رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتشان در دیدار با مردم سیستان و بلوچستان در روز دوشنبه ۲۰شهریور ماه، با اشاره به تحولات معاصر در تاریخ بشر که منجر به شکلگیری قدرتهای غربی وتلاش آنان برای تسلط بر جهان گردید، به ورود جهان به دوران تحول جدید اشاره و مسئولان را نسبت به شناخت ابعاد این تحول و ظرفیتسازی برای تحکیم و تقویت اقتدار انقلاب اسلامی در این مرحله از تاریخ بشر فراخواندند.
مرحله اول این تحول به دوران پس از شکلگیری قدرتهای اروپایی پس از رنسانس باز میگردد که این قدرتها نظیر انگلیس، فرانسه، پرتغال و چند کشور دیگر اروپایی با هدف دستیابی به منابع ارزان کار و مواد اولیه و بازار مصرف کشورهای آسیایی، آفریقایی و حتی قاره جدید یعنی قاره امریکا، سلطه خود را برای کشورها گسترش داده و به دلیل غفلت مردم و سران کشورها آنها را به مستعمره خود تبدیل و مدیریت این کشورها را به دست گرفته و با عقب نگه داشتن آنها تسلط خود را بر آنها تحمیل کردند. گستره حوزه برخی از کشورهای اروپایی نظیر انگلیس در دوران استعمار کهن به گونهای بود که مشهور بود آفتاب در آن غروب نمیکند، کشورهای زیر سلطه در این دوران برای کسب استقلال هزینههای زیادی را متحمل شدند.
در مرحله بعد که به دوران پس از جنگ اول و دوم جهانی و به دوران استعمار نوین باز میگردد این قدرتها که حالا امریکا از مستعمرههای پیشین کشورهای اروپایی، به آنها اضافه شده و حتی محوریت و هدایت قدرتهای استعماری در دوران جدید را به دست گرفته بود، با تحکیم سلطه و گسترش نفوذ خود بر کشورها از طریق کودتاهای نظامی وتحمیل جنگهای نیابتی، سلطه خود را بر جهان تحکیم نمودند، این بار برخلاف دوران گذشته کشورهای زیر سلطه به ظاهر مستعمره نبودند و ظاهراً کشورهای مستقل بودند، اما کشورهای سلطه گر سلطهخود را از طریق هدایت این کشورها توسط مستشاران نظامی، سیاسی واقتصادی وبا بهرهگیری ازمکانیزمهای جهانی قیمتها، داد و ستد مواد خام و کالاهای ساخته شده و فشارهای سیاسی و اقتصادی کماکان تحکیم و تثبیت میکردند.
اما شرایط کنونی نشانگر ورود جهان به یک تحول جدید است که بلینکن وزیر خارجه امریکا ومکرون رئیسجمهور فرانسه هم در روزهای اخیر به آن اشاره کردهاند، ابعاد این تحول شامل:
۱- ضعیف شدن قدرتهای استکباری گذشته یعنی همان قدرتهایی که در ادوار گذشته جهان را به آسانی به زیر سلطه درآورده بودند، اکنون دچار ضعف شده و توان تحکیم و تثبیت اراده خود را بر کشورهای جهان ندارند که شاید مصداق بارز آن را بتوان ناتوانی امریکا در تحمیل اراده خود در جهان و به ویژه منطقه غرب آسیا به رغم هزینه هزاران میلیارد دلاری در افغانستان و عراق و سوریه دانست، به گونهای که علاوه بر شکست طرح هایشان، ناچار به فرار از منطقه میشوند، مضاف بر اینکه علاوه بر روند افول قدرت اقتصادی غرب و به ویژه تضعیف موقعیت دلار، افول هویتی و گسترش چالشهای درونساختاری، منطقهای و بینالمللی قدرتهای غربی را در گیر خود ساخته است.
۲- ظهور قدرتهای جدید منطقهای شاخصه دیگری از این تحول است که در این مسیر میتوان به ظهور قدرت انقلاب اسلامی متکی به نیروهای جبهه مقاومت یا قدرت اقتصادی چین و ظهور روسیه جدید اشاره کرد. در زمینه قدرت و نفوذ انقلاب اسلامی شاید گزارش هفته گذشته نشریه امریکایی فارنافرز گواهی صادق برای آن باشد. در این گزارش به صراحت تأکید شده است: «امروز، حال و هوای جمهوری اسلامی در مقایسه با یک سال پیش، پیروزمندانه است. جمهوری اسلامی تحت رهبری [آیتالله]خامنهای از تحریمها و اعتراضات داخلی جان سالم به در برده است. این کشور با کمک متحدان قدرتمند خود، اقتصاد خود را تثبیت کرده و شروع به تکمیل نیروهای دفاعیاش کرده است. حتی با ساخت بمب هستهای هم فاصلهای ندارد. وقتی ولی فقیه تصمیم میگیرد از این آستانه عبور کند، دلیل کمی وجود دارد که باور کنیم اسرائیل یا ایالات متحده قصد دارند او را با زور متوقف کنند. پس [آیتالله]خامنهای کاری را انجام داده است که [امام]خمینی نتوانست انجام دهد. او بقای انقلاب را در برابر دشمن اصلی آن، ایالات متحده تضمین خواهد کرد. او خاورمیانه را به منطقهای تبدیل خواهد کرد که ایران پس از ۴۴ سال تلاش، قدرت مسلط است.»
۳- محور سوم این تحول را که آغاز آن هم زمان با ظهور انقلاب اسلامی است باید تاثیر مبانی فکری و اندیشه انقلاب اسلامی در تضعیف دو ایدئولوژی مطرح جهان در ادوار گذشته یعنی مارکسیسم و لیبرال دموکراسی دانست، اضمحلال و فروپاشی مارکسیسم و تضعیف لیبرال دموکراسی عرصه را برای تبلور ارزشهای دینی و الهی در جوامع فراهم کرده است.
۴- چهارمین محور این تحول را باید تغییر در ابزار و عرصه جنگهاست یعنی اگر در دوران استعمار کهن و پس از آن، ابزار غرب در کشورگشایی لشکرکشی نظامی و بهرهگیری از ابزار کودتاهای نظامی و تحریم و فشار بود اکنون این ابزار بر جنگ شناختی و بهرهگیری از ابزار رسانههای نوین اطلاعاتی متمرکز شده است که در این میدان نیز به دلیل تسلط قدرتهای سلطهگر غربی بر این ابزارها، آسیب پذیری کشورهای ضعیف بیشتر است.
چالشها و فرصتهای این تحول جدید را در هشدارهای رهبری معظم انقلاب در دیدار با مردم سیستان و بلوچستان میتوان دید، معظم له نسبت به ضرورت هوشیاری دولتمردان مسئولان نسبت به این تحول هشدار داده ویاد آور میشوند: در هنگام وقوع تحوّلات بزرگ جهانی، ملّتها باید مراقب باشند، مسئولان کشورها باید مراقب باشند. این همان روزی است که ما در آن قرار داریم؛ باید مراقب باشیم. اینکه میگوییم دشمن دارد ضعیف میشود معنایش این نیست که نمیتواند مکر کند، نمیتواند دشمنی کند، نمیتواند ضربه بزند؛ میتواند؛ مشغول نقشهکشیاند. ما باید خوابمان نبرد، ما باید غافل نشویم. ما یعنی چه کسانی؟ یعنی مسئولان و آحاد مردم. عرض کردم، بدون پشتیبانی مردم، مسئولان هیچ کشوری نمیتوانند کار بزرگی و مهمّی انجام بدهند؛ مردم باید پشت سرشان باشند، مردم باید بیدار باشند. مسئولان [هم]باید غفلت نکنند، باید بیدار باشند. امیرالمؤمنین فرمود: مَن نامَ لَم ینَم عَنه؛ (۱۱) اگر شما در سنگر خوابت برد، معنایش این نیست که دشمنت هم در سنگرِ خودش خوابش برده؛ نه، ممکن است او بیدار باشد، ممکن است او متوجّه شما باشد، ممکن است او از خواب شما استفاده کند؛ این، آن مسئله اساسی است: نباید غفلت کرد.