لتظل مؤثرة فی ذاکرة الناس والتاریخ.
أوضح شقيق الشهيد أيضًا: «كان أخي قد شكل مع أصدقائه مجموعة ونشطوا ضد نفوذ أمريكا في المنطقة. ومع ظهور داعش، تم تجنيده للدفاع ضد هذه الجماعة التكفيرية. لقد صدمت تصرفات داعش الوحشية العالم، واتحدت شعوب إيران والعراق وأفغانستان ضد هذه الجماعة، وقد ضحى أخي بحياته في هذا الطريق من أجل أمن الناس.»
دعم إيران
وأشار إلى أوضاع العراق بعد وصول الشيعة إلى السلطة برئاسة المالكي وقال: «تصاعدت الأعمال ضد الشيعة، وفي هذا الوقت جاءت الجمهورية الإسلامية الإيرانية لمساعدة الشعب العراقي ردًا على هجمات داعش، لأن أمريكا كانت قد تخلّت عن الدعم.»
طريقة استشهاد الأخ
وتحدث شقيق الشهيد عن طريقة استشهاد أخيه قائلاً: «استهدف أخي بتفجير، وقد دُفن رفاته في تشييع مهيب في وادي السلام.»
إلى جانب إيران
وأضاف أبو قاسم: «نتمنى أن يكون الشيعة متحدين. لقد شهدنا هجمات إسرائيل على إيران، وكنا نصلي من السماء لنصرة المقاتلين الإيرانيين. رغبتنا هي إقامة رابط قوي بين إيران والعراق؛ فالحدود الجغرافية مجرد علامة. وقد استشهد في هذا الطريق قادة مثل الحاج قاسم سليماني وأبو مهدي المهندس. وعندما استهدفت إيران الكيان الصهيوني، تبادلنا التهاني بهذه النصر واعتبرناه فخرًا للعالم الإسلامي. كما أن رسالة قائد الثورة كانت مصدر تشجيع لنا وأظهرت أن هذا النجاح يعود للعالم الإسلامي.»
وصية الأخ
وتابع حول أخلاق ووصية شقيقه: «كان أخي دائمًا يوصي الناس بمساعدة بعضهم البعض. كان ميكانيكيًا، وإذا وجد شخص ما لديه مشكلة في سيارته على الطريق، كان يصلحها دون أن يأخذ أجرًا. لقد جعل مساعدة الآخرين أساس حياته، ونحن جميعًا تحت راية أمير المؤمنين عليه السلام. وقد أوصى أخي بأن يرجع الناس إلى المراجع ولا يتقدموا عليهم وأن يكرسوا أنفسهم للإسلام. ونحن سعداء بأن ذكراه لا تزال حية.»
والدة الشهيد
وقالت والدة الشهيد أيضًا: «صحيح أن قلبي تألم لشهادة ابني، لكنه كان مثل هؤلاء المقاتلين الذين ضحوا بحياتهم دفاعًا عن الإسلام. هذا يعطيني راحة أن ابننا قد قدم في سبيل الإسلام. لقد استشهد العديد من الشباب العراقيين في الدفاع عن الدين، وابني كان مثلهم.»