انتخابات مجلس شورای اسلامی مهمترین و بزرگترین رویداد سیاسی ۱۴۰۲ است. این رویداد را میتوان از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار داد، اما آنچه در اینجا مورد تأکید است تأثیر این انتخابات بر بازسازی رابطه میان فرادستان سیاسی و شهروندان عادی است. انتخابات ۱۴۰۲ موقعیتی است که میتواند به بازتنظیم نسبت بین حکومت و جامعه منجر شود.
انتخابات مسیر یکطرفه نیست که صرفاً به افزایش قدرت حکومت و نخبگان سیاسی بینجامد یا اینکه مهار حکومت تماماً به دست شهروندان سپرده شود. به تعبیر یکی از پژوهشگران، انتخابات یک «خیابان دو طرفه» است که برای حکومت و مردم فرصتهایی برای تأثیرگذاری متقابل و نفوذ بر یکدیگر فراهم میکند. به عبارت دیگر، انتخابات از یکسو موجب پاسخگویی مسئولان، رضایت مبتنی بر نمایندگی، تأثیرگذاری شهروندان در امور سیاسی و ارائه برنامههای بازتابدهنده افکار عمومی میشود و از سوی دیگر، زمینهساز مشروعیتسازی حکومت، تقویت نخبگان و تضمین کنترل سیاسی میشود. بنابراین انتخابات محرک و محصول اعتماد، رقابت، همکاری و مهار متقابل جامعه و حکومت است.
اگر مکانیسم انتخابات درست کار کند، بدین معنا که با مشارکت، امنیت، سلامت و رقابت همراه باشد، میتواند به برقراری توازن درست میان حکومت و جامعه منجر شود. انتخابات سازوکاری است که از طریق آن جامعه و حکومت میتوانند یکدیگر را همزمان مهار و تقویت کنند. اگر حکومت از سوی جامعه مهار نشود، سرکش و خودسر خواهد شد و اگر جامعه توسط حکومت سامان داده نشود، چشماندازی جز هرج و مرج قابل تصور نیست. بنابراین، توازن بین ظرفیت حکومت و قدرت جامعه از مسیر انتخابات میگذرد. انتخابات تجلی عینی مسابقه حکومت و جامعه است. در این میان، هم حکومت و هم جامعه باید به قواعد مسابقه آشنا و پایبند باشد. تخطی از سازوکارهای مسابقه یعنی پاگذاشتن به مسیر قدرتطلبی یا هرجومرجطلبی.
عجم اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب دالان باریک آزادی این مسابقه را با عبارت «اثر ملکه سرخ» توضیح میدهند؛ عبارتی که از داستان آنچه آلیس آنجا دید اثر لوییس کارول اقتباس شده است. در این داستان، آلیس ملکۀ سرخ را ملاقات میکند و با وی مسابقه میدهد. در این مسابقه، آلیس متوجه شد اگرچه هر دو آنها ظاهراً با تمام توان در حال دویدن هستند، اما درختها و سایر اشیای اطرافشان اصلاً به نظر نمیآمد که جایشان تغییر کرده باشد. آنها هر اندازه سریع میرفتند انگاری اصلاً از چیزی عبور نکرده بودند. با این توضیح باید گفت برای اینکه حکومت از جامعه عقب نماند یا جامعه حکومت را منقاد و مطیع خود سازد، هر دو باید در حال دویدن باشند. پس اثر ملکه سرخ یعنی عقب نماندن جامعه و حکومت از یکدیگر.
اگر در فرایند این مسابقه (اینجا مسابقه انتخابات)، جامعه یا حکومت سرعتشان را کم کنند و دست از تلاش بردارند، حفظ توازنِ قدرت بین این دو دشوار میشود. به عبارت دیگر، اگر در این مسابقه سرعت جامعه به حد کافی نباشد و از حکومت عقب بماند، قدرت تعیین سرنوشت خود را از دست میدهد و اگر حکومت از خود ضعف و سستی نشان دهد و توان ارائه خدمات عمومی، حل و فصل مرافعات و اجرای بیطرفانه قوانین را نداشته باشد، هرج ومرج و ناکارآمدی بر کشور حاکم خواهد شد. تنها در صورتی که به ظرفیت و قدرت حکومت افزوده شود، اما همزمان (از طریق سازوکارهایی مثل انتخابات)، توسط جامعه مهار شده و به بند کشیده شود، نتیجه مسابقه پرثمر خواهد بود. این مسابقه، مسابقه خیرات است.
اگر حکومت یا جامعه راهبرد «مشارکت، امنیت، سلامت و رقابت» انتخابات را جدی نگیرند و از تلاش خود دست بر دارند، یعنی هر دو سوی این رقابت وارد فرایند زوال سیاسی شدهاند. بالعکس، پیگیری راهبرد چهارگانه به معنای تقویت همزمان حکومت و جامعه است.
انتخابات سالم و رقابتی نشان میدهد که هم حکومت و هم جامعه با تمام توان در حال دویدن هستند. اینجاست که اثر ملکه سرخ وارد عمل میشود. به تعبیر رهبر معظم انقلاب «اگر انتخابات درست برگزار نشود، ضعف کشور و ضعف ملّت را نشان میدهد؛ ضعف دولت را، ضعف مسئولان را، ضعف آحاد مردم را و ضعف کشور را نشان میدهد. اگر میخواهید جلوی فشار دشمن گرفته بشود، باید قوی بشویم. یکی از ابزارهای مهمّ قوّتِ کشور همین انتخابات است».
* دانشآموخته دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران