به گفته رئیس پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری فخرالدوله شاید نخستین طلایهدار فولکلور در ایران باشد. دستکم آنچه در مباحث مردمشناسی و علوم اجتماعی به آن میگوییم متنی کردن فولکلور نخستینبار از سوی فخرالدوله انجام شدهاست. علیرضا حسنزاده، رئیس پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در رونمایی از دانشنامه فرهنگ مردم ایران که در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، گفت: مردمشناسی ایران فقط برای ما مهم نیست، بلکه در سطح فراتر به گمان من جایگاه تاریخ مردمشناسی ایران در خاورمیانه دارای اهمیت است و حتی فراتر از آن. تقریباً میتوان گفت سه نفر پیشگام بودند که این نکته را مطرح کردند. به رغم اینکه اندیشمندان، جامعهشناسان و تاریخنگاران انسان غربی علوم اجتماعی نمیپذیرند، اما احسان یارشاطر در کنفرانسی در سال ۱۳۵۶ و پرویز اذکایی پیش از انقلاب دو کتاب چاپ کرد و بعد دانشمند یا انسانشناس پاکستانی، اکبر صلاحالدین احمد هم از ابوریحان بیرونی به عنوان نخستین انسانشناس نام میبرد.
او افزود: ایران در واقع در شکل نهادیسازی مردمشناسی یعنی دانشگاهی و پژوهشی کردن آن بعد از ترکیه دومین کشور خاورمیانه است. در سال ۱۹۲۵. م دو سال بعد از تأسیس جمهوری ترکیه انسانشناسی جسمانی آغاز میشود، هدف از راهاندازی این رشته در ترکیه به دلیل بعد هویتی آن است و سعی میکردند به کمک این دانش پس از شکست تلخی که عثمانی در جنگ جهانی اول داشت ترکیه جدید و ملت آن را معرفی کنند.
این پژوهشگر مردمشناسی بیان کرد: داستان مشابهی را در ایران داریم در سال ۱۳۱۶ (۱۹۳۷. م) دومین مرکز مطالعات مردمشناسی در خاورمیانه یعنی در ایران به پایمردی محمدعلی فروغی، رشید یاسمی و البته کوهی کرمانی، صادق هدایت و دیگران شکل میگیرد، هر چند هدایت در دانشگاهی کردن آن نقشی نداشت. در ایران پیش از دانشگاهی کردن انسانشناسی، گفتمان آن یعنی انسانشناسی فرهنگی مطرح شد، یعنی فرهنگ به مثابه منبع و خاستگاه تعریف هویت ملی ایرانیان در حالی که در ترکیه بیشتر بحث بر سر این بود که ترکها نژاد زرد نیستند، آنها نژاد سفید هستند و خاستگاه تمدنیشان آسیای مرکزی است.
علیرضا حسنزاده گفت: در واقع انسانشناسی جسمی نخست در ترکیه شکل گرفت. این را گفتم تا بگویم انسانشناسی در ایران فراتر از مرزهای امروز ماست، اما یک نکته دیگر اینکه به گمان من دائماً در حال خوانش هرمنوتیک از علوم انسانی ایران، تاریخ انسانشناسی و ادبیات آن قرار داریم و من میخواهم این را با صدای بلند و با جرئت مطرح کنم شاید نخستین کسی که وارد عرصه فولکلور شد، فخرالدوله دختر ناصرالدینشاه قاجار بود!
او ادامه داد: البته امیر ارسلان نامدار، به روایت نقیبالممالک هست، اما کسانی که روی قصه کار کردند، محمدجعفری قنواتی و دیگران میدانند که اصلاً محال است کسی بتواند قصهگو بشود بدون اینکه آن را ثبت و ضبط کند، در حالی که وقتی نقیبالممالک قصه را تعریف میکرد، متن آن به شکل زیبایی و به طرز قصه از سوی فخرالدوله نوشته شد. توجه داشته باشید این سخن ادعای من نیست، بلکه کسانی که روی قصه امیر ارسلان نامدار کار کردند، این سخن را گفتند. در این میان نقیبالممالک دو کتاب دیگر هم داشت که مانند امیرارسلان چندان مطرح نشدند.
رئیس پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری بیان کرد: پس فخرالدوله شاید نخستین طلایهدار فولکلور در ایران است. لااقل آنچه در مباحث مردمشناسی و علوم اجتماعی به آن میگوییم متنی کردن فولکلور شاید نخستینبار توسط فخرالدوله انجام شد. این موضوع نیاز به بحث دارد، خود من هم علاقهمند هستم در این زمینه پژوهش کنم، اما زمانی که ما به انباشت علم میرسیم، دانشنامه متولد میشود، زیرا باید یک ادبیات و تاریخی وجود داشتهباشد تا بتوان شکلگیری تولید علم را مرور و دانشنامه خلق کرد.