تحقیقات جنایی درباره مرگ غمانگیز دو کودک خردسال که به دلیل سقوط به استخر آب بوستان زیتون جان باختهاند با شکایت خانواده کودکان از شهرداری منطقه ۲۱ و مسئولان بوستان دنبال میشود. عصر پنجشنبه، دوم شهریورماه امسال پسربچهای شش ساله به نام امیرحسین هراسان خودش را به مادر و خالهاش که گوشهای از بوستان زیتون منطقه ۲۱ نشسته بودند، رساند و گفت که برای پسرخالهاش صدرا و برادر دوقلویش امیرعباس اتفاق بدی افتاده است. خیلی زود دو خواهر خودشان را به استخری که پشت شمشادهای پارک قرار داشت، رساندند و با دیدن پیکر بیجان امیرعباس که روی آب استخر دیده میشد، پلیس و امدادگران را از ماجرا باخبر کردند. لحظاتی بعد تیمی از مأموران پلیس، امدادگران اورژانس و آتشنشانی در محل حاضر شدند. پشت فنسهای پارک، استخری وجود داشت که پیکر امیرعباس روی آب قرار گرفته بود و از صدرا خبری نبود. همزمان با خارج کردن پیکر امیرعباس، غواصان آتشنشانی خود را به آب زدند و بعد از جستوجو پیکر صدرا را هم از قعر آب بیرون کشیدند و به مرکز درمانی منتقل کردند، اما خبر رسید هر دو فوت شدهاند.
بررسیهای اولیه نشان داد دو خانواده برای تفریح به بوستان زیتون رفته بودند که توپ بچهها درون استخر پشت شمشادها میافتد. وقتی دو پسربچه خردسال به دنبال توپ میدوند به استخر سقوط میکنند و غرق میشوند. با مطرح شدن شکایت در شعبه سوم دادسرای امور جنایی، بررسیها در اینباره به جریان افتاد. تحقیقات میدانی نشان داد فنسی که در محوطه نصب شده بود، باز بوده و کودکان از همان مسیر وارد محوطه استخر شدهاند. بررسیها همچنین نشان داد ایمنسازی محل به دلیل حضور خانوادهها در بوستان باید هم از سوی شهرداری و هم از سوی پیمانکار صورت میگرفت. شهرداری در واکنش به حادثه، قصور را متوجه پیمانکار دانست و گفت که فنسها ایراد نداشته و پیمانکار باید نظارت درستی در محوطه و بوستان انجام میداد.
در حالی که بررسیها در جریان بود، دو باجناق که هر کدام فرزندی خردسال را از دست داده بودند، روز گذشته وارد شعبه سوم بازپرسی دادسرای امور جنایی شدند و شکایت خود را علیه شهرداری و مسئولان پارک مطرح کردند.
یکی از آنها گفت: من دو پسر دوقلو به نامهای امیرعباس و امیرحسین داشتم که امیرعباس را در این حادثه از دست دادم. من و باجناقم ساکنان شهر قدس هستیم و به خاطر اینکه خانهمان به این پارک نزدیک بود دوقلوهایم با پسرخالهشان صدرا همراه مادرانشان برای بازی به آنجا میرفتند. ما بارها برای تفریح به آن بوستان رفته بودیم، اما متوجه استخری که پشت شمشادها بود، نشده بودیم. در آنجا هیچ علامت هشداری هم نصب نشده است. آن روز بعد از اینکه بچهها سرسربازیشان تمام شد، مشغول توپبازی شدند که توپشان پشت بوتهها میافتد. صدرا برای برداشتن توپ به پشت بوتهها میرود، اما درون استخر سقوط میکند. او فریاد زده و گریه کرده بود، اما کسی آن اطراف نبود. آن زمان پارک خلوت بود و حتی نگهبان پارک هم حضور نداشت. وقتی برگشتن صدرا طول میکشد، امیرعباس به دنبال او میرود، اما او هم به درون استخر سقوط میکند. بعد امیرحسین قل دیگرش وارد محوطه میشود و با دیدن آنها برای درخواست کمک به طرف مادر و خالهاش میرود. آنها هم به سرعت خودشان را میرسانند. جسد امیرعباس روی آب بود، اما از جسد صدرا خبری نبود. امدادگران میرسند و جسد صدرا را از عمق چهار متری خارج میکنند و اینگونه دو خانواده سوگوار شدیم. حالا از شهرداری و مسئولان پارک شکایت داریم.
با مطرح شدن این شکایت به دستور بازپرس جنایی، تحقیقات از مسئولان بوستان، شهرداری و پیمانکار در جریان است. همچنین هیئت کارشناسان حوادث بوستانها مأمور شدند بعد از بررسیهای میدانی، گزارش خود را تقدیم بازپرس کنند.