برای تازهمسلمانان خارج از کشور، ۱۲ کتاب نوشتم که با توجه به مخاطبشناسی و نیاز آنهاست، ولی متأسفانه نه در چاپ و نه در توزیع حمایتی نشدم. دوستانی میگفتند چرا وقتی حمایت نمیشوید، ادامه میدهید! جوان آنلاین: ابوالفضل صبوری، روحانی فعال و مبلغ از شهر زابل سیستان در حال حاضر به همراه خانواده ساکن آفریقاست و مدیریت مرکز اسلام قبا را در نامیبیا به عهده دارد. هرچند در دانشگاه امام صادق درس خوانده، اما علاقهاش به دروس دینی او را به حوزه کشانده است. مشکلات تبلیغ دینی در خارج از ایران و نگاههای اداری به موضوع مهم تبلیغ که موجب نداشتن راهبرد و برنامهریزی دقیق برای این امر شده، از جمله مسائل مطرح شده در گفتوگوی «جوان» با اوست.
شاید برخی بگویند ما بیشتر در داخل کشور نیازمند تبلیغ هستیم. شما چرا به جای تبلیغ در سیستان به خارج از کشور رفتید؟
در مصاحبهای که پس از آزمون زبان از من شد سؤال کردند اگر شما را برای تبلیغ به امریکا بفرستیم، حاضرید بروید. گفتم من سیستان را ترجیح میدهم، چون بودن آنجا را اولویت میدانم، اما با آنکه تمایلی نداشتم در مصاحبه پذیرفته شدم. یادم است کلیپی از حضرت آقا را دیدم، ایشان فرمودند هر کاری پیش من میآید، میگویم خودتان بودجه آن را فراهم کنید، اما برای تبلیغ بینالملل حاضرم از جیبم هزینه کنم، چون اهمیت دارد. این اشتباه است که درباره تبلیغ بگوییم «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است». تبلیغ مرز نمیشناسد و از تبلیغ بینالملل نباید غفلت کرد. همین انگیزهام را برای کار بینالملل زیاد کرد، یک سفر تبلیغی به لهستان برایم پیش آمد؛ دو نفر مسلمان شدند. دو سال بعد از من دعوت شد تا آنجا بلندمدت بمانم و از آنجا فکر تبلیغ بلندمدت برایم قطعی شد.
چطوراز اروپا راهی آفریقا شدید؟
پس از لهستان، مسجدی در نیوزیلند درخواست داشت، چون به امام جماعت در مسجد نیاز داشتند، من از ایران راهی شدم. ویزای دو ساله داشتم، اما آنها دارای مشکلات مالی و بدون هیچ آمادگی بودند برای همین مجبور شدم به ایران برگردم. پولهایی را که باید صرف امور مسجد میشد برای ساخت مسجد هزینه کرده بودند. وقتی مسجد تمام شد تازه فهمیدم هیئت امنای مسجد در ایران به صورت صوری است و در نیوزیلند هم قانونی نیست که خارج از کشور هیئت امنایی باشد و عملاً مسجد ملک شخصی بود که پولش را فردی از ایران داده بود. برای همین مشکلساز شده بود. پس از برگشت به ایران، نامیبیا در جنوب آفریقا را به من پیشنهاد کردند. با توجه به اینکه اولین مسجد ایران در نامیبیا بود، اکثریت مردم هم سنی بودند و من در منطقه اهل سنت کار کرده بودم و شناخت خوبی داشتم، پذیرفتم و راهی آفریقا شدم.
شما از مبلغان فعال و تأثیرگذار در عرصه بینالملل هستید، وضعیت مبلغان شیعه خارج از ایران را چطور میبینید؟
مشکل این است که مبلغان غالباً افرادی بااخلاص و باهمت هستند، ولی خیلی وقتها آموزش لازم را ندیدهاند برای همین گاهی عقب میمانند. مبلغان باید تسلط کامل به قرآن داشته باشند، چون همه سؤالات حول محور قران است. همچنین باید نسبت به ادیان دیگر هم آشنایی داشته باشند و مبانی اهل سنت و وهابیت را بدانند و شبهات را بشناسند، چراکه اگر جواب سؤالی را ندانند یا بگویند نمیدانم و باید تحقیق کنم، هم فرصت را از دست دادهاند و هم اعتماد عمومی را، بهخصوص درباره قرآن باید اشراف داشته باشند و، چون اغلب این شناخت را ندارند جرئت نمیکنند مباحثه و مناظره دروندینی و بروندینی برگزار کنند. مسئله دیگر این است که باید زبانشان خوب باشد و فرهنگ و سنتهای منطقه را بشناسند.
مشکلات اساسی تبلیغ تشیع در خارج چیست؟
در زمینه تشیع، مبلغ باید اقتضائات خارج از کشور را بشناسد و تبلیغ به صورتی باشد که مخاطب بداند او اسلام را ارائه میکند و تبلیغ تشیع برایش خطری ندارد. مردم منطقه هم بدانند اسلام مانع از گسترش تروریسم است. بعضی از کشورها ممکن است محدودیتهایی درباره ایران و تشیع داشته باشند برای همین مبلغ ناچار است با محدودیت کنار بیاید و این نیاز به یک برنامه و استراتژی بلندمدت دارد. متأسفانه برخی مواقع اعزام مبلغ مانند اعزام کارمند اداری است. دو، سه سال میروند و برمیگردند. نهایت کارشان راهاندازی مسجد و نماز است یا مرکز وابسته به فرهنگ را اداره میکنند. هیچ استراتژی ندارند. برخلاف مسیحیان و اهل سنت حتی بهائیان که بلندمدت تا سالهای سال برای تبلیغ در کشوری هستند و وقتی هم که پیر میشوند، مبلغ جوانی میآید تا در کنار او هم از تجاربش استفاده کند و هم به عنوان نیروی جوان کار را دست بگیرد، ولی ما موقتی هستیم. علاوه بر این نظارت درست وجود ندارد. مبلغان از نظارت استقبال میکنند. مثل قدیم نیست که گزارش کار را روی کاغذ بیاوریم، همه در شبکههای اجتماعی هستند و ما مطالب را با تصاویر و فیلم ارائه میدهیم. انتظار داریم از سوی ناظران کارهای انجام شده دیده شود. نظر بدهند، نقد کنند و نیازهای ما را متوجه شوند. مبلغ در خارج از کشور نیاز به حمایت دارد، زیرا ممکن است گروههای وهابی و بهایی حتی ایرانیان مخالف انقلاب اسلامی مانعتراشی و اذیت کنند پس اگر نظارت درست باشد، مبلغ نگران وضعیت و مشکلات نیست و میداند حمایت میشود.
در این روزها که اهالی غزه گرفتار حملات رژیم اشغالگر قدس هستند و در شرایط بدی بسر میبرند، مردم آفریقا چه واکنشی نشان دادهاند؟
آفریقاییها که خود سالها طعم تلخ استعمار، ستم و آپارتاید را با تمام وجود حس کردهاند، نهتنها حامی فلسطین هستند، بلکه به وضعیت کنونی هم اعتراض دارند. بنابراین این حس همدردی را با آنها دارند. ممکن است جلوه تظاهری کمتری داشته باشد، اما بیتوجه نیستند و به هر شکلی بتوانند این حمایت را اعلام میکنند.
اخیراً کلیپهایی منتشر شده که در آن غیرمسلمانان متأثر از اتفاقات غزه به مطالعه قرآن و شناخت اسلام روی آوردهاند. به نظرتان علت این موضوع چیست؟
مهمترین علت، نیاز مردم در غرب و جهان به معنویت و آرامش است. آنها راههای مختلفی را امتحان کردهاند. بنابراین وقتی در رسانهها میبینند که مردم بیدفاع غزه در اوج فشار و سختی میگویند الحمدلله و یاد خدا هستند برایشان جالب است. در حالی که وقتی یک عملیات تروریستی در غرب رخ میدهد تا مدتها فضای اجتماعی مملو از نگرانی و استرس است. این تضادها باعث کنجکاوی آنها میشود؛ اینکه در اسلام چه چیز وجود دارد که مسلمانان با وجود سختیهای زیاد همچنان یاد خدا هستند و آرامش دارند برایشان جالب است یا سرود «سلام یامهدی» که جهانی شده برای خیلی از آنها تعجبآور است. این مهدی کیست که در اوج مشکلات صدایش میزنند و او را میخواهند. همه اینها تأثیرگذار است و نشاندهنده اهمیت رسالت ما مبلغان تا پاسخگو به سؤالات و شبهات باشیم و حقیقت اسلام را مطرح کنیم و نشر بدهیم.
اسلامهراسی در نامیبیا چگونه است؟
نامیبیا کشوری آزاد است و اسلامهراسی آنجا نیست. قبلاً آپارتاید را تجربه کرده و امروز حامی مظلومان و مردم فلسطین است. در نامیبیا مسیحیان با مسلمانان مشکلی ندارند، اخیراً یک کنفرانس آموزشی برای مبارزه با تروریسم داشتند که من هم سخنرانی کردم و درباره انواع برداشتهایی که از اسلام میشود، همچنین خطر اسلام تکفیری برایشان صحبت کردم. درباره اینکه باید به اسلام صلحطلب و اسلام اهل بیت که سرشار از آموزههای انساندوستی است، بپردازیم که اگر نشر یابد مشکلات کنونی از بین خواهد رفت و اینها برایشان جذاب است.
در مقابل سؤالاتی که برای جوانان غربی درباره اسلام ایجاد میشود، چه منابعی را معرفی میکنید؟
عمده کتابهایی که ترجمه شده براساس نیازهای مخاطب نیست. اگر شهید مطهری سخنرانی داشته یا کتابهایی براساس نیاز زمان یا مخاطب ایرانی نوشته است، لزوماً این کتابها برای جوان امروز یا جوان غربی ممکن است قابل فهم نباشد. باید کتابها، روان و براساس سؤالات و نیازهای کنونی باشد و باید کار کنیم. من ۱۲ کتاب نوشتم که با توجه به مخاطبشناسی و نیاز آنهاست، ولی شاید کمکاری خودم بوده؛ متأسفانه حمایتی نشدم، نه در چاپ و نه در توزیع. دوستانی میگفتند چرا وقتی حمایت نمیشوید، ادامه میدهید. هر بار موضوعی پیش میآمد و احساس میکردم کتاب مناسب لازم دارد، مثلاً یکی از امامان جماعت شیعه شد. دیدم کتاب مناسبی برایش نیست، کتاب المراجعات را که کتاب خوبی است، ولی سنگین و مناسب علماست، تلخیص کردم و چاپ شد یا یک نفر که مسلمان شده بود همیشه از من سؤال میکرد دیدگاه شما مسلمانان درباره حضرت مسیح چیست. احساس کردم کتابی درباره زندگی حضرت مسیح براساس قرآن و در واقع انجیل اسلامی بنویسم و کتابهای دیگر. بنابراین از کارهای مهم این است که برویم به سمت مخاطبشناسی و تولید محتوا براساس نیاز مخاطب و البته حمایت از توزیع کارهایی که انجام میشود تا به دست جوانان برسد و برایشان قابل فهم باشد.