به گزارش «جوان»، اوایل هفته گذشته مردی در تهران با اداره پلیس تماس گرفت و گفت از خانه همسایهشان صدای درگیری و کمکخواهی میآید و احتمال میدهد برای همسایهشان اتفاق ناگواری رخ داده باشد.
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران پلیس راهی محل حادثه در ساختمانی مسکونی در یکی از خیابانهای جنوبی تهران شدند. وقتی مأموران به محل حادثه رسیدند، مردی که موضوع را به پلیس خبر داده بود، گفت: «دقایقی قبل در خانهام در حال استراحت بودم که صدای درگیری از داخل خانه همسایه را شنیدم. وقتی از خانه بیرون آمدم، صدای مرد همسایه را میشنیدم که درخواست کمک میکرد. نگران شدم و زنگ خانهاش را زدم، اما کسی در را باز نکرد تا اینکه صدای دلخراشی به گوشم رسید و پس از آن صدای مرد همسایه خاموش شد، به همین دلیل احتمال دادم برای همسایهمان اتفاق بدی رخ داده باشد و موضوع را به پلیس خبر دادم. در حالی که منتظر مأموران بودم، دیدم دو مرد جوان که سرشان زخمی بود و چاقو هم داشتند از خانه همسایهمان بیرون آمدند و فرار کردند.»
نجات از مرگ
مأموران پلیس در ادامه موضوع را به قاضی کشیک خبر دادند و به دستور او قفل در خانه مرد تنها را تخریب کردند و وارد آپارتمان مسکونی شدند. مأموران داخل یکی از اتاقها با پیکر خونین صاحبخانه به نام داوود روبهرو شدند که با اصابت بیش از ۱۰ ضربه چاقو به بدنش در پرتگاه مرگ قرار گرفته بود. سپس مأموران پیکر نیمهجان مرد زخمی را برای درمان به بیمارستان منتقل کردند. وی پس از چند روز بستری با تلاش پزشکان به طرز معجرهآسایی از مرگ نجات یافت.
وی پس از بهبودی در توضیح ماجرا گفت: «وضع مالی خوبی داشتم تا اینکه چند سال قبل معتاد به موادمخدر شدم و از آن زمان به بعد همسرم و فرزندانم مرا تنها گذاشتند. مدتی قبل با دو مرد جوان به نامهای شهباز و منصور در پاتوق معتادان آشنا شدم. آنها گاهی برای مصرف مواد به خانهام میآمدند و میهمانم میشدند. ساعتی قبل از آنها خواستم مقداری مواد برایم تهیه کنند و برای مصرف به خانهام بیایند. لحظاتی قبل زنگ در خانه را زدند و وقتی وارد شدند با چاقو به من حمله کردند که با هم درگیر شدیم. من با شئی ضرباتی به سر آنها زدم و آن دو نیز با چاقو چند ضربه به من زدند و مرا بیهوش کردند. الان متوجه شدم که آنها به خاطر سرقت اموالم تصمیم داشتند مرا بکشند که یکی از همسایه متوجه صدای درگیری ما شده و به پلیس خبر داده بود و ضاربان هم از ترس فرار کردند.»
طلب داشتیم
با شکایت مرد جوان، دو متهم تحت تعقیب مأموران پلیس قرار گرفتند تا اینکه چند روز قبل دستگیر و به اداره پلیس منتقل شدند.
دو متهم در بازجوییها به جرم خود اقرار کردند، اما مدعی شدند از شاکی پول طلب داشتند، به همین دلیل او را زخمی کردهاند. یکی از متهمان در ادعایی گفت: «ما با شاکی دوست بودیم و به خانه هم رفت و آمد داشتیم. او معتاد به موادمخدر بود و چند باری از ما پول قرض گرفته بود، اما بدهیاش را پرداخت نمیکرد. هر وقت طلبمان را درخواست میکردیم، او بهانهای میآورد و امروز و فردا میکرد. روز حادثه به خانهاش رفتیم و به همین خاطر با هم درگیر شدیم. ما قصد داشتیم مقداری از اموالش را به عنوان طلبمان برداریم که با ما درگیر شد و بعد هم شروع به داد و فریاد کرد که همسایهها متوجه شدند. برای اینکه صدایش را خاموش کنیم چند ضربه چاقو به او زدم و بعد هم فرار کردیم.»
دو متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر و روشن شدن زوایای پنهان این حادثه در اختیار مأموران پلیس قرار گرفتند.