از روز نهم مهرماه نام «آرمیتا گراوند» دختر دانشآموز ۱۶ ساله یکی از مدارس تهران بهدلیل بیهوشی در مترو و انتقال به بیمارستان فجر در فضای رسانهای بهویژه فضای مجازی پیچیده و به بهانهای برای التهابآفرینی و تحریک افکار عمومی تبدیل شده است. در ابتدا جریان برانداز تلاش کرد او را متعلق به قوم کرد و از اهالی کرمانشاه معرفی کند که البته بعداً معلوم شد والدین او متعلق به ایل گراوند هستند که در لرستان مستقر بوده و اصالتاً اهل کوهدشت بهحساب میآیند و چندسال پیش به کرمانشاه مهاجرت کرده و سپس از آنجا به تهران آمده و الان ساکن شهر تهران هستند.
در این میان حتی تصویری از یک دختر بستری شده با وضعیتی ویژه منتشر کردند تا بگویند او در صحنه درگیری فیزیکی، آسیب دیده که بعداً معلوم شد، تصویر متعلق به یکی از جانباختگان اغتشاشات سال گذشته بوده و هیچ ارتباطی با این دختر دانشآموز ندارد.
نحوه ورود رسانهای معاندان به این حادثه که سعی داشتند آن را با ادعای تذکر مأمور حجاب مترو به آرمیتا و برخورد فیزیکی و پرتاب او به میلههای قطار به دلخواه خود روایتسازی کنند، حاکی از برنامهریزی ضدانقلاب برای مشابهتسازی و تکرار ماجرای سوءاستفاده از مرگ مهسا امینی در سال گذشته بود که با روایتی ساختگی و التهابآفرینی آن را بهانهای برای اغتشاش و پیشبرد سیاست کثیف کشتهسازی و به خاک و خون کشیدن تعداد زیادی از شهروندان و فرزندان این کشور قرار دادند. از این رو رسانه ملی برای ارائه روایت واقعی و اطلاع رسانی به افکار عمومی وارد ماجرا شد و ویدئوی مربوط به ورود آرمیتا به مترو و بیهوشی او را در آستانه ورود به قطار همراه با گفتگو با والدین وی منتشر کرد. اما در همین حال، جریان برانداز و بهانهجو با دو ادعای دیگر خط التهابآفرینی و تحریک را دنبال کرد.
۱. چرا تمام تصاویر دوربینهای مداربسته درون و بیرون قطار منتشر نشده است.
۲. دلیل وجود مأموران امنیتی در بیمارستان محل بستری آرمیتا چیست؟
در واقع جریان رسانهای برانداز با طرح این شبهات میخواست به افکار عمومی این نکته را القا کند که بیهوشی آرمیتا پشتپردهای دارد که حاکمیت با ابزار امنیتی به دنبال پوشاندن آن است.
خبر برخورد با خبرنگار روزنامه شرق که ادعا شده به دنبال مصاحبه با اطرافیان آرمیتا در بیمارستان بوده نیز به این خط رسانهای شیطنتآمیز و کثیف پیوند خورد و ورود وزیر امور خارجه آلمان، نمایندگان پارلمان اروپا را در کنار منافقین، رضا پهلوی، علینژاد، بنیادی، کریمی را به این کارزار به دنبال داشت. این درحالی است که علاوه بر پخش کامل ویدئوی دوربینهای مداربسته، مصاحبه کامل مهلا و فاطمه، دوستان همراه آرمیتا که در سالن مترو و هنگام سوار شدن با هم بوده و زمان بیهوش شدن و افتادن آرمیتا به پشت و خوردن سر او به لبه ایستگاه تا آمدن عوامل اورژانس و احیا و انتقال او به بیمارستان در کنارش بودهاند، نیز منتشر گردیده و بنابراین شبهه اول هیچ محلی از اعراب ندارد. آنچه به عنوان امنیتی شدن فضای بستری شدن آرمیتا مطرح میشود، هم مربوط به نوع حادثه و ورود جریان ضد انقلاب و برانداز است که همچون کرکس و لاشخوار به طعمه هجوم آورده و به دنبال خوراک برای پاسخگویی به طمع و حرص سیاسی و رسانهای خود میگردد. جریانی که برای پیشبرد اهداف کثیف و جنایتکارانهاش و در رأس آن ایجاد آشوب و جنگ داخلی به دنبال طعمه و سوژهسازی است و از این رو جسم بیمار آرمیتا به شدت باید در مقابل این جنایتکاران نگهبانی و حفاظت شود. خوشبختانه تاکنون روند هوشیاری آرمیتا امیدبخش بوده و همانطور که مادرش از مردم برایش طلب دعای سلامتی کرده همه صاحبان فطرت الهی و انسانی و دلسوزان به امنیت کشور باید برای سلامتی او دعا کنند تا پس از بهبود و سلامت خود او با روایت ماجرا رسوایی جریان برانداز بیآبرو و روسیاه را فریاد بزند. این جریان که از شکست تلاش خود برای تکرار اغتشاشات در سالگرد مرگ مهسا عصبانی و کینهای است، تلاش کرد با مصادره قومیت آرمیتا و سپس تحریف نحوه آسیب دیدن او برای اهداف کثیف خود یعنی آشوب و اغتشاش سوژهسازی کند.
اما غافل از اینکه والدین و اطرافیان او هیچ علقه و گرایش به جریان برانداز ندارند و دوستان این دختر معصوم نیز همراه و شاهد صادق ماجرا بوده و در بیان روایت یا واقعیت ماجرا قرص و پابرجا بوده و صادقانه، دروغپردازی جریان برانداز را برای افکار عمومی روشن و شفاف ساختهاند.
بالاتر از همه هوشیاری برآمده از عبرت افکار عمومی نسبت به این وقایع است که آشوب و آشوبگران سال گذشته در کنار خسارتهای سنگین آن را برای جامعه به ارمغان آورده و دیگر مردم دروغها را هرچند بزرگ از غوغاسالاران رسانهای برانداز قبول نمیکنند.
جناب آقای دوست محمدی شما دیگه چرا؟