کمکم به سال تحصیلی جدید نزدیک میشویم و دانشآموزان و دانشجویان، خود را برای حضور در مدارس و دانشگاهها آماده میکنند. سال تحصیلی پیشرو، اما به مانند سالهای گذشته نیست و تغییرات اجتماعی که در جامعه رخ دادهاست، آن را حائز اهمیت میکند. عمده این تغییرات بر دوش کرونا و مجازی شدن کلاسهای درس بوده و تحولاتی که این اتفاق بر جامعه ایرانی تحمیل کرد، میتواند مورد بررسی محققان و پژوهشگران قرار گیرد. مجازی شدن کلاسهای درس و حضور نداشتن دانشآموزان و دانشجویان در محیط مدرسه و دانشگاه، آمیختگی بیش از پیش زندگی این رده سنی با فضای مجازی را در پی داشت. این آمیختگی، جدای از تأثیراتی که بر میزان کاهش بهرهوری یادگیری آنها در دروس مختلف داشت، باعث شد که مراودات اجتماعی این بازه سنی، تحتالشعاع قرار گیرد.
تغییرات به وجود آمده در سطح و نوع تعاملات اجتماعی، رسانههای این گروه را نیز در برگرفت و این موضوع خود را در اتفاقات سال گذشته نشان داد؛ جایی که ذهن افراد با پمپاژ اخبار راست و دروغ حولمحور حجاب پر شده و با پراکندهشدن خبری دروغ، التهاب در بطن اذهان جای گرفت. درست است که این التهاب بعد از حدود سه ماه، به حداقل رسید، اما باید دید که هزینه آن چه بودهاست. تخریبی که به واسطه احاطه فکری مخاطبان از سوی رسانههای مجازی صورت گرفت تا به امروز خود را در قامت بیحجابی نمایان میکند.
نقش مردم در نهی از منکر و ممانعت از گسترش فحشا در جامعه بیبدیل است؛ ساعتها میتوان از آن گفت و نوشت، اما نقش حاکمیت در این امر چیست؟ آیا حاکمیت، صرفاً نقش تماشاچی را دارد یا وظیفهای هم در این بحث دارد؟
تقلیل نقش حاکمیت در فرهنگ – که پوشش جامعه نیز ذیل آن قرار میگیرد – موردی نیست که بتوان از آن بهسادگی گذر کرد. صاحباننظر نقش نداشتن حاکمیت در فرهنگ، خود دچار نوعی تناقض فکری و عملی هستند و آنگاه که مورد میلشان باشد، از نقش مهم حاکمیت در اشاعه فرهنگ و اهمیت به هنرمندان صحبت میکنند. نقش حاکمیت در حوزه فرهنگ و سوق دادن جامعه به سمت آرمان و هدف خود، نقشی انفعالی و ناظر نیست و برای عمل به این وظیفه خود، باید قوانین و دستورالعملهایی را تنظیم کند. این قوانین و دستورالعملها نیز به طور قطع، باید ضمانت اجرایی داشتهباشد و قوای مختلف حاکمیت، باید در اجرای آن سهیم باشند. این مورد که مسئولی برای گرفتن تیتر یک خبرگزاری خاصی، اظهارنظرهایی عجیب و شاذ میکند، در نوع خود عجیب ولی مسبوق به سابقه است. این اظهارنظرها را میتوان در رده همان صحبت رئیسجمهور اسبق کشور قرار داد که اسلام را دینی قبیلهای بیان داشت، اما لباس روحانیت آن را بر تن کردهبود و با آن، وجهه اجتماعی کسب میکرد!
طبق آمار و ارقام، افت تحصیلی دانشآموزان و دانشجویان، بعد از کرونا بیسابقه بود و این آمار در دانشگاهها، بعد از اتفاقات سال گذشته تشدید شد. از سوی دیگر، مطابق آمار اعلامشده، بیشتر دانشجویان کشور را خانمها تشکیل میدهند. نکته نگرانکننده، اما این است که باید دید میزان آزار و اذیت دختران و زنان طی سال گذشته، چند درصد افزایش یافته تا بتوان عمق مخرب دروغ بزرگ سال گذشته را متوجه شد. چندبعدیبودن این تخریب اجتماعی، موضوع را برای بررسی و تحقیق، پیچیده کردهاست و ادامه یافتن مظهر این دروغ و آشوب و برخورد مقتدرانه نکردن با آن، سطح تخریب آن را افزایش میدهد.
باید دید متصدیان آموزش عالی و مسئولان دخیل در آموزش کشور، برای سمزدایی از این اتفاق چه تدابیری اندیشیدهاند و آیا راهکاری برای مقابله با افراد هنجارشکن و قانونگریز دارند یا خیر؟ جواب این سؤالات را با شروع سال تحصیلی خواهیم دید و نتیجه برنامه داشتن یا بیبرنامگی آنان را در میانمدت جامعه، مشاهده خواهیم کرد. بدیهی است که تصمیم درست گرفتن در شرایط فعلی فشارهای بیامان، خالی از حرف نخواهد بود، اما تجربه ثابت کرده است که مقتدر مهربان، مقبولیت بیشتری نسبت به منفعل بیبخار دارد.