محمدمنان رئیسی در کانال شخصی خود در پیامرسان ایتا نوشت: در ادبیات محاورهای وقتی که میخواهیم از محل سکونت خود صحبت کنیم از واژه منزل استفاده میکنیم، مثل این جملات: بفرمایید منزل خدمتتان باشیم، منزل خودتان است، اما معنای لغوی منزل چیست؟ لغتنامهها منزل را چنین تعریف کردهاند: «جای فرودآمدن، لیکن اکثراً به معنی جایی مستعمل است که مسافران به جهت خواب و آرام در آن فرود آیند»، یعنی دقیقاً شبیه همین کارکردی که این روزها خانههای ما دارند؛ مکانی برای محل فرود موقت و خواب شبانه برای ما مسافران معابر و خیابانهای شهرها و نه مکانی برای زندگی با تمام ابعاد و وجوه مختلف آن.
این تقلیل کارکرد خانه از محل زندگی به مکان صرفاً خواب، از نتایج مانیفست معماری و شهرسازی مدرن و تفکیک شهر به سه پهنه مجزا برای اقامت، کار و تفریح است، به نحوی که مسکنی که تا قبل از آن، هم محل اقامت بود و هم محل کار و تولید و هم محل تفریح، به منزلی برای صرفاً اقامت و خواب شبانه فروکاهیده شد و بدیهی است که مکانی که صرفاً محل خواب است، دیگر نه نیازی به حیاط دارد و نه احتیاجی به حوض و درخت. همین قوطی کبریتهای کپسولی که در کلانشهرها میسازیم، به خوبی از عهده وظیفه خواب کردن ما برمیآیند، اما برخلاف منزل که مکان نزول موقت است، مسکن به معنای محل سکون و قرار است، چنانچه قرآن کریم نیز از واژه مسکن به عنوان خانه تراز تعبیر میفرماید: لَقَدْ کَانَ لسَبَإٍ فی مَسْکَنهمْ آیَة جَنَّتَان عَنْ یَمینٍ وَشمَال (سبا/۱۵) و در جای دیگر، صفت خانه مطلوب را سکن معرفی میفرماید: وَاللهُ جَعَلَ لَکُمْ منْ بُیُوتکُمْ سَکَنًا (نحل/۸۰).
فروکاهی مسکن به منزل، سبب تهی شدن خانه معاصر از تمام کارکردهای سابقش شده است. تربیت کودکان را به مهدکودکها و کودکستانها و میهمانداری را به کافهها و رستورانها و تفریح را به پارکها و شهربازیها سپردیم. همانطور که مجالس عقد و عروسی را به تالارها و حتی پرستاری از بزرگترها را به خانههای سالمندان واگذار کردیم. این تهی شدن خانه از همه ابعاد و وجوه زندگی و تقلیل آن به پوستهای کپسولی برای صرفاً خواب از نتایج راهبری زغن (گنجشک سیاه) معماری و شهرسازی معاصر است که منازل ما را به مرزغن (گورستان) برای ما مردگان سبک زندگی معاصر تبدیل کرده است: هر که را راهبر زغن باشد/ منزل او به مرزغن باشد.