ريحانه ابراهيم زادگان در مجله الكترونيكي واو نوشت: «چادر كرديم رفتيم تماشا» از آن دسته كتابهايي نيست كه خواننده نتواند لحظهاي رهايش كند؛ اين بار قرار است كتاب، خواننده را رها نكند! تا مدتها قرار است سبك زندگي، گويش و ادبيات نوشتاري مخاطب را تحت تأثير قرار دهد و در زندگي او ادامه پيدا كند، حتي ممكن است بعد از خواندن اين كتاب، بعضي روزها دلتان بخواهد غذاهاي عهد ناصري را ميل كنيد.
اگر به سفر در زمان علاقه داريد، «چادر كرديم رفتيم تماشا» انتخاب درستي است؛ كتاب كوچك و سبكي كه قاليچه سليمان ميشود و شما را بر ميدارد و به روزگار قاجار ميبرد درست در عهد ناصري! و از آنجا دوباره راهي سفر ميشويد؛ با كارواني از مردم آن روزگار از كرمان راه ميافتيد، غذاهاي قجري ميخوريد، منظرههاي قجري ميبينيد. به هند ميرويد، در بمبئي سوار كشتي ميشويد دريا زدگي را تجربه ميكنيد. به حج ميرويد در عراق زيارت ميكنيد و در حول و هراس بيپولي به تهران و دربار ناصري ميرسيد و همه اينها را يك خانم خوشزبان و صبور با ويژگيهايي كه از جواني موفق مادربزرگهاي باشكوه قديمي شنيدهايم، برايمان شرح ميدهد.
جذابيت اين سفرنامه تنها در وقايعي نيست كه توسط عاليه خانم روايت شده؛ بلكه شخصيت خود او و نفوذ و حضورش در ميان افراد سرشناس جامعه، او را به شخصيتي قابل تأمل تبديل ميكند.
او زني با سواد است، مهارت زيادي در روابط اجتماعي دارد، از وقايع جامعه سر در ميآورد و از فعاليتهاي اجتماعي زنان دربار درك و آگاهي دارد، بسيار قوي و باكفايت است و رنج سفر و حتي بيماري و تب را بيش از همسفرانش تاب ميآورد، سعي ميكند گلايههايش را بيشتر بنويسد و كمتر به اطرافيان بيان كند، گاهي غر ميزند و كلمات را جوري كنار هم ميچيند كه حتي تصور او در حال غر زدن هم طنز شيريني ايجاد ميكند.
در قسمتي از سفر از همسفران خود جدا ميماند و با درايت و هوشمندي، بحران مالي خود را حل ميكند و به تنهايي از عهده سفر برميآيد.
در ابتداي كتاب به نظر ميآيد عاليه خانوم ـ به دليل همدلي و همراهي دلسوزانه با همسفرانش ـ پيشكار يا يكي از خدمه كاروان باشد اما كمكم در خلال سفر متوجه ميشويم زني از طبقات بالاي اجتماعي است كه در ميان افراد سرشناس، بسيار مورد احترام است و پس از ورود به دربار ناصرالدين شاه و توقف نهچندان كوتاهش، در امور مهمي مانند وصلت شاهزادهها و دختران اندروني، تصميمگيرنده و تأثيرگذار است.
با اين حال او كمتر از خود سخن گفته و سؤالاتي را در ذهن مخاطب بيپاسخ باقي ميگذارد؛ نميدانيم چند سال دارد، از چه خانواده و طبقه اجتماعي است و چرا همسر و فرزندانش در اين سفر همراه او نيستند.
نثر قاجاري، به خودي خود شامل طنازيهاي زباني است، حال آنكه عاليه خانوم شيرازي با صداقت و صراحت كلامش در توصيف كامل افراد، مكانها و استفاده از كلماتي كه گاهي غير عرفي مينمايد ـ كه البته مشخص نيست اين الفاظ، امروز غيرعرفي شناخته ميشوند يا پيشتر هم همين جايگاه را داشتند ـ طنز ظريفي ايجاد كرده كه تأثير توصيف موقعيتهاي دشوار سفر را در ذهن مخاطب تلطيف ميكند.
در اين كتاب گاهي با اتفاقاتي خارقالعاده و دور از ذهن روبهرو ميشويم؛ ولي آنچه براي مخاطب كشش و جاذبه ايجاد ميكند، دقت و ظرافت عاليه خانوم در بيان جزئياتي است كه تصورات ذهني ما را از وقايع روزگار قاجار و دوران ناصرالدين شاه كامل ميكند.
اينطور به نظر ميرسد كه در بخش اول كتاب كه مربوط به سفري از كرمان به مقصد عربستان با نيت حج است، گاهي وقايع تحت تأثير رنج سفر و خستگي مختصر بيان شده است و همين موضوع خواننده را با هيجان يكسفر پر از حادثه و اتفاقات جديد و عجيب درگير ميكند.
در بخش دوم، با ورود عاليه خانوم به تهران و دربار ناصري، او مجال بيشتري براي مفصل نوشتن پيدا ميكند و به اين ترتيب، سبك زندگي، رسم و رسوم، نوع معاشرت و حتي سلسله مراتب معاشرتها خواستگاريها و ازدواجها در آن دوران را به خوبي شرح داده است.
«چادر كرديم رفتيم تماشا» اولين كتاب از مجموعه سفرنامههاي زنان قاجارِ نشر اطراف است؛ اولين كتاب از مجموعهاي كه ميتوان به گروههاي مختلفي از كتابخوانها توصيه كرد؛ آنها كه سفرنامه خواندن را دوست دارند، كساني كه زنانهنويسي را دوست دارند، آنها كه به تاريخ علاقه دارند، آنها كه به مردمشناسي توجهدارند و حتي كساني كه دوست دارند كتابي پر از هيجان و اتفاق بخوانند توقعشان از كتاب خوب برآورده خواهد شد. پس به نظر ميرسد لازم است همه كتابخوانها و حتي كتابنخوانها! حداقل يك بار «چادر كرديم رفتيم تماشا» را بخوانند تا تجربه جديد و به يادماندني و شيريني را از مطالعه داشته باشند.
عنوان: چادر كرديم رفتيم تماشا؛ سفرنامه عاليه خانم شيرازي/ پديدآور: زهره ترابي/ انتشارات: اطراف/ تعداد صفحات: ۲۴۸/نوبت چاپ: ششم