پیشینه پیادهروی اربعین به چه زمانی بازمیگردد؟ در ارتباط با انجام زیارت اربعین در سالهای اولیه، سه روایت زیارت «جابربن عبدالله انصاری» در سال ۶۱ ه. ق، بازگشت «حسن مثنی» و «فاطمه بنت الحسین» برای زیارت و بازگشت اسرا به کربلا در اربعین نقل شده است پیشینه پیادهروی اربعین به چه زمانی بازمیگردد؟ در ارتباط با انجام زیارت اربعین در سالهای اولیه، سه روایت زیارت «جابربن عبدالله انصاری» در سال ۶۱ ه. ق، بازگشت «حسن مثنی» و «فاطمه بنت الحسین» برای زیارت و بازگشت اسرا به کربلا در اربعین نقل شده است. از امام باقر (ع) هم نقل شده است که پدرشان امام سجاد (ع) هر سال برای زیارت قبر سیدالشهدا (ع) میرفتند. زیارت عاشورا به دست امام باقر (ع) و زیارت اربعین به دست امام صادق (ع) انشا شد و به صورت مانیفست نظری و فکری برای شیعیان درآمد.
در دوران معاصر زیارت اربعین به چه صورت درآمد؟ به دلیل تسلط حکومتهایی با تمایلات تند ناسیونالیستی، بر سر راه انجام این مراسم موانع زیادی به وجود آمد. در دوره حکومت صدام با زیارت اربعین به شدت برخورد میشد و عده زیادی از علما و مردم در این راه شهید شدند. پس از سقوط صدام، زیارت اربعین به صورت نماد قدرتمند وحدت در بین شیعیان مطرح شد و به سایر مسلمانان هم تسری پیدا کرد. صدام اساساً با هر حرکتی که به همگرایی شیعیان منجر میشد، مخالف بود. قصد اصلی او در جنگ تحمیلی هم این بود که شیعیان دو کشور را به جان هم بیندازد. سربازان شیعی در این جنگ کشته میشدند، در حالی که فرماندهان بعثی صدمهای نمیدیدند. عثمانیها هم همین کار را میکردند و این نکته نشان میدهد حکومتها کاملاً حواسشان جمع بود که چه بکنند. ما در فاصله جنگ چالدران در دوره صفویه تا جنگ ایران و عراق، ۲۵ جنگ بزرگ را پشت سر گذاشتیم و به عبارتی هر ۱۶ سال یک جنگ بزرگ داشتیم. انشاءالله که در سایه اربعین دیگر شاهد چنین وضعیتی نخواهیم بود.
اکنون این سؤال مطرح است که آیا پیادهروی اربعین میتواند احتمال وقوع جنگی دیگر در منطقه را تضعیف کند؟ بله، اگر جامعه فداکار و مؤثر در هر دو کشور آنقدر قوی و قدرتمند باشند که نشود آنها را به جنگ وادار کرد، طرف مخالف نمیتواند جنگ راه بیندازد. در سخنرانی ابومصعب الزرقاوی (روحانی متعصب سنی) آمده است: «حمله مغول باعث شد شیعیان بر سر کار بیایند و حکومت سنی در عراق سقوط کند. بعد هم از دل حکومت شیعیان، حکومت صفویها بیرون آمد. حالا هم شاهد ظهور مجدد تشیع در منطقه هستیم که باید مانع از تشکیل آن بشویم.»
من در سال ۹۴ «جای پای زینب در اربعین» را نوشتم. تا آن زمان قرار بود ۶۲ عملیات انتحاری در مسیر زائران کربلا انجام شود که از طریق پهپاد شناسایی و خنثی شد. منظورم این است که مخالفان تا این حد آماده جانفشانی برای رسیدن به اهدافشان هستند، اما دیگر هیچ حکومتی قادر نخواهد بود جلوی این حرکت عظیم را بگیرد، بنابراین اربعین در عین حال که کاهش هزینه نظامی فراوانی را برای ما به دنبال دارد، موجب گسترش منابع اقتصادی فراوان برای هر دو کشور هم خواهد شد.
پیادهروی اربعین سلایق دو ملت را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک میکند و وقتی شباهت افزایش پیدا کرد، جهان مردمان دو کشور برای یکدیگر قابل درک میشود و ضرورتی برای بهکارگیری تجهیزات نظامی نیست. در عین حال که افراطیترین نوع ناسیونالیسم عربی در عراق وجود دارد که از دل آن داعش بیرون آمد و بیشترین کسانی که در سوریه و عراق برای داعش جنگیدند، عراقی بودند، در عین حال بهترین و عزیزترین طرفداران ما هم عراقیهستند. در مراسم اربعین صحنههای شکوهمندی از این محبت و دوستی را شاهد هستیم. در پیادهروی اربعین، مردم عراق هر آنچه دارند در طبق اخلاص میگذارند تا از زوار امام حسین (ع) پذیرایی کنند. چنین فضایی را در هیچ نقطه جهان پیدا نمیکنید. پیادهروی اربعین علاوه بر زیارت سیدالشهدا (ع) ظهور انسان اربعینی با ویژگیهای بیبدیل و شگفتانگیز شایسته انسان آخرالزمانی است.
در سالی که من برای پیادهروی اربعین رفتم، گروهی از پژوهشگران دانشگاه هاروارد آمده بودند که خوشبختانه فقط توانستند از نظر کمّی به موضوع بپردازند و کیفیت محتوای قضیه را درک نکرده بودند، چون اگر سیاستمداران و روشنفکران به کنه و محتوای موضوع پی ببرند، بلافاصله ابزار تخریب و تحریف آن را تدارک میبینند، به همین دلیل من همواره دعا میکنم آنها این موضوع را درک نکنند و به تفسیر و تحلیل آن نپردازند. این خاصیت بشر است که وقتی به پدیدهای نگاه میکند و نمیتواند جایگاه رفیع آن را درک کند، سعی میکند آن پدیده را تا حد فهم و درک خودش پایین بکشد و در نتیجه، آن را خراب میکند. کسانی که نمیتوانند روح حاکم بر اربعین را درک کنند، آن را بازی سیاسی و محصول اراده جمهوری اسلامی میدانند که نهایت سادهاندیشی است.
به هر حال تاریخنگاری فعالی در دانشگاههای مختلف دنیا تحت نظارت چهرههای مهمی، چون برنارد لوئیس و دیگران در پی تحصیل و تفسیر این پدیده عظیم هستند تا به هر شکلی که شده آن را تخریب یا تضعیف کنند، بنابراین ما باید بسیار هوشمندانه عمل کنیم. همین برنارد لوئیس کتابهای متعددی را تألیف کرد و در آنها نقاط ضعف جریان اسلامگرایی سنی را نشان داد و در عین حال از چهرههای ایثارگری که در پی نجات مردم خود بودند، چهرههای تروریستی بدنام ساخت. امریکاییها و انگلیسیها در زمینه اسلامگرایی سیاسی، از این خیانتها بسیار در پرونده خود دارند، بنابراین قطعاً از کنار جریان مهمی مثل پیادهروی اربعین هم که طلیعه وحدتی بینظیر در تاریخ اسلام و تشیع است، به این سادگیها عبور نخواهند کرد.
اما برای حفظ این حرکت عظیم و مقابله با دشمنان پیگیر و پا به رکاب آن چه باید کرد؟ پیادهروی اربعین با این ظهور جدید و با این حس برادریای که بین ما و عراقیها و سایر ملل و جوامع از جمله اردن، عربستان، کویت و سوریه ایجاد کرد، این نکته را به صراحت آشکار ساخت که دیگر دولتها نمیتوانند به سادگی ملتها را به جنگ با یکدیگر وادار کنند؛ فاجعهای که از سوی القاعده و داعش رقم خورد، حاصل افراطیگریهای گسترده در مصر، عربستان، امارات و نیز تجاوز شوروی به افغانستان بود که جنگهای دیگری را در حوزه اسلام از جمله در الجزایر، بوسنی و هرزگوین رقم زد و امریکاییها توانستند بر این موج سوار شوند و جریان اسلام سیاسی سنی را منحرف سازند. به اعتقاد من، آنچه در اربعین رقم خورد که امتزاج بین جوامع مسلمان را موجب شد، به طور جدی مانع شکلگیری تخاصم بین کشورهای اسلامی خواهد شد. اربعین اثبات کرد عراقیها، لبنانیها، شیعیان عربستان و سایر کشورها قادر به ایجاد وحدتی بینظیر در کل عالم هستند. کاری که جمهوری اسلامی باید انجام بدهد این است که موانع را از سر راه شیعیان پاکستانی و هندی بردارد و امکان رسیدن آنها به این کاروان عظیم را فراهم آورد.
نکته دیگر مغتنم شمردن این فرصت تاریخی برای شکلگیری آرام اتحادیه کشورها و جوامعی است که در حوزه اربعین فعالیت میکنند. پیادهروی عظیم اربعین میتواند به صورت یک نظم بینالمللی با یک سازمان بینالمللی جدید بروز و ظهور پیدا کند، کمااینکه آرام و بیسروصدا، یک ارتش بینالمللی شیعه را ایجاد کرد. با وجود تنازعات بین کشورهای مختلف اسلامی در منطقه، خوشبختانه بین رهبران و علمای شیعه اختلاف نظری وجود ندارد که این خود نشانه عقلانیت علوی و عاشورایی است. باید تلاش کنیم این وحدت و عقلانیت حول زیارت اربعین گسترش پیدا کند، ادبیات و مفاهیم متقابل بیشتری تولید شود و از همه مهمتر توجه و هوشیاری شیعیان را در زمینه شبهاتی که دشمن ایجاد میکند، بالا ببریم و پاسخهای عالمانه و متقاعدکنندهای را ساماندهی کنیم. از یاد نبریم ناسیونالیسم افراطی به دنبال خاموش کردن این شور حسینی است، بنابراین باید فضای اقناع را ایجاد کنیم. به قول شهید مطهری: «آنها هر چند اسلام را نفهمیدند، اما کفر را خوب شناختند.»
بیتردید اصلیترین دشمن فکری ما، ادبیات ضدعاشورایی است که از کتابهای آخوندزاده شروع شد و تا دوره اخیر هم ادامه پیدا کرد. فضای قدسی اربعین را دریابیم و برای تقویت وحدتی که با لطف و عنایت خدا پدید آمده است، عملاً و با فکر، هوشیاری و اندیشه روشن، شجاعانه در میدان حضور داشته باشیم.