در روزهای اخیر بحث نرخ خوراک گاز صنایع داغ شده است. با وجود ابطال کلی مصوبه دولت در زمینه نرخ خوراک و لزوم جایگزین شدن مصوبه جدید، دولت در جدیدترین اقدام خود با تعیین نرخ دوباره ۷هزار تومانی برای خوراک گاز پتروشیمی نشان داد به دنبال هدفمندسازی یارانههای انرژی در صنعت است، با این حال روز یکشنبه، نامه۱۷ مرداد از طرف رئیس مجلس در فضای مجازی منتشر شد که محتوای نامه، بازگشت نظر مقدماتی هیئت بررسی و تطبیق مصوبات دولت با قوانین بوده است که در آن به استناد ماده یک قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت، قیمتگذاری نرخ خوراک گاز و خوراک مایع تحویلی بر رقابتپذیری محصولات تولیدی صنایع مربوط تأکید کرده است و همچنین به استناد ماده یک قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار با هدف قیمتگذاری با محوریت مزیت نسبی قیمتها نسبت به محصولات مشابه بینالمللی اشاره کرده و در آن بر اصلاح مصوبه دولت تأکید داشته است که دولت نیز در پاسخ به درستی، نرخ خوراک گاز پتروشیمیها را بار دیگر با نرخ ۷هزار تومانی تصویب کرده است.
اما طبق نظر رئیس مجلس احتمالاً نرخ ۷هزار تومانی مشکلی داشته و نسبت به رقابتپذیری صنعت و همچنین مزیت نسبی صنایع ایران مخالف بوده است، اما آیا واقعاً نرخ ۷هزار تومانی خلاف رقابتپذیری صنعت و مخالف مزیت نسبی صنایع ایران بوده و این گزاره آیا واقعاً درست است؟
مسئله اصلی در تعیین رقابتپذیری و مزیت نسبی صنایع ایران نه قیمت انرژی دریافتی بلکه خلق ارزش و همچنین ارزش افزوده تولیدی صنایع ایران است. با همه این موارد، اما قیمت گاز دریافتی صنایع ایران نیز بسیار پایین و حدود ۱۰ سنت است. نرخ قیمتی برای خوراک گاز یا احتساب عوارض و هزینههای جانبی حدود ۲۰ سنت است که تنها تعیینکننده قیمت برای استفاده پتروشیمیهای خوراک گازی از گاز به عنوان خوراک است. با احتساب قیمت سوخت صنایع که همواره ضریبی از نرخ خوراک بوده است و بسیار پایینتر از نرخ خوراک تعیین میشود و همچنین میزان مصرف گاز به عنوان سوخت در دیگر صنایع حتی صنعت پتروشیمی کشور، نرخ گاز تحویلی به صنایع در مجموع زیر ۱۰ سنت خواهد بود که ارزانترین گاز در بین کشورهای صنعتی منطقه نظیر ترکیه با گاز مترمکعبی ۴۵ سنت و حتی هابهای جهانی است، بنابراین نرخ گاز صنایع در ایران نه تنها با احتساب نرخ خوراک گاز ۷هزار تومانی بالا نیست بلکه بسیار پایین و کاملاً بر مبنای رقابتپذیری و افزایش تولید صنعتی است، بنابراین به زعم خبرگان، گزاره رئیس مجلس در برگشت نامه به رئیسجمهور در رابطه با غیررقابتی بودن نرخ ۷هزار تومانی نرخ خوراک پتروشیمیها وارد نیست و گاز صنایع در ایران بسیار پایین و کاملاً بر مبنای رقابتیبودن صنایع تعیین میشود.
از طرف دیگر باید اشاره کرد که اعطای بدون قید و شرط یارانه انرژی کاملاً غلط است و باید به سمت اصلاح این روند برویم، زیرا اعطای بدون قید و شرط یارانه انرژی نظیر آنچه به شکل قیمت گاز بسیار ارزان به صنایع داده میشود، موجب خواهد شد بدون توجه به توسعه زنجیره ارزش، صنایع ما به سمت خامفروشی صنعتی بروند و این روند به معنای گرفتاری کشور در تله انرژی مجازی و صادرات انرژی ارزان صنعتی به جای خلق ارزش حاصل از محصول تولیدی خواهد بود. تله انرژی مجازی در صنعت متانولی کاملاً برقرار است و این صنعت گرفتار خامفروشی بسیار بالایی است که ضربه بسیار بدی به کشور نیز وارد کرده است.
رقابتپذیری به معنای دریافت رانت انرژی نیست
مهدی هاشمزاده، مدیر گروه انرژی اندیشکده ماهد در رابطه با نرخ ۷هزار تومانی نرخ خوراک گاز پتروشیمیها به «جوان» میگوید: «نرخ ۷هزار تومانی خوراک گاز پتروشیمیها اصلاً ملاکی برای گاز صنایع نیست و تنها کمتر از ۲ درصد از کل گاز کشور با این قیمت محاسبه خواهد شد و گاز صنایع بخش مولد اقتصاد کشور ما کاملاً بر اساس نرخ دیگری محاسبه خواهد شد. تنها دو شاخه پتروشیمی، یعنی متانول و اوره خوراک گازی دریافت خواهند کرد و کل صنعت سوخت گازی دریافت خواهد کرد که قیمت آن بسیار پایینتر از نرخ خوراک گاز پتروشیمی است.»
وی میافزاید: «قیمت و نرخ گاز تحویلی به صنایع در ایران بسیار پایین و رقابتی است، اما این پایین بودن قیمت نیز خود به پاشنه آشیل صنعت ما تبدیل شده است و به جای توسعه و تکمیل زنجیره ارزش با سودهای حاصل از اعطای یارانه انرژی ارزان، به سمت خامفروشی حرکت کردهایم که باید این وضعیت متوقف شود. رقابتپذیری به معنای دریافت رانت انرژی نیست، به جای تمرکز بر گاز ارزان باید بر خلق ارزش و تکمیل زنجیره ارزش روی بیاوریم.»
هاشمزاده تصریح میکند: «کشورمان به عنوان یکی از کشورهای دارای ذخایر قابل توجه گاز طبیعی، به تدریج به سمت افزایش زنجیره ارزش پتروشیمیهای خوراک گاز، به ویژه متانول حرکت کرده است. در حال حاضر بزرگترین فروشنده متانول خام هستیم و عمدتاً بیش از ۹۵ درصد از تولید متانول خود را به عنوان یک محصول خام و کم ارزش صادر میکنیم. این رویکرد اگر چه از نظر اقتصادی نگرانکننده است، اما به چالش اصلی صنعت پتروشیمی کشورمان تبدیل شده است. در سال گذشته ۲/۱ میلیارد دلار خوراک گاز را با قیمت سرسامآور ۵ هزار تومان در هر واحد به شرکتهای پتروشیمی فروختیم که منجر به اختلاف قیمت قابل توجهی شد. ارزش صادرات این شرکتها حدود ۲/۱ میلیارد دلار بود. اگر ایران در عوض این گاز اعطایی به شکل رانت، خوراک را با حداقل قیمت گاز صادر میکرد، میتوانست تقریباً ۳ میلیارد دلار درآمدزایی داشته باشد که ۸/۱ میلیارد دلار اضافی در درآمد ملی کسب میکرد.»
این کارشناس انرژی در رابطه با اصلاح روند خامفروشی متانول تصریح میکند: «خامفروشی متانول و اعطای یارانه انرژی ارزان باید مشروط به سرمایهگذاری مستقیم در توسعه زنجیره ارزش باشد. در غیر این صورت، توقف فروش متانول خام و گسترش تجارت گاز ضروری است که به طور بالقوه میتواند بیش از ۵/۲ برابر درآمد فعلی دولت را به همراه داشته باشد. این تصمیم راهبردی میتواند اهداف اقتصادی ایران را با منابع گاز طبیعی فراوان آن همسو کند و در نهایت به آیندهای باثبات و مرفه منجر شود. وضعیت فعلی صنعت متانول ایران بر نیاز مبرم به اصلاح یارانه انرژی تأکید دارد.»
هاشمزاده خاطرنشان میکند: «یک راهحل بالقوه میتواند پرداخت مشروط یارانه ارزان انرژی در یک دوره سه ساله باشد. این امر به تولیدکنندگان متانول انگیزه میدهد تا زنجیره ارزش خود را متنوع کنند، وابستگی به فروش متانول خام و اجاره خوراک را کاهش دهند و ایجاد ارزش اقتصادی را تقویت کنند. چندین محصول پاییندستی در زنجیره ارزش متانول ارزشافزوده قابل توجه و بالاتری نسبت به خود متانول دارند و در کشورهای همسایه تقاضای بالایی دارند. کشورمان با تأمین این بازارها نه تنها میتواند نیازهای آنها را تأمین کند بلکه سودآوری خود را نیز به میزان قابل توجهی افزایش دهد. این اقدامی استراتژیک است که نیازمند بررسی و برنامهریزی دقیق است، اما میتواند راه را برای آیندهای پایدارتر و شکوفاتر برای صنعت پتروشیمی کشورمان هموار کند.»