دکتر حسن انصاری در کانال تلگرامی خود نوشت: اینترنت و فضاهای مجازی و قبل از آن رسانههای مختلف از آغاز دوران انتشار روزنامهها و جریدههای اجتماعی و سیاسی تا امروز تغییری اساسی در نظام مرجعیتهای علمی و اجتماعی ایجاد کرده است. یکی از پیامدهای آن هم این بوده که دیگر تنها مدرسه و در دوران جدید دانشگاه نیست که مرجع تولید فکر است، بلکه فراخور سطوح مختلف اجتماعی ما با منابع گوناگون تولید و تغذیه فکری سر و کار داریم. امروزه فضاهای مجازی مکانهایی است برای تبادل و بحث و نظر درباره همه مسائل و این خود گاهی ممکن است موجب شود تخصص معنی خود را از دست بدهد یا با تصوری غلط از اهمیتش در میان طبقاتی کاسته شود.
در غرب با وجود انواع متفاوت امکانات رسانهای و مجازی و امکان تبادل آرا در انواع و سطوح مختلف، دانشگاه تنها نهادی است که اتوریته مطلق علمی خود را همچنان حفظ کرده است. ممکن است درباره هر مسئلهای صدها اظهارنظر ریز و درشت و در سطوح مختلف رسانهای و مجازی ابراز شود، اما محک اصلی و معیار علمی بودن همچنان نهاد دانشگاه است. در محیطهای رسانهای و روزنامهای و حتی روشنفکری ممکن است بحثهای علمی با اهداف متفاوت سیاسی و انگیزههای مختلف حزبی یا ایدئولوژیک به سطح آید، اما در نهایت به دلیل وجود و حضور قوی آنچه من آن را «جامعه علمی معیار» میخوانم محک درستی برای تشخیص و داوری علمی وجود دارد.
در ایران ما متأسفانه در جهت تقویت جامعه علمی معیار و نهاد مستقل دانشگاه تلاش زیادی نکردهایم. بسیاری از تولیدات علمی ما خارج از نهاد دانشگاه شکل میگیرد و در علوم انسانی مرز میان مباحث رسانهای و روشنفکری با مباحث دانشگاهی و آکادمیک کاملاً روشن نیست. بنابراین بسیاری از مباحث و از جمله مباحث تاریخی در فضاهای غیر دانشگاهی و از جمله رسانهای و با انگیزههای تحزبهای ایدئولوژیک، قومی یا روشنفکری مجال بحث و گفتگو پیدا میکند. این امر به خودی خود میتواند امر مبارکی باشد به شرط آنکه اتوریته علمی دانشگاه و اهمیت تخصص علمی را از میان نبرد و آن را تحتالشعاع خود قرار ندهد.
در بسیاری از مسائل دینی و ملی این روزها شاهد بحثهایی در فضاهای رسانهای و مجازی هستیم که طبقات مختلف و سطوح گوناگون اجتماعی را درگیر خود کرده است. این مسئله پدیده خوب و مبارکی است، اما باید بدانیم در نهایت اتوریته نهاد دانشگاه و جامعه علمی در هر تخصصی لازم است تا به عنوان معیار و محکی برای داوری در این بحثها مورد مراجعه قرار گیرد. در فضای بحثهای نواندیشان دینی به طور مشخص شاهد آن هستیم که بحثهای استحسانی رسانهای و روزنامهای گاهی جای بحثهای دانشگاهی را گرفته. در بحثهای تاریخی و بحث از هویت ملی و دینی یا موضوعات مرتبط با ایران پیش از اسلام هم در فضاهای مجازی شاهد اظهار نظرهایی با انگیزههای مختلف هستیم که متأسفانه بسیاریشان پشتوانه علمی ندارند و از آن تأسف بارتر اینکه بسیاری در این میان به مرجعیت نهاد دانشگاه و تخصص علمی تن نمیدهند. چنین است که در سالهای اخیر گاه نویسندگانی بیرون از دانشگاه و به دلایل غیر علمی توانستهاند مرجعیت و پایگاهی اجتماعی برای خود دست و پا کنند که نمره علمی نوشتههایشان بسیار پایین است.
در ضعف یا فقدان چنین جامعه علمی معیار مرز گفتارهای علمی و غیرعلمی مخدوش میشود و سوگیریهای مرتبط با گرایشهای سیاسی و پسندهای عمومی برخاسته از موجهای رسانهای و سیاسی با میدانداری رسانههای جهتدار حرف اول را میزند. نگرانی واقعی اینجاست. وقتی روشنفکرانی صاحبنام موازین پژوهش و نظریهپردازی را در عرصه دینپژوهی و تاریخنگاری اندیشه و مباحث علمی و پژوهشی نادیده میگیرند روشن است که الگوی غلطی به نو رسیدگان مدعی القا میشود که پژوهش علمی آکادمیک و انتقادی را جدی نگیرند و صرف تحسینهای عمومی را که با موجی رسانهای و تبلیغاتی میآید و با موجی دیگر میرود و در افقها ناپدید میشود، جانشین جهد علمی قلم ببرند؛ سهل است به ناقدان اعتراض کنند که چرا به این پریشانگوییها در عرصه دین پژوهی و اندیشه انتقاد دارید؟ نه آیا در برابر این موج پرگوییهای دوپینگ شده رسانههای سیاسی زده که فرهنگ «نکتهپرانی» و انشاءنویسی و مزاجگویی و خوارشماری مطالعات تخصصی را دامن میزنند وظیفه اهالی اقالیم علم و تخصص است که همگان را در عرصه فکر و قلم به ضرورت مرجعیت «جامعه علمی معیار» دعوت کنند؟