غلامرضا اعواني، استاد سابق دانشگاه شهيد بهشتي ميگويد: زبان فارسي در كتابهاي تأليفي گذشته بيشتر معمول بود. متأسفانه در حال حاضر نسخ خطي به عنوان سرمايه تاريخي و ملي ما در حال نابودي است. شايد برايتان جالب باشد كه بگويم يك كتابفروش با احداث كتابخانهاي در هندوستان بيش از ۸٠ هزار جلد كتاب فارسي را نگهداري ميكند. منظور من اين است كه در گذشته بخشي از ايران فرهنگي ما تا چين و حتي بلغارستان نيز رفته است و در اثر غالب شدن زبان فارسي در آثار عرضه شده در بلغارستان، امروزه بلغاريها خودشان را ايراني ميدانند.
وي گفت: زماني كه رئيس انجمن فلسفه بودم، دو بار در بلغارستان كنگره داشتم. در ديدارهايم با اهل علم اين كشور متوجه شدم كه آنها پژوهشهاي زبانشناختي متعددي انجام داده و به اين نتيجه رسيده بودند كه 2 هزار كلمه در زبان بلغاري ريشه اوستايي و پهلوي دارد و معتقد بودند خشايارشا از يونانيها شكست خورده، اما ديگر به ايران بازنگشته و همانجا مانده است. در بوسني و هرزگوين نيز حدود 4 هزار نسخه خطي فارسي وجود دارد. بنابراين وسعت ايران فرهنگي بيشتر از قبل ادبيات ماست. براي فهم بيشتر به يك نكته تاريخي اشاره ميكنم؛ از زمان غزنويان، محمود غزنوي كه ضدشيعه بود، هر جا شيعهاي مييافت، ميكشت. با این وجود در دربار او، شاعران و علماي بسياري حضور داشتند.
اين مترجم و پژوهشگر پيشكسوت كشورمان افزود: نمايشگاه كتاب تهران مكاني براي تبادل آرا و افكار انديشمندان اسلامي با انديشمندان غربي است. اگر عده قليلي در جهان هستند كه كتابهايي بر ضد اسلام مينويسند، متقابلاً كساني نيز هستند كه كتابهاي خوبی مينويسند. مسلمانان حاضر در دانشگاههاي جهان بسيار باسوادند، حتي شخصيتهاي بومي برخي از كشورها كه مسلمان شدند، پژوهش و نگارش علمي را بسيار خوب بلدند. بنابراين بايد كتب مختلف و فاخر علوم انساني انديشمندان غربي با محوريت نمايشگاه كتاب تهران در ايران ترجمه و به دانشجويان و علاقهمندان عرضه شود.
فرهنگ ايران يك اقيانوس است
وي همچنين در پاسخ به اين سؤال كه آيا نمايشگاه كتاب تهران توانسته فضاي گفتوگو را در زمينه فرهنگي فراهم كند، گفت: فرهنگ چيز عظيمي است و ابعاد مختلف دارد. شناختن فرهنگ، تنها شناخت امروز نيست، بلكه شناخت گذشته را نيز دربر ميگيرد. به عنوان مثال شخصيتهاي بسياري از ايران در غرب تحصيل كردهاند، اما نتوانستند غرب را بشناسند. غرب يك اقيانوس است، همانگونه كه كسي به ايران ميآيد نيز نميتواند ادعاي شناخت كامل ايران را مطرح كند. فرهنگ ايران اقيانوسي است كه در هر رشته بزرگاني دارد و اقوام مختلف را نيز دربر ميگيرد. فرهنگ ابعاد مختلف دارد، اما متأسفانه ما بعد گذشته آن را فراموش كردهايم و جوانان امروز كمتر با گذشته خود اتصال و آشنايي دارند. براي شناخت فرهنگ بايد مطالعه عميقی از گذشته داشته باشيم. دانشگاههاي انگلستان و امريكا بهترين اساتيد و دانشجويان را از سراسر جهان جذب و بهترين كتابها را جمعآوري ميكنند و همين تكثر باعث پيشرفت آنها ميشود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد همه جوانب را در نظر بگيرد. بنابراين بايد وكيل و كفيل جامعه ما در زمينه فرهنگ باشد و ببيند جامعه چه نيازهايي دارد و بر اساس آن سفارش كتاب بدهد. به عبارتي اين وزارت بايد كتابهاي خوب را شناسايي و وارد كشور كند.
در كتابخانهداري از مصر عقبتريم
مصحح كتاب «اعلام النبوه» احمد بن حمدان ابوحاتم رازي افزود: به نظر ميرسد متوليان امر فرهنگ بايد ۱۰۰ نفر را در حوزه علوم انساني مأمور مشخص كردن نيازهاي كتابي كشور كنند و براساس تحقيقات اين تيم به سفارش كتاب بپردازد. در اين سفارش بايد به منافع دانشجويان نيز پرداخت. چرا ما كتابخانه مجهزي مانند كشور مصر نداريم. سالها پيش مصريان كتابخانههايي با 4ميليون كتاب افتتاح كردند كه حتماً موجودي مخازنشان تا امروز به ١٠ميليون رسيده است. كمتر دانشگاهي در كشورهاي اروپايي پيدا ميشود كه به كتابخانهاي با بيش از ٧ ميليون جلد مجهز نباشد.