به گزارش جوان آنلاین، ساعت 19 شامگاه يكشنبه نوزدهم شهريورماه قاضي محمدجواد شفيعي، بازپرس ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران با تماس تلفني مأموران كلانتري 124 قلهك از مرگ مشكوك دختر جواني بر اثر سقوط از ساختمان مسكوني در نزديكي خيابان قلهك باخبر و همراه تيمي از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي راهي محل شد.
تيم جنايي داخل حياط خلوت ساختمان با جسد بيجان دختر 25 سالهاي به نام الميرا روبهرو شدند كه حكايت از آن داشت از نورگير پشتبام ساختمان پنج طبقه به پايين سقوط كرده و در دم به كام مرگ رفته است.
مأموران پليس دريافتند لحظاتي قبل ساكنان ساختمان مسكوني متوجه صداي مهيبي از داخل ساختمان ميشوند و سراسيمه از خانههايشان بيرون ميآيند و داخل حياط خلوت با جسد دختر جوان مواجه ميشوند و موضوع را به پليس خبر ميدهند.
مدلينگ
بررسيهاي ميداني نشان داد دختر فوت شده مدلينگ و فعال اينستاگرام بوده و از مدتي قبل در فضاي مجازي با عكسهاي تجاري كه ميگرفته، فعاليت تبليغاتي ميكرده است. براساس گفتههاي ساكنان ساختمان، وي لحظاتي قبل از حادثه همراه پسر جواني در پشتبام ساختمان ديده شده و همان پسر جوان هم موضوع را تلفني به اورژانس و پليس خبر داده است.
يكي از همسايهها گفت: «دختر فوت شده را همراه پسر جوان داخل ساختمان ديدم كه عكاسي ميكردند. لحظاتي قبل صداي مهيبي به گوشم رسيد و وقتي از خانه بيرون آمدم، ديدم شيشههاي نورگير شكسته و دختر جوان هم خونين روي زمين افتاده است. پس از سقوط، پسر جوان هم وحشتزده بود و درخواست كمك ميكرد.»
عكاسي مرگبار
بدين ترتيب مأموران پليس در ادامه از پسر جوان به عنوان شاهد حادثه تحقيق كردند. وي در ادعايي گفت: «من عكاس تجاري هستم و مدتي است در اين رشته فعاليت دارم و با افراد زيادي كه كارهاي تبليغاتي انجام ميدهند، ارتباط دارم. الميرا مدلينگ بود و كارهاي تبليغاتي انجام ميداد و مدتي قبل به خاطر كارمان با هم آشنا شديم و قرار گذاشتيم در زمينه عكاسي تجاري با هم كار كنيم. ارتباط ما ادامه داشت تا اينكه ساعتي قبل براي عكاسي به اين ساختمان آمديم. دفتر كار من در همين ساختمان است و مدتي است که كارهاي هنري و عكاسيمان را در اين ساختمان انجام ميدهیم. من از او چند عكس داخل آپارتمان گرفتم و بعد هم تصميم گرفتيم به پشتبام برويم و چند فرم عكس ديگر هم در فضاي باز پشتبام بگيريم. من وسايل عكاسي را به پشتبام بردم و الميرا هم در حال تمرين ژست عكاسي براي چند مدل عكس بود. من سهپايه عكاسي را آماده كرده بودم و الميرا هم به شيشههاي نورگير تكيه داده بود، ميخواستيم ثانيههايي بعد عكاسي را شروع كنيم كه ناگهان صداي دلخراش الميرا به گوشم رسيد. وقتي به الميرا نگاه كردم خبري از او نبود و شيشههاي نورگير هم شكسته بود. همان لحظه فهميدم چه بلايي سرش آمده است. در حالي که مات و مبهوت مانده بودم به نورگير نزديك شدم و صحنه دلخراشی را ديدم که با داد و فرياد درخواست كمك كردم.»
همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني براي انجام آزمايشهاي لازم، مأموران پليس به دستور بازپرس جنايي تحقيقات گستردهاي را درباره سقوط مرگبار مدلينگ جوان آغاز كردند.