پیادهروی میلیونی و باشکوه اربعین حسینی که یک سنت دیرینه اسلامی بوده، در سالهای اخیر به یک پدیده شگفتانگیز تبدیل شده است. این زیارت که از همان اولین اربعین شهادت جانسوز امام حسین علیهالسلام و یارانش با زیارت جابر بن عبدالله انصاری آغاز شد به مرور زمان به پشتوانه گفتار و رفتار ائمه معصوم علیهمالسلام بهعنوان یک حرکت الهی رشد کرده و امروز فراتر از یک مناسک عبادی، به یک نهضت عظیم انسانی- الهی بدل شده است.
ابعاد کمی و کیفی این حادثه به قدری گسترده است که آن را تبدیل به یک رویداد منحصر به فرد بینالمللی کرده است. حرکت میلیونها نفر از نقاط مختلف جهان برای زیارت امام حسینعلیهالسلام چنان عظمتی دارد که هیچ کدام از نظریات جامعهشناسی از کفایت نظری و معرفتی لازم برای تحلیل و تبیین آن برخوردار نیستند و به قدری متعالی و دور از محاسبات زندگی عادی جوامع انسانی است که دلالتهای جامعهشناختی معمول را ناکارآمد کرده و بشریت و اندیشمندان را به وادی حیرت کشانده است و واجد چنان اثرگذاریای است که در صورت در دسترس قرار گرفتن معنا و گفتمان آن در برابر جهانیان، اثری شگرف بر تحولات جهانی خواهد گذاشت و همین حقیقت نیز سبب شده که رسانههای اسلام ستیز غربی تلاشی نظاممند و هدفمند برای نادیده گرفتن و سانسور آن انجام دهند. با این حال، با تسامح میتوان برخی سویههای جامعهشناختی این بزرگترین اجتماع بشری را به شرح زیر مورد توجه قرار داد:
۱- این پدیده اگرچه در ابتدا یک مناسک شیعی محسوب میشد ولی به سرعت مرزهای مختلف را در نوردیده و نوید آغاز یک حرکت جهانی را میدهد. امروز پیادهروی اربعین بعد از سالها مجاهدت علما و شهدا در راه مکتب اهل بیت علیهمالسلام به عنوان یک «پدیده منحصر به فرد» به «نهضتی پویا و فراملیتی» تبدیل شده و مرزهای جغرافیایی، اجتماعی، نژادی و ملی را پشت سر گذاشته و در حال فراتر رفتن از مرزهای دینی و مذهبی است.
۲- پیادهروی اربعین یک حرکت جمعی خودانگیخته ناشی از شور وشعور حسینی است که از عمق جانها بر میخیزد. این خیزش عظیم ورای هر جبر ساختاری، ناشی از کششی معنوی و به اراده انسانهایی رخ میدهد که در وانفسای دنیای جدید معنازدایی شده، به سمت منبع الهی معرفت، هجرتی چند روزه را تجربه و معنای حیات خود را جستوجو میکنند. ویژگی خودجوشی این حرکت عظیم که ناشی از ایمانی متعالی است بسیار حائز اهمیت است. از این رو تلاش بیش از حد معقول برای سازماندهی نمودن آن، به وجهه خودانگیختگی و تنوع کنشهای موجود در آن ضربه خواهد زد.
۳- واکاوی همدلانه و بهرهگیری از رویکرد تفهمی جامعهشناسی در فهم معنای ذهنی مشارکتکنندگان در خلق بزرگترین اجتماع بشری، نشان میدهد که شرکتکنندگان در این اجتماع به دنبال همنوایی با سرور و سالار شهیدان و یارانش در بذل همه هستی خود در برابر خدا هستند. از نظر آنان، درست است که واقعه عاشورا در ۱۴ قرن پیش رخ داده و تمام شده است، ولی مکتب حسینی همچنان زنده است و در گذر تاریخ به حیات خود ادامه میدهد. از این نظر همیشه و هر لحظه کربلا است و میتوان با حسین علیهالسلام و یارانش همنوایی کرد و سعی در بازتولید آن شور و عشق و معرفت داشت و به سیره و مرام آنان تمسک جست. خلق صحنههای بیبدیل از ایثار و گذشت و بذل مال و جان برای پذیرایی از زائرین از این منظر قابل تحلیل است.
۴- انقلاب اسلامی، انقلابی رهاییبخش با داعیه جهانی است که هدف خود را حاکمیت توحید و رهانیدن مستضعفین از انقیاد و سلطه مستکبرین معرفی کرده است. این انقلاب قلوب همه انسانها را مخاطب قرار داده و هدف آن در مرحله نهایی، حاکمیت مستضعفین در جهان است. همین موضوع باعث شده که یکی از مهمترین راههای مقابله با این انقلاب را ایجاد بدیلهایی متنوع در نظر بگیرند که امام خمینی (ره) از آنها با عنوان اسلام امریکایی یاد کرد. رونق پیادهروی اربعین بعد از انقلاب اسلامی و به خصوص بعد از حماسه مدافعان حرم در پاسداری از حرمهای الهی در عراق و نیز دشمنی دشمنان انقلاب اسلامی با آن، نشان دهنده بطلان بدیلهای ارائه شده و پیوند این نهضت جهانی با انقلاب اسلامی است.
۵- پیاده روی اربعین، چالشی جدی برای نظریات جنبشهای اجتماعی ایجاد کرده است. این حرکت عظیم نه بر اساس عقلانیت ابزاری و رویکرد منافع جمعی قابل تبیین است و نه حرکتی تودهوار و بیهدف مبتنی بر احساس صرف و نه حرکتی ناشی از تضاد منافع و تضادهای طبقاتی. به عبارتی دیگر رویکردهای نظری مختلف جنبشهای اجتماعی از تحلیل این حرکت بینظیر عاجز هستند. حرکتی که در آن نه منافع جمعی مدنظر است، نه منافع طبقاتی، نه عقلانیت مادی و نه احساسات انگیخته شده جمعی. بلکه خیزشی است برخاسته از عمق وجود انسانهایی که شیفته عظمت انسان کاملی هستند که درس توحید و زندگی بر مبنای آن را به آنها داده و طنین صدای دعوتش به یاری حق در تاریخ پیچیده است.
۶- پیادهروی اربعین بسان موجی است که از سال ۶۱ هجری آغاز شده و روز به روز شعاع اثرگذاری آن بیشتر شده است. این حرکت جمعی که نشاندهنده نیاز روزافزون بشریت به معنای واقعی زندگی و وصل شدن به حیات حقیقی است، ویژگیهایی فراتر از جنبشهای اجتماعی داشته و امروز به فراجنبشی جهانی بیبدیل تبدیل شده و نویدبخش شکلگیری امت جهانی مستضعفین در عصر تاریکی ناشی از مدرنیسم ضدمعنویت است.