سارق حرفهای که سال ۹۸ پس از سرقتهای سریالی توبه کردهبود، در بازجوییها مدعی شد وقتی شاه دزدی به اموال او دستبرد زده، توبهاش را شکسته و با تشکیل باند دوباره دست به سرقت زدهاست. اوایل پاییز سال قبل، مأموران پلیس با سرقتهای سریالی از خانههایی در خیابانهای شمالی تهران روبهرو شدند که بررسیها حکایت از آن داشت سرقتها از سوی سارقان حرفهای صورت میگیرد.
یکی از شاکیان گفت: «همراه خانوادهام به مسافرت رفتهبودیم و وقتی پس از چند روز به خانهمان برگشتیم، با صحنه عجیبی روبهرو شدیم. وسایل خانه همه به هم ریختهبود که نشان میداد سارقانی به خانهام دستبرده زدهاند. وقتی خانه را بررسی کردیم، متوجه شدیم سارقان از طریق بالکن و تخریب قفل پنجره آن وارد خانهمان شدهاند و تمامی طلاها، پولها، وسایل عتیقه و قیمتی را سرقت کردهاند.»
مأموران پلیس پس از طرح شکایتهای مشابه دریافتند سارقان بالکن رو هستند و در تمامی سرقتها سه مرد نقابدار با تخریب قفل در بالکن وارد خانه میشوند و اموال قیمتی را سرقت میکنند.
سارقان سال ۹۸
بررسی دوربینهای مداربسته نشان داد سه مرد سارق از نظر جثه و قیافه شبیه سه سارقی هستند که در سال ۹۸ دست به سرقتهای سریالی از خانههای شمال و شمال غرب تهران زدهبودند. همچنین مشخص شد سارقان سال ۹۸ به همان شیوه بالکنرو سرقت میکردند، اما پس از مدتی دست از سرقت میکشند و الان دوباره سرقتهای خود را آغاز کردهاند.
آخرین سرقت
پس از این، مأموران تحقیقات گستردهای را برای شناسایی سارقان بالکنرو آغاز کردند، اما از آنجایی که سارقان حرفهای بودند و در تمامی سرقتها ماسک به صورت داشتند، هیچ ردی از خود به جا نگذاشتهبودند. در حالی که هر روز به تعداد شاکیان افزوده میشد، زن جوانی با اداره پلیس تماس گرفت و اعلام کرد سارق منزلی را هنگام فرار دستگیر کردهاند.
وی گفت: «ساعتی قبل همراه همسرم از مهمانی به خانه بر میگشتیم که دیدیم دو مرد نقابدار وارد بالکن خانه همسایهمان شدند. ما شروع به داد و فریاد کردیم و سارقان با دیدن ما از ترس به پایین پریدند که یکی از آنها پایش آسیب دید و ما او را دستگیر کردیم، اما نفر دوم با نفر دیگری که داخل کوچه زاغزنی میکرد، فرار کردند.»
اعتراف
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران پلیس راهی محل شدند و متهم را دستگیر و به بیمارستان منتقل کردند. بررسیها نشان داد سارق دستگیرشده یکی از اعضای همان باند سه نفرهای هستند که حدوداً از یک سال قبل دست به سرقتهای سریالی میزنند.
متهم در بازجوییها دو همدست خود را به نامهای ستار و بهمن به پلیس معرفی کرد و مأموران هم خیلی زود دو همدست وی را بازداشت کردند. متهمان پس از اعتراف به سرقتهای سریالی برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی دادسرای ویژه سرقت در اختیار مأموران پلیس قرار گرفتند.
شاه دزد
سرکرده باند به نام اردلان در بازجوییها ادعا کرد پس از سرقتهای سریالی در سال ۹۸ توبه میکند و سرقت را کنار میگذارد، اما وقتی شاهدزدی به اموال سرقتی او دستبرد میزند، توبهاش را میشکند و دوباره باند را تشکیل میدهد و دست به سرقتهای سریالی میزند.
اردلان سابقه داری؟
بله
از چه سالی شروع به سرقت کردی؟
واقعیتش چند سال قبل از شهرستان برای کار به تهران آمدم. در بازار باربری میکردم، اما درآمد کمی داشتم تا اینکه متوجه شدم تعدادی از همشهریانم در تهران سرقت میکنند و وضع مالیشان خوب شدهاست. وسوسه شدم و همراه دو نفر از دوستانم به نام بهمن و ستار تصمیم گرفتیم از خانههای شمال تهران سرقت کنیم. ما از سال ۹۸ سرقتهایمان را شروع کردیم و از همان ابتدا هم از طریق بالکن وارد خانهها میشدیم و دست به سرقت میزدیم.
چه شد که در آن سال سرقت را کنار گذاشتی؟
ما سرقتهای زیادی انجام دادیم و وضع مالیمان خوب شد و بعد هم تصمیم گرفتیم دور خلاف را خط بکشیم تا زندگی آرامی داشتهباشیم. از طرفی هم شناسایی و دستگیر نشدهبودیم و خوشحال بودیم که وضع مالیمان خوب شده و نیازی به پول نداریم و به همین خاطر سه نفری تصمیم گرفتیم سرقت را کنار بگذاریم و توبه کردیم.
چرا توبهات را شکستی؟
وقتی شاهدزدی به اموال سرقتی من دستبرد زد و همه سرمایهام را از دست دادم، توبهام را شکستم. از طرفی دوستانم به مشکل مالی برخوردند.
درباره شاه دزد توضیح بده؟
یک سال قبل با دختر جوانی به نام شهلا آشنا شدم و قرار شد با او ازدواج کنم. من عاشقبودم و تمام زندگیام را برای او تعریف کردهبودم و حتی او خبر داشت که من چقدر طلا و پول پسانداز دارم. من تمامی طلاها و پولهایم را مخفی کردهبودم که مدتی بعد متوجه شدم همه سرقت شدهاست. پس از این، شهلا هم ناپدید شد و من فهمیدم او محل نگهداری طلاهایم را فهمیده و همه را سرقت کردهاست.
تنهایی سرقت کردهبود؟
نه او با پسر جوانی ارتباط گرفتهبود و شبی که من در خانه نبودم، همراه او به خانهام آمده و سرقت کردهبود.
چرا شکایت نکردی؟
نمیشد به اداره پلیس بروم و بگویم شاهدزدی به دزد حرفهای دستبرد زدهاست.
دوستانت چه مشکلی داشتند؟
یکی از آنها میخواست خواهرش را عروس کند و برای تهیه جهاز خواهرش به پول نیاز داشت و همدست دیگرم پدرش بیمار بود.