زورگیر سابقهدار پس از آزادی از زندان در پوشش مأمور، شهروندان را به بهانه شرکت در اغتشاشات میربود و از آنها اخاذی میکرد. اواسط شهریورماه امسال مرد جوانی در تهران به اداره پلیس رفت و از مرد مأمورنمایی به اتهام آدمربایی و اخاذی شکایت کرد.
وی در توضیح ماجرا گفت: «مهندس هستم و چند سال قبل برای کار از شهرستان به تهران آمدم و الان هم در خانه اجارهایم در یکی از خیابانهای شرقی تهران تنها زندگی میکنم. صبح دو روز قبل از خانه بیرون آمدم تا به محل کارم بروم. معمولاً مسافتی را پیاده میروم و بعد سوار تاکسی میشوم و به محل کارم در یکی از خیابانهای شمالی تهران میروم. در حال پیادهروی بودم که یک پژو کنارم توقف کرد و رانندهاش از آن پیاده شد و ادعا کرد مأمور پلیس امنیت است. او کارت شناسایی به من نشان داد، از طرفی هم مجهز به تجهیزات پلیسی مانند اسلحه کمری، بیسیم و دستبند بود، به همین دلیل به او مشکوک نشدم. مرد جوان مدعی شد من در اغتشاشات سال قبل شرکت داشتم و مدتی است تحت نظر نیروهای امنیتی قرار دارم تا اینکه آنها متوجه شدهاند دوباره با افراد خلافکار ارتباط دارم، به همین دلیل دستور دارد مرا برای بازجویی به اداره پلیس ببرد. وقتی حرفهای او را شنیدم، شوکه شدم و به او گفتم اشتباهی گرفته است و من اصلاً خلافکار نیستم و در اغتشاشات هم نبودهام، اما اصرار کرد همراه او به اداره پلیس بروم تا در آنجا صحت و سقم حرفهایم مشخص شود. بههرحال تسلیم او شدم و با خودم فکر کردم با او به اداره پلیس میروم و در آنجا متوجه میشوند که بیگناهم و آزاد میشوم.»
اخاذی ۹۰ میلیون تومانی
وی ادامه داد: «مرد جوان دستبند به دستم زد و مرا سوار خودرو کرد و پس از طی مسافتی با تهدید اسلحه چشمانم را هم بست و از من خواست سرم را زیر صندلی ببرم. حدود یک ساعت رانندگی کرد، سپس خودرویش را داخل پارکینگ خانهای متوقف کرد و مرا به داخل خانه برد. در آنجا متوجه شدم او مأمور قلابی است و به این شیوه مرا ربوده تا از من اخاذی کند. مرد آدمربا ۲۴ ساعت در آن خانه مرا حبس کرد و در این مدت شکنجهام داد و به زور ۹۰ میلیون تومان پولی را که در حسابم داشتم به حساب دیگری منتقل کرد. او به ۹۰ میلیون تومان هم قانع نشد و مرا به شدت کتک زد و از من خواست با خانوادهام تماس بگیرم و از آنها بخواهم به حسابم پول واریز کنند، اما وقتی فهمید خانوادهام پولی واریز نمیکنند پس از ۲۴ ساعت گروگانگیری دوباره دست و پای مرا با طناب و چشمانم را با پارچهای بست و سپس در خرابهای رهایم کرد. وقتی از من دور شد با صدای بلند درخواست کمک کردم، دقایقی بعد رهگذری متوجه صدایم شد و به کمکم آمد و دست و پایم را باز کرد. به خاطر شکنجهای که شده بودم حالم خوب نبود، به همین دلیل مرد رهگذر با اورژانس تماس گرفت و مرا برای درمان با آمبولانس به بیمارستان منتقل کردند.»
شکایتهای سریالی
با شکایت مرد جوان، پرونده به دستور قاضی عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران برای شناسایی آدمربا در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.
مأموران پلیس در نخستین گام از تحقیقات با شکایتهای مشابهی روبهرو شدند که همگی حکایت از آن داشت مرد جوانی با شناسایی افراد پولدار تنها در پوشش مأمور قلابی به بهانه اینکه در اغتشاشات سال قبل شرکت کردهاند آنها را به خانهای در جنوب تهران منتقل میکند و پس از اخاذی دست و پای آنها را میبندد و در خرابههای جنوب تهران رها و فرار میکند.
زورگیر سابقهدار
مأموران پلیس در ادامه با کمک شاکیان به چهرهنگاری متهم پرداختند و پس از به دست آوردن چهره متهم و بررسی دوربینهای مداربسته محلهای حادثه متوجه شدند مأمور قلابی زورگیر سابقهداری به نام شهروز است که چندین بار به اتهام سرقت و زورگیری روانه زندان و آخرین بار هم چند ماه قبل از زندان آزاد شده است. بدین ترتیب شهروز تحت تعقیب قرار گرفت و مأموران چند روز قبل وی را در مخفیگاهش بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.
پول مفت
متهم در بازجوییها به جرم خود با همدستی یکی از دوستانش اعتراف و ادعا کرد میخواسته با این شیوه پول مفت به دست بیاورد.
وی در ادعایی گفت: «وقتی از زندان آزاد شدم پساندازی نداشتم و با مشکل مالی روبهرو شدم. از طرفی هم دوست داشتم پول مفت و بدون زحمت به دست بیاورم، به همین دلیل اینبار تصمیم گرفتم در پوشش مأمور پلیس از شهروندان اخاذی کنم. ابتدا اسلحه و بیسیم قلابی تهیه کردم و پس از جعل کارت شناسایی مأموران امنیت، اخاذیهایم را شروع کردم. معمولاً داخل خیابانهای شرقی و شمالی تهران میچرخیدم و افراد پولداری را که تنها زندگی میکردند شناسایی میکردم. وقتی راه آنها را سد میکردم، خودم را مأمور امنیت معرفی میکردم و به بهانه اینکه آنها در اغتشاشات سال قبل شرکت داشتند، دستبند به دستانشان میزدم و میگفتم باید همراه من به اداره پلیس بیایند و آنها هم با دیدن تجهیزاتم فریب میخوردند و مقاومتی در برابر من نمیکردند. آنها را به خانه یکی از دوستانم به نام فرزاد منتقل میکردم و به زور از آنها اخاذی و پس از آن با دست و پا و چشمان بسته در خرابههای جنوب تهران رهایشان میکردم.»
با اعتراف متهم، مأموران همدست او را شناسایی و بازداشت کردند. تحقیقات از متهمان برای شناسایی مالباختههای احتمالی ادامه دارد.