کد خبر: 1182719
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۴۰۲ - ۰۴:۴۰

سینا کلهر طی یادداشتی بیان داشت: می‌پرسند چرا نیرو‌های مذهبی جامعه خسته نمی‌شوند؟ هر چه شرایط سخت‌تر می‌شود، انگیزه‌های‌شان بیشتر می‌شود و هر چه بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرند، مقاومت‌شان بیشتر می‌شود؟ این نیرو از کجا می‌آید؟ نیروی دوم‌خرداد و ۱۸خرداد تمام شد، جنبش سبز و ززآ هم به سرعت مضمحل شدند، اما در این سو زخم و شکاف‌ها ترمیم و نیروی مذهبی منسجم و پویا مانده است. چگونه؟
مطابق نظریه ابن‌خلدون امت حزب‌الله و گروه‌های مذهبی جامعه که سرمایه‌های اصلی نظام جمهوری اسلامی و حامیان و مدافعان خستگی‌ناپذیرش هستند، همزمان با افزایش فرایند شهرنشینی و رفاه مادی‌شان باید نیرو و توان حمایتگری خود را از دست می‌دادند و به اصطلاح ابن‌خلدونی عصبیت آن‌ها فروکش و در نتیجه انگیزه‌های آن‌ها برای جانفشانی و ایثار‌گری برای آرمان‌های نظام سیاسی افول می‌کرد و در نهایت از بین می‌رفت.
عجیب آنکه ابن‌خلدون مدت‌زمان افول خلق‌وخوی‌های ایثارگرایانه و حمایتی را یک نسل با زمان ۴۰سال می‌داند. بعد از ۴۰سال نسل دوم از جهت روحیه، انگیزه و خلق‌وخو تحت تأثیر شهرنشینی و رفاه مادی قرار گرفته و عصبیت آن‌ها فروکش کرده است و در نسل سوم به طور کامل از بین می‌رود و نسل چهارم، نسل سقوط و اضمحلال است. به این ترتیب عمر تمدنی دولت‌ها در اندیشه ابن‌خلدونی ۱۲۰سال بوده و فرایند سقوط و افول حامیان و هواداران اصلی از ۴۰سالگی شروع می‌شود.
بدیهی است نظریه ابن‌خلدون درباره حامیان اصلی یک نظام سیاسی است نه عموم جامعه، بنابراین نقطه تمرکز او تحولاتی است که در روحیه و خلق‌وخوی حامیان ایجاد می‌شود.
اگر با چنین چشم‌اندازی به حامیان اصلی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نگاه کنیم و با در نظر داشتن ریزش‌ها و جدایی‌هایی که در بخشی از حامیان و هوداران نظام (اصلاح‌طلبان) بسیار پیش‌تر از ۴۰سالگی رخ داده است، بدنه اصلی حامیان نظام نه تنها روح عصبیت خود را از دست نداده است بلکه برخلاف پیش‌بینی‌های ابن‌خلدون، نیروی عصبیت آن‌ها قدرتمند‌تر شده و در مقیاس منطقه‌ای و جهانی تکثیر شده است.
برای اثبات این مدعا می‌توان به پدیده نوظهور مدافعان حرم، شکل‌گیری جریان مقاومت در منطقه و حضور و واکنش بسیار مؤثر در جریان آشوب‌های ادواری سال‌های اخیر اشاره کرد. اگر این برداشت درست باشد، اکنون سؤال این است که چه رفتار یا رخداد‌هایی باعث این فرایند شده و مانع افول و اضمحلال روح عصبیت نیرو‌های مذهبی جامعه شده است؟
ابن‌خلدون در پاسخ به علل و عوامل تقویت یا تضعیف عصبیت یک گروه، دیدگاه جبرگرایانه‌ای دارد و شیوه زندگی و محیط را مهم‌ترین منبع بازتولید و حفظ عصبیت در گروه می‌داند. هر چه محیط و شرایط زندگی نامساعدتر و سخت‌تر باشد، عصبیت در میان گروه بیشتر می‌شود، در نتیجه قبایل بدوی صحراگرد بیشترین میزان عصبیت را دارند و شهرنشین‌های شهر‌های بزرگ کمترین میزان را. زمانی که قبایل بدوی با سرنگون‌کردن دولت در شهر‌ها ساکن می‌شوند، نیروی عصبیت آن‌ها تحلیل می‌رود و در یک بازه زمانی۴۰ساله افول می‌کند.
همان طور که گفته شد با منطق ابن‌خلدون باید نیروی عصبیت گروه‌های مذهبی نیز افول می‌کرد، اما چرا چنین نشده است؟ پاسخ را باید در رواج زندگی جهادی در میان این گروه‌ها جست‌وجو کرد. اردو‌های جهادی، راهیان نور، پیاده‌روی اربعین، اردو‌های پیشرفت و زیست اردویی و هیئتی باعث نگهداشت این گروه‌ها در شرایط و محیط زندگی سخت در عین زندگی شهری شده است. زندگی جهادی و حضور مداوم و فعال در مناطق محروم و تجربه مداوم مناسک‌های جمعی دینی که معمولاً در مناطق بیابانی و با شرایط بسیار سخت زندگی همراه است، منبع بی‌پایان و تمام‌نشدنی حفظ و بازتولید روح جمعی یاریگری و تعاون و در یک کلمه عصبیت در میان این گروه است. تداوم استفاده از مفاهیم برادر و خواهر در میان این گروه نشانه دیگری از پویایی و حیات روح برادری و همیاری است.
فرهنگ زندگی جهادی باعث شده است ارتباط و حضور در شرایط سخت و محیط‌های نامساعد زندگی برای گروه‌های مذهبی گسسته نشود و در نتیجه نیرو‌های کاهنده زندگی شهری با نیرو‌های افزاینده زندگی جهادی جبران شود. پیاده‌روی اربعین چه در سال‌هایی که در سرمای سخت زمستان در بیابان‌های بین شهر‌های کربلا و نجف انجام می‌شد، چه این روز‌ها که در گرمای طاقت‌فرسا انجام می‌شود، یکی از همان منابع بزرگ بازتولیدکننده روحیه ایثارگری و تعاون شیعیان جهان و جریان مذهبی جامعه ایران است که در کنار بهره‌های دیگری که به این جمع می‌رساند، نیروی عصبیت آن‌ها را حفظ و بازتولید می‌کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار