عزیز غضنفری در کانال ایتای خود نوشت: اینکه رئیسجمهور سابق در دیدار با وزرای دولت قبل مدعی میشود برخی در اسفند ۱۳۹۹ یا فروردین ۱۴۰۰ نگذاشتند برجام احیا شود و سبب شدند که در دو سال و نیم گذشته بیش از ۱۰۰میلیارد دلار از کف ملت ایران برود، حرف تازهای نیست؛ او در چند سال گذشته بارها چنین موضوعی را مطرح کردهاست، اما آنچه اهمیت دارد، تصوری است که در ذهن مردم نسبت به این ادعا شکل میگیرد. درباره این اظهارنظر آقای روحانی، چند سؤال ساده و روشن وجود دارد. آیا صرف احیای برجام بدون اینکه انتفاع اقتصادی ملتایران در آن تضمین شده باشد، ارزشی دارد؟ آیا متن و توافقی که آقای روحانی مدعی آن است در اسفند ۱۳۹۹ یا فروردین ۱۴۰۰ دستیافتنی بود، اما برخی نگذاشتند، در آن انتفاع اقتصادی ایران ضمانت شده بود؟ پاسخ به این پرسش نیز منفی است. آیا بعد از آنکه امریکاییها زیر میز برجام زدند و اروپاییها نیز دچار بیعملی شدند و کمترین کاری نکردند، برای ما نباید مهم باشد تا به گونهای متن توافق احیای برجام تهیه شود که لااقل ریسک خروج از برجام افزایش پیدا کند و رئیس جمهور بعدی امریکا کاری نکند که ترامپ به آسانی کرد؟ آیا در متن تهیه شده در اسفند ۱۳۹۹، افزایش ریسک خروج از توافق برای طرفهایدیگر و به ویژه امریکا تضمین شده بود؟
اگر یک ایرانی به برجام به مثابه ابزاری برای گشودن گرههای تحریم مینگرد، اما از منظر یک سیاستمدار امریکایی برجام وضع شده تا علاوه بر کنترل ایران اتمی، راهی برای مهار ایران در سایر مؤلفههای قدرت ملی و خاصه قدرت موشکی و منطقهای بیابد. آیا در متن ادعایی آقای روحانی راه مذاکرات موشکی و منطقهای مسدود شده بود؟ پاسخ به این پرسش نیز منفی است. اینکه نهاد عالی امنیت ملی تا پیش از شهریور ۱۴۰۱ به دولت آقای رئیسی نیز بدون تحقق انتفاع اقتصادی اجازه موافقت با متن احیای توافق هستهای را نداده، معنایش آن است که منطق این مخالفتها ماهیت منافع ملی دارد و نه موضوعات جناحی و حزبی. انسان مؤمن و عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود. در شهریور ۱۴۰۱، ایران با در نظرگرفتن منافع اقتصادی کشور، چارچوب متن احیای برجام را قابل دفاع دیده و آمادگی خود را برای احیای برجام اعلام کرد، اما طرف امریکایی نخست به دلیل برگزاری انتخابات مجلس رژیم صهیونیستی و میاندورهای کنگره امریکا و سپس امید بستن به اغتشاشات داخلی در ایران برای کسب امتیازات بیشتر، موافقت با متن احیای توافق هستهای را به تأخیر انداخت و تا امروز نیز به دلایل گوناگون چنین رفتارهایی از سوی آنها ادامه دارد. به نظر میآید، اکنون پاسخ به این پرسش باید مدنظر قرارگیرد و پاسخی برای آن یافت که چرا آقای روحانی با آن همه تجربههای تلخ و خسارتآمیز درباره بدعهدی غرب، باز هم عبرت نمیگیرند و از متن اسفند۹۹ با آن همه نارساییدفاع میکنند؟!