کوتاهی و گاهی خیانت برخی رسانههای خبری امروزی همراه با فشار تجاری شرکتهای صنعتی و اقتصادی موجب نگرانی جامعه شناسان و اندیشهورزان متعهد نسبت به فقدان اخلاقی مخرب در پوشش اخبار و موضوعات رسانهای شده است. در این رسانهها اگر احیاناً صحبتی درباره ارزشها و موضوعات اخلاقی مطرح شود، موضوع در سطحی بسیار نازل ظهور و بروز پیدا میکند.
در چنین فضایی تبلیغکنندگان محصولات مختلف، آزادی عمل زیادی دارند و با صرف هزینههای گزاف، به راحتی ارزشهایی، چون قناعت، پرهیز از مصرفزدگی و تجمل، برابری اجتماعی و تأکید بر معنویات به جای مادیات را عملاً به سخره میگیرند و به دلیل تسلط بر جاذبههای هنری و شناختن نقطهضعفهای مخاطب، ارزشهای خود را به تدریج جا انداختهاند. از نظر این شرکتهای تجاری، طبیعتاً روشنگری به دلیل توجه مخاطبان به تعارضات اخلاقی، امری مکروه و حتی حرام است و به شدت از آن گریزانند. یکی دیگر از مسائل مرتبط با ارزشهای اخلاقی، سادهسازی آنها در قالب داستانهای هیجانانگیز است و کمتر کسی به ارزشهایی، چون صداقت و رعایت عدالت در نقل مسائل توجه میکند. بسیاری از رسانهها، ارزشهای مدنظر مردم را منعکس نمیکنند که ممکن است ناشی از عدمابتکار یا اولویت دادن به منافع تجاری باشد. اخبار تجاری اساساً سطحی هستند و درک مخاطبان را از پیامدهای اخلاقی یا انفعال یا کنش ناصحیح منحرف میکنند، لذا اصحاب رسانه باید زمان بیشتری را صرف موضوعات مرتبط با مسائل اخلاقی و اجتماعی کنند. هیچ پژوهشی را در زمینه ارزشهای اخلاقی بدون تأثیر رسانهها بر آنها نمیتوان انجام داد. افراد در سنین مختلف دائماً در معرض اینستاگرام، توئیتر و سایر رسانههای اجتماعی هستند. بسیاری از والدین به شدت از تأثیر رسانهها بر ارزشها و رشد اخلاقی فرزندانشان دچار اضطراب میشوند و احساس میکنند این رسانهها مانعی جدی بر سر راه توسعه اخلاق و ارزشهای سالم هستند. مجموعهای از نظرسنجیها در برخی کشورها نشان میدهد والدین معتقدند ویژگیها و ارزشهای منفی بر رسانههای اجتماعی تسلط دارند. دوسوم از والدین در این پژوهشها معتقدند ویژگیهای منفی شخصیتی از قبیل خصومت، خشم، نفرت، نادانی و تکبر توسط رسانهها تقویت و تشدید میشوند، البته استفاده آگاهانه مبتنی بر تربیت صحیح رسانهای، به دلیل امکان برقراری ارتباط با گروههای اجتماعی، مذاهب و فرهنگ مختلف و آشنایی با شرایط جدید و ناآشنا به صورت آنلاین میتواند به افراد در هر رده سنی کمک کند که بردبارتر باشند و درک بهتری از یکدیگر پیدا کنند و همدلی در بین انسانها تقویت شود. این رسانهها به ما کمک میکنند زندگی از نگاه دیگران را نیز تجربه کنیم و به تصور واقعیتری از زندگی برسیم، اما استفاده ناآگاهانه از رسانههای اجتماعی، به خودشیفتگی افراد دامن میزند و بر تصمیمگیریهای اجتماعی تأثیر منفی میگذارد و با حساسیتزدایی، همدلی را از بین میبرد.
سؤال مهم و رایجی وجود دارد که آیا رسانههای اجتماعی و فناوری، مردم را به هم نزدیکتر یا آنها را از هم دورتر میکنند؟ پاسخ این است که میتواند هر دو باشد. دوستان و بستگانی که به هر دلیلی نمیتوانند از نظر فیزیکی در کنار هم باشند، قادرند از طریق رسانههای جمعی، ارتباطشان را حفظ کنند. از سوی دیگر افرادی که یکدیگر را نمیشناسند، در فضای مجازی، بیش از زندگی واقعی به یکدیگر بیاعتمادند. ترویج بیاعتمادی در سطح جوامع، لاجرم به تشدید اضطراب و افسردگی میانجامد و انسانها را به سوی انزوا و تنهایی دردناکی میکشاند.
در چنین فضایی والدین برای القا و حفظ ارزشهای صحیح چه کار میتوانند بکنند؟ تنها کاری که در این هجوم رسانهای از دست پدر و مادرها برمیآید، این است که به فرزندان خود کمک کنند واقعی را از تقلبی تشخیص دهند. ممنوع کردن شبکههای اجتماعی برای فرزندان نتیجه معکوس دارد، البته هنوز هم والدین نفوذ زیادی در زندگی فرزندانشان دارند، اما احساس میکنند بخش زیادی از این نفوذ را از دست دادهاند.