ایپون جودو در هانگژو تلخ بود، اما غیرقابل پیشبینی نبود چراکه فدراسیون با وجود ضعف در آمادهسازی و برگزاری اردوهای تدارکاتی، تنها به انگیزه ورزشکاران دل خوش کرده بود، حال آنکه نه انگیزه که تلاش ورزشکاران هم به تنهایی کارساز نیست، وقتی شرایط برای کسب موفقیت فراهم نباشد، این دقیقاً همان چیزی است که مجید زارعیان، سرمربی سابق تیم ملی جودوی ایران نیز به آن اشاره دارد. ایپون جودو در هانگژو تلخ بود، اما غیرقابل پیشبینی نبود چراکه فدراسیون با وجود ضعف در آمادهسازی و برگزاری اردوهای تدارکاتی، تنها به انگیزه ورزشکاران دل خوش کرده بود، حال آنکه نه انگیزه که تلاش ورزشکاران هم به تنهایی کارساز نیست، وقتی شرایط برای کسب موفقیت فراهم نباشد، این دقیقاً همان چیزی است که مجید زارعیان، سرمربی سابق تیم ملی جودوی ایران نیز به آن اشاره دارد. تیم ملی جودوی ایران با سه نماینده در بخش مردان (ابوالفضل محمودی، مهدی فتحیپور و قاسم باغچقی) و یک نماینده در بخش بانوان (مریم بربط) راهی چین شده بود، اما نه فقط پایش به سکو نرسید که عملکردش نیز انتقادهای بسیاری را به دنبال داشت، البته میتوان عدمحضور در رویدادهای بزرگ را مهمترین دلیل ناکامی در بازیهای آسیایی خواند، اما همانطور که زارعیان نیز به آن اشاره دارد، جودو از حضور در رقابتهای رسمی محروم بود نه از تمرین کردن و برگزاری اردوهای تدارکاتی یا حتی حضور در اردوهای دوستانه با کشورهای مختلف: «اگر غیر از این نتیجه میگرفتیم، جای تعجب داشت. تلخ بود، اما خودمان را که نمیتوانیم گول بزنیم، خیلی طبیعی بود که چنین نتیجهای کسب کنیم. مگر تدارک خاصی برای این تیم دیده شده بود که انتظار کسب نتیجه داشتیم؟ وقتی رئیس فدراسیون بعد از رقمخوردن نتایج ضعیف جودو در بازیهای آسیایی میگوید بعد از پایان چهار سال تعلیق، باید بیشتر از سایر کشورها تلاش کنیم و بتوانیم این فاصله زمانی را جبران کنیم، یعنی هیچ برنامهای برای رقابتهای چین نداشته و تازه از امروز است که میخواهد برای جبران چهار سال از دست رفته جودو بیندیشد. با این نوع نگاه و تفکر، آیا منطقی است که انتظار موفقیت از جودوکاران داشته باشیم؟»
زارعیان بر این باور است که میشد تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد، اما فدراسیون جودو در این مورد مهم بسیار ضعیف عمل کرد: «ایرادی نمیتوان به جودوکاران و حتی کادرفنی تیم ملی گرفت. آنچه باعث ناکامی جودوی ایران در بازیهای آسیایی شد، به مسائل فنی برنمیگردد که بخواهیم بابت آن ورزشکاران یا حتی کادرفنی را سرزنش کنیم. مسئله مدیریتی است و باید به شکلی جدی و همهجانبه مورد بررسی قرار گیرد تا یک بار دیگر شاهد تکرار آن نباشد!»
محرومیت چهار ساله جودو طی روزهای گذشته مهمترین دستاویز بوده، به طوری که بارها و بارها به اندکزمان پایان دوران تعلیق اشاره شده است، اما سرمربی سابق تیم ملی جودوی ایران تأکید دارد این بهانه خوبی برای ناکامی رقمخورده در هانگژو نیست: «قانعکننده نیست که بگوییم جودو یکیدو هفته است از تعلیق درآمده، چراکه زمان برگزاری بازیهایی آسیایی از مدتها قبل مشخص شده بود. علاوه بر آن، تکنیک و تاکتیک جودو، علم تمرین و زمانبندی تمرین که عوض نشده است. ما در کشور شاخصهای فراوانی در جودو داریم که میتوانستیم قهرمانان را با آنها محک بزنیم و سطح آنها را برای رویدادها بسنجیم. فدراسیون جودو این فرصت را داشت برای حضوری پرقدرت در این رقابتها برنامهریزی کند. در واقع مهمترین دلیل ایپون جودو در بازیهای آسیایی ضعف فدراسیون بود و بس. هیچکس منکر محرومیت چهار ساله تیم ملی جودو نمیشود، اما تیم ملی جودو از حضور در مسابقات رسمی و بینالمللی محروم بود. از برگزاری اردوهای تمرینی که محروم نبود. از برگزاری یک لیگ پویا که محروم نبود. از حضور در اردوهای دوستانه که محروم نبود. اعضای تیم ملی جودو میتوانستند برای حفظ آمادگی به عنوان تیمهای باشگاهی راهی مسابقات مختلف شوند، حتی میشد آنها را در قالب تیمهای جوجیستو و کوراش راهی مسابقات مختلف کرد، حتی میشد برنامهای ریخت که ملیپوشان جودو برای حفظ آمادگی بدنی خود با ورزشکاران کشتی باچوخه تمرین کنند.»
زارعیان با اشاره به حضور کشتیگیران روز در مسابقات جهانی با وجود تعلیق روسیه، تأکید دارد که فدراسیون میتوانست چنین شرایطی را برای جودوکاران ایران مهیا کند، اما نکرد: «متأسفانه ذهن رئیس فدراسیون مدام درگیر دشمن فرضی بود و به همین دلیل وقتی برای برنامهریزی جهت حفظ آمادگی جودوکاران نداشت. ما چهار سال فرصت داشتیم برای بازگشت پرقدرت تلاش کنیم، اما از فرصتها استفاده نکردیم و این تأسفبار است. شما کشتیگیران روس را نگاه کنید، مگر روسیه با محرومیت مواجه نیست؟ اما کشتیگیران روس با رایزنی در رقابتهای مختلف از جمله مسابقات جهانی حضور پیدا کردند و اتفاقاً مدال هم گرفتند. شک نکنید آنها فردای پایان دوران محرومیت با توانی به مراتب بیش از قبل به میادین بازمیگردند، چراکه به روزهای بعد محرومیت میاندیشند و برای آن کار میکنند، در حالی که ما فقط حرف میزنیم. حرف زدن از برخی مسائل اگر برای جودو نان نداشت، برای آقایان آب و نان را توأمان باهم داشت که تنها به شعار دادن پرداختند!»
سرمربی سابق تیم ملی جودو معتقد است جودوکاران تجربه لازم را داشتند، اما به لحاظ بدنی و روحی شرایط حضور در بازیهای آسیایی را نداشتند و همین مسئله بود که باعث شد دستشان به مدال نرسد: «فتحیپور و باغچقی را از دوران جوانان میشناسم. آنها جودوکاران باتجربه و خوبی هستند، اما برای رسیدن به موفقیت فاکتورهای لازم را نداشتند. دستیابی به موفقیت نیازمند فاکتورهای متعددی است که نبود هر کدام از آنها میتواند شما را از رسیدن به هدفی که دارید باز دارد. شما نگاه کنید چرا جودوکار ما که ۵/۳ دقیقه از حریف جلوست، ناگهان ایپون میشود. رئیس فدراسیون میگوید او اعتمادبهنفس و خودباوری لازم را نداشت. اتفاقاً بنده هم فکر میکنم او به دلیل مسائل روحی- روانی بود که ایپون شد، نه ضعف فنی، اما سؤال این است که فدراسیون طی این چهار سال چه کرده که نه در زمینه فنی عملکرد قابل قبولی داشته و نه حتی توانسته است به لحاظ روانی ورزشکاران را در شرایط ایدهآلی نگه دارد. محرومیت بهانه خوبی برای اهمالکاریهای انجامشده نیست. فدراسیون در این چهار سال حتی در زمینه زیرساختی و عمرانی و همگانی، استعدادیابی هم کار نکرده است و هیچ تضمینی نیست که با این شرایط در رقابتهای پیشرو و المپیک نیز شاهد نمایشی اینچنین ضعیف نباشیم؟» البته گفته میشود فدراسیون جهانی دو وایلدکارت برای جودوی ایران در نظر گرفته، اما زارعیان از چنین مسئلهای اظهار بیاطلاعی میکند و بر این باور است حتی در صورت صحت این خبر، باز هم تضمینی برای موفقیت و عدمتکرار اتفاقات ناگوار گذشته نیست: «برخی مسائل را نمیتوان خیلی باز کرد، اما چه تضمینی است که در صورت حضور در المپیک باز هم به مشکل نخوریم؟ من چهار دهه است در فدراسیون حضور دارم. چه به عنوان ورزشکار و چه به عنوان مربی در جودو فعالیت داشتهام. برخی مشکلات برای امروز و دیروز نیست، اما همواره باتدبیر رؤسای فدراسیون قبل حلوفصل شده است تا کار به جاهای باریک کشیده نشود. همه مسئله جودو عدمنتیجهگیری مقابل حریفان نیست. برخی مشکلات قدیمی همچنان وجود دارند و با این تفکر و مدیریت ضعیف که محرومیتی چهار ساله را برای جودو به ارمغان آورد، آیا تضمینی هست که در مسابقات بعدی، یک بار دیگر باعث تکرار محرومیت جودوی ایران نشود؟ مسئلهای که جودو را محروم کرد، در خصوص تمام رشتهها وجود دارد، اما استفاده از دیپلماسی ورزشی و تدبیر درست، حلوفصل میشود تا کار بیخ پیدا نکند، اما در جودو این اتفاق رخ نداد، چون رئیس فدراسیون این کاره نبود.»
ملیپوش اسبق جودوی ایران با اشاره به موفقیتهای کسبشده از سوی آرش میراسماعیلی تأکید میکند که او یکی از قهرمانان جودوی ایران بوده، اما در عین حال بر این باور است که قرار نیست هر قهرمانی، مدیر خوبی هم باشد: «هیچ کس منکر موفقیتهای کسبشده رئیس فدراسیون در دوران ورزشی نیست. او سالها برای جودوی ایران افتخارآفرینی کرد و مدالهای زیادی در جهان و آسیا کسب کرد، اما قرار نیست، چون جودوکار خوبی بوده، مدیرخوبی هم باشد. او امتحان خود را پس داده، نشان داده این کار نیست و تنها لطفی که امروز میتواند به جودو بکند، این است که کنار بکشد و کار را به دست اهلش بسپارد. جودو افراد کارکشته کم ندارد، اما خیلیها به دلیل نوع نگاه رئیس فدراسیون خانهنشین شدهاند. جودو مفاخر زیادی دارد. رودکی، آخوندزاده و میران نفراتی هستند که میتوانند به جودو کمک کنند. یکی به لحاظ فنی، یکی به لحاظ مدیریتی و یکی حتی به عنوان مشاور. باید از تجربه و دانش جامعه جودو برای موفقیت جودو استفاده کرد. باید با بررسی همهجانبه مشکلات و اتفاقات اخیر تغییراتی ایجاد کرد که به نفع جودو باشد. باید خانواده جودو را بار دیگر دور یک میز جمع و آن برانگیختگی و انگیزه لازم را در آنها ایجاد کرد تا دوباره شاهد شکوفایی این رشته باشیم.»
زارعیان در پایان با اشاره به اینکه میراسماعیلی بدون ابلاغ وزارت ورزش و جوانان در فدراسیون حضور دارد، تأکید کرد نهادهای نظارتی باید به این مسئله ورود کنند: «متأسفانه حمایتهای بدون توجیه آقای دکتر سجادی باعث شد کار به اینجا بکشد. عدمنظارت مسئولان بالادستی میتواند شرایط را بغرنج کند و نمونه این مهم را امروز در جودو میبینیم. باید بر عملکرد مسئولان نظارت شود تا شاهد اتفاقات ناگواری که جودو تجربه کرد، نباشیم. متأسفانه با نوع مدیریت میراسماعیلی جودو به چهار دهه قبل و زمانی برگشته که ما آرزوی کسب یک برنز در آسیا را داشتیم، در حالی که ما این مرحله را پشت سر گذاشته و به مدالهای جهانی و حتی المپیک دست یافته بودیم و خود این آقا هم جزو یکی از همان قهرمانان مدالآور بود، اما چه میشود که امروز در آسیا هم ناکام هستیم، چون هیچ فکری برای فردای محرومیت خود نداشتیم کهای کاش داشتیم!»