عدم همکاری با امیدها داستان تازهای نیست. عنایتی امروز با معضلی دست و پنجه نرم میکند که چالش اصلی همه مربیانی است که پیش از او سکان هدایت امیدهای ایران را در دست داشتند. سرمربیان تیمهای لیگ برتری در حالی با حضور بازیکنان خود در اردوی تیم ملی فوتبال امید موافقت نمیکنند که فرداروز اگر خود سکان هدایت این تیم را در دست بگیرند، انتظار همکاری و تعامل باشگاهها را دارند. این همان تناقض آشکاری است که باعث شده امیدهای ایران نتوانند آنطور که باید نتیجه بگیرند و سالهاست که ناکام ماندهاند!
البته نمیتوان تقصیر همه ناکامیها را به گردن باشگاهها انداخت و فدراسیون نیز با اهمالکاری در انتخاب سرمربی و از دست دادن زمان نقش پررنگی در نتایج رقم خورده دارد. از دست رفتن زمان از یکسو و عدم برنامهریزی مناسب از سوی دیگر باعث میشود تا تیم امید و باشگاهها رودرروی هم قرار بگیرند و عدم تعامل آنها مانع از کسب موفقیت شود.
باشگاهها روزهای حساسی را پشت سر میگذارند و روزهای نخست تمرینات برای آنها اهمیت زیادی دارد، چراکه تا زمان آغاز لیگ فرصت چندانی نیست و فصل بدنسازی اگر آنطور که باید پشت سر گذاشته نشود، تیم تا پایان فصل نمیتواند عملکرد قابل قبولی ارائه دهد. اما امیدها نیز زمان زیادی برای رسیدن به آمادگی و هماهنگی لازم ندارند. از دست رفتن زمان به واسطه تعلل در انتخاب سرمربی باعث شده دست عنایتی جهت برنامهریزی برای برپایی اردوهای تدارکاتی بسته باشد و حالا تنها همین چند روز را برای آمادهسازی شاگردانش فرصت دارد و بس. درست زمانی که باشگاهها قرار است تمرینات خود را استارت بزنند و همین تداخل باعث شده شاهد عدم همکاری مربیان با امیدها باشیم. مسئلهای که نه فقط دلخوری بین کادر فنی امید با باشگاهها را به دنبال دارد که مانع از ایجاد هماهنگی بین بازیکنان این تیم میشود. حال آنکه اگر تکلیف این تیم اندکی زودتر روش میشد، امروز عنایتی ناچار نبود برای در اختیار داشتن بازیکنانش مقابل باشگاهها سرخم کند و دستآخر نیز با پاسخ منفی آنها مواجه شود. هرچند که عدم برخورد جدی فدراسیون و نبود قانونی منطقی در این زمینه نیز مزید بر علت شده است.