یکی از چالشهای مطرح درباره فلسفه امر به معروف و نهی از منکر در حال حاضر درباره معنا و تعریف معروف و منکر است. به صورت مشخص درباره مصداق حجاب در شرایط کنونی این اختلافات و مناقشات پررنگ میگردد. برخی در اینباره معتقدند که «معروف» با «واجب» فرق دارد و آن چیزی که در اسلام از این فریضه مدنظر است «امر به واجب» نیست، بلکه «امر به معروف» است. براین اساس روشن است که میان واجب و معروف تفاوتی از جنس عرف اجتماعی وجود دارد. به عبارتی لزوماً هر واجبی معروف نیست، بلکه آن دسته از واجباتی که از سوی عرف جامعه به حُسن آن اذعان وجود داشتهباشد، معروف است و ممکن است واجبهایی در دین وجود داشتهباشند که لزوماً در فضای اجتماعی به معروفبودن آن اذعان نشدهباشد، بنابراین این طیف فکری عقیده دارند که حجاب در شرایط کنونی جامعه ایران از دایره معروفها خارج شده و افکار عمومی مردم نسبت به این حکم واجب اتفاقنظر ندارند؛ لذا امر به معروف و نهی از منکر درباره حجاب واجب نیست.
این سخن آشکارا نادرست و غیرمنطبق با نظر مشهور فقها در این زمینه است. این ادعا پیامدهای خطرناکی برای جامعه خواهد داشت و جامعه را به مسیر سکولاریسم و عرفیشدن سوق میدهد. زیرا در تعامل میان دین و جامعه، دین را از موقعیت رهبری جامعه عزل کرده و عرف اجتماعی را در جایگاه هدایت و تنظیمگری رفتار مردم قرار میدهد؛ بنابراین براساس این تفکر ممکن است جامعه در مسیر تحولات ارزشی خود به نقطهای برسد که نهتنها حجاب را معروف نمیپندارد، بلکه مواردی همچون همجنسبازی را نیز منکر نمیداند و بر حمایت از همجنسبازها تأکید دارد. در این شرایط باید چه کرد؟ باید همجنسبازی را نیز به رسمیت شناخت؟!
آن چیزی که در این خصوص در ادبیات دینی ما وجود دارد، این است که معروف و منکر همان اموری هستند که شارع مقدس نسبت به آنها امر و نهی و آنها را واجب و حرام تلقی کردهاست. معروف همان واجبات دین و منکر همان محرمات الهی هستند. تنها تفاوت میان واجب و معروف و حرام و منکر در «شناختهشدن» آن مقولات از سوی مردم است؛ یعنی مردم باید نسبت به وجوب یا حرمت یک رفتار آگاهی داشته باشند تا بشود نسبت به آنها امر و نهی صورت داد. وگرنه وقتی واجب و حرام به مردم ابلاغ نشدهباشد، امر و نهی نسبت به آنها بلاموضوع خواهد بود. برای تقریب به ذهن مثالی میزنم:
فرض کنید شما به فرزندتان نگفتهاید که آداب میهمانی رفتن این است که از میزبان تشکر کنیم و بچه این را نمیداند. آن وقت شما حق ندارید فرزند را به خاطر تشکر نکردن از میزبان تنبیه کنید، زیرا اساساً بچه این رفتار درست را تشخیص نمیدهد. شما ابتدا باید این تشخیص را برای بچه ایجاد میکردید، سپس توقع آن رفتار را داشته باشید، اما اگر به فرزندتان گفتید که باید در میهمانی از میزبان تشکر کنی و بچه به شما گفت من قبول ندارم! آن وقت شما حق دارید فرزندتان را امر به این کار نمایید.
درباره واجبات و محرمات دین هم همین است. مادامی که جامعه نمیداند زنا و شرب خمر و سرقت، حرام و ممنوع هستند ما حق نداریم آنها را نسبت به این افعال امر و نهی کنیم. اساساً حقیقت ارسال رسل همین است. خداوند با ارسال پیامبران میگوید «قَد تَبَین الرُّشدُ مِنَالغَی». دین برای همین منظور برای بشر نازل شده تا مرز میان خوبی و بدی و معروف و منکر را مشخص کند. اما این سخن به معنای آن نیست که جامعه باید نسبت به واجب و محرم دین پذیرش هم داشتهباشد و اگر امری مورد پذیرش و تأیید جامعه نبود، پس معروف نیست! دلالت این سخن، غلتیدن در مسیر سکولاریسم، عرفیشدن و از میان بردن دین خواهدبود.