دکتر محمدرضا اخضریان کاشی، عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران در کانال تلگرامی خود نوشت: به اتفاق خانواده به تماشای پویانمایی «بچه زرنگ» رفتیم. همین ابتدا تکلیفم را با آن روشن کنم؛ لذت بردیم و به همه به ویژه بچه (پسر) دارها توصیه میکنم به تماشای آن بنشینند. یک انیمیشن استاندارد در سطح بهترین پویانماییهای مطرح دنیا. نقاشیها باورپذیر، حرکات، دقیق، دوبله عالی، داستان، جذاب و محتوا عمیق. بچه زرنگ یکی از موفقترین آثار پویانمایی ایرانی است که از آثار پیشین همچون «فیلشاه» جلوتر و استانداردتر است. پسر من که بلافاصله درخواست تماشای دوباره و خرید فایل آن را داشت. برای سازندگان این اثر ارزشمند آرزوی توفیقات جهانی دارم، اما:
۱) داستان فیلم، بیشتر برای پسرها جذاب است و دخترها به نسبت فیلمهایی، چون فیلشاه یا ملکه روم ارتباط کمتری برقرار میکنند. نوع شیطنتها و بازیگوشیها عمدتاً پسرانه است و مؤلفههای دخترانه در آن فقط حاشیهای و در حد خواهر کوچک محسن (نقش اول) است.
۲) حکایت ضمانت آهو توسط امام رضا (ع) صرفنظر از اعتبار یا عدم اعتبار مستندات روایی آن منشأ خلق حکایتهای فراوانی برای شیعیان بوده است، اما چنین داستانی به سختی میتواند تأثیری در بازار جهانی انیمیشن برجا گذارد؛ بنابراین با وجود استاندارد فنی و هنری فیلم، داستان آن برای بازار جهانی ظرفیت فراگیری بالایی ندارد.
۳) توسعه دامنه حکایت ضمانت آهو به عمر جاویدان گرفتن آن آهو و ایفای مسئولیت تاریخی در حفظ حیات جانوری و تشخیص انسانهای خوب و بد و ضمانت کار آنان ایجاد یک خرافه است که شاید اگر به حکایت امام رضا (ع) متصل نبود در حد یک داستانسازی قابلفهم بود، اما با چنین اتصالی یک کودک شیعه با پرسشهای جدی روبهرو میشود که پاسخ به آنها دستکم داستان فیلم را در ذهن او ویران میکند.
۴) تلاش فیلم برای خلق یک ابرقهرمان تازه با روند و سرانجام داستان که بر قهرمانزدایی است سازگار نیست. به ویژه که اگر بنا باشد از این الگو، پیوستهای فرهنگی، چون کیف و لباس و نوشت افزار تهیه شود با روند داستان همخوانی ندارد.
۵) رفتارهای ناپسند کودک و خرابکاریهای فاجعهبار وی زیبایی نمایی شده و با واکنش جدی از سوی دیگران به ویژه پدر و مادر روبهرو نمیشود. این امر بدآموزی تلخی برای تماشاگر کودک دارد.
۶) بر اساس شواهد تقریباً متقن تاریخی آخرین قلاده ببر مازندران توسط رضاشاه کشتهشده و عکس شکار و پوست آن نیز هماکنون موجود است. فیلم، این واقعیت تاریخی را با بیاعتنایی تحریف کرده و با یک خرافه، جان دوباره به او میبخشد.
۷) در شرایطی که نگهداری از حیوان در فرهنگ عمومی جامعه مذموم شمرده میشود گربه گردانی در کوچه و خیابان برای همه عادی و طبیعی تلقی میشود.
۸) نقش معلم، مدیر و ناظم در فیلم به افرادی گیج و سردرگم تقلیل یافته که بابت تعویق حقوق ماهانه، دچار زوال عقل میشوند و توان مدیریت یک اردوی ۴۰ نفره را هم ندارند.
هیچ یک از نکات بالا، ارزشهای این فیلم فاخر را زیر سؤال نمیبرد.
داستان فیلم از نظر سایت های معتبر احتمالا بتواند نمره منفی از ۱۰ بگیرد و یک امتیاز جدید در جهان ثبت کند