کد خبر: 1168796
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۴۰۲ - ۰۴:۴۵
دیپلمات ایرانی از جزئیات اسارت خود روایت می‌کند
اسدی: زندانبان‌ها می‌گفتند خودکشی کن! من ۴۵ بار قرآن ختم کردم اسدالله اسدی، دبیر سوم سفارت ایران در اتریش پس از پنج سال بازداشت غیرقانونی به ایران برگشت. اسدی طی این سال‌ها به دست دولت بلژیک به شیوه‌های مختلف شکنجه شد، اما هیچ گاه در این مسیر ضعفی از خود نشان نداد.

به گزارش فارس، خاطرات اسدی را که مرور کنید حس می‌کنید عزت‌الله شاهی دوباره در تاریخ تکرار شده است. اسدی با همان تیزهوشی، کیاست و مقاومت عزت الله شاهی در برابر شکنجه تاب آورد و در نهایت با سربلندی از چنگال ظالمان خلاص شد.
دبیر سوم سفارت ایران در اتریش زمانی که در یکی از اتوبان‌های آلمان به سمت محل مأموریت خود در بلژیک در حرکت بود، به صورت خشونت‌آمیزی توسط مأموران امنیتی متوقف و به همراه خانواده و فرزند خردسال خود دستگیر شد. این دستگیری خلاف کنوانسیون‌های بین‌المللی بود و مصونیت دیپلماتیک اسدی را نقض کرد.
تفهیم اتهام ابتدا صورت نگرفت و حتی هنگام بازداشت هیچ برگه‌ای به امضای او و خانواده‌اش نرسید که چه وسایلی به همراه داشته‌اند. وی چند ماه اول بازداشت بدون هیچ دلیلی در یک بیمارستان روانی حبس شد. اسدی دیپلمات باسابقه‌ای بود و توجیه بود در چنین شرایطی چگونه رفتار کند، پس هیچ رفتار خارج از چارچوب دیپلماتیک حتی هنگام دستگیری از خود بروز نداد تا بهانه‌ای برای طرف مقابل ایجاد نشود، با این حال مأموران امنیتی او را در یک بیمارستان روانی حبس کردند. پزشکان پس از گذشت چند ماه به صورت مکرر گزارش سلامت روانی او را تأیید کردند تا اینکه دیپلمات کشورمان به یک زندان معمولی منتقل شد.
آنطور که همسر اسدی در صفحه فضای مجازی خود درباره شرایط زندان نوشته است، ماه‌های اول این زندان نیز چندان خوشایند نبود: «هیچ زندانی‌ای باور نمی‌کرد که من ۲۰روز در بونکر نگهداری شده‌ام. بدترین افراد، چند شب در بونکر نگهداری می‌شدند و مجدداً به سلول خود باز می‌گشتند. در تمام ۲۰روز اجازه هواخوری جمعی به من داده نشد. در بونکر تمام وسایلم را پشت در گذاشتند، به جز یک عدد تشک پلاستیکی، یک پتو و یک توالت فرنگی هیچ چیز نبود و کف و سقف با کاشی و سرامیک بدرنگ پوشیده شده بود، به نحوی که آن را به یک غسالخانه شبیه کرده بود.»
خودکشی کن!
آنگونه که خود اسدی در دیدار‌های محدود با کنسول ایرانی در زندان نقل کرده و در اسناد وزارت خارجه ایران نیز ثبت شده است، از همان ابتدا مسئولان امنیتی و زندانبان‌ها تلاش کردند به او القا کنند خودکشی کند. بار‌ها عنوان «خودکشی» در گفتگو‌های مسئولان زندان با او مطرح می‌شود تا ذهن او به سمت این اقدام جهت‌دهی شود، اما اسدی متفاوت عمل می‌کند.
اولین خواسته اسدی از مسئولان زندان یک جلد قرآن مجید بود؛ قرآنی که طی پنج سال حبس غیرقانونی همراه و همدم او شد. اسدی در روز‌های پایانی این گروگانگیری بین‌المللی برای چهل‌وپنجمین بار ختم قرآن کرد و با لطف خدا توانست از چنگال ظالمان خلاص شود. اسدی می‌گوید در تمام این روز‌ها فهم جدیدی از قرآن برایش رقم خورد و این حبس از این جهت مایه برکت بود.
شکنجه‌های جدید
اسدی شرایط شکنجه خود در زندان را اینگونه تشریح کرده است: شکنجه در جایی که من حبس شده بودم، از جنس شکنجه‌های قدیمی نبود. آن‌ها می‌دانستند روح انسان از هر چیزی باارزش‌تر است. آن‌ها به دنبال نابودی روحی من بودند، البته شکنجه‌های جسمی را هم به بهانه‌های مختلف انجام می‌دادند، مثلاً زمستان‌های آنجا بسیار سرد است و زندانبان‌ها برای آنکه مرا اذیت کنند، در سرمای سخت آنجا گرمایش سلول مرا قطع می‌کردند و من در سرما دچار مریضی می‌شدم یا شب‌ها هر ۱۵ دقیقه یک بار چراغ سلول را به بهانه بازرسی روشن می‌کردند و عملاً مانع خواب من می‌شدند، اما اصل ماجرا شکنجه روحی بود. ناامید کردن و القای یأس برای خودکشی، محروم کردن من از شنیدن صدای خانواده‌ام و امکان‌نداشتن ملاقات با خانواده‌ام ضربه‌های روحی‌ای بود که آن‌ها دنبال می‌کردند. آن‌ها به من می‌گفتند اگر خانواده‌ات برای دیدنت بیایند آن‌ها را هم دستگیر می‌کنیم در حالی که طبق قوانین بین‌المللی این حق هر زندانی است که بتواند با خانواده خود ملاقات کند.
با این حال، اسدی یک راهبرد داشت و آن اینکه در تمام این مدت تلاش کرد تمام اطرافیان خود را از زندانبان گرفته تا زندانیانی که هر از گاهی در هواخوری‌ها ملاقات می‌کرد، به اسلام دعوت کند و حتی آن‌هایی را که قصد خودکشی داشتند، از انجام این کار منصرف کند.
گیاه‌خواری برای پرهیز از حرام‌خواری
تغذیه این آزاده سرافراز کشورمان هم ماجرای مفصلی دارد. زندان‌های مهم دنیا مدعی هستند دو نوع تغذیه دارند: یکی برای افراد عادی و دیگری برای مسلمان‌ها که غذای حلال است. بنا به گفته اسدی پس از گذشت مدتی از انتقال او به زندان جدید، او شرایط تغذیه خود را پیگیری می‌کند تا غذای حلال در اختیارش قرار گیرد. او می‌گوید من به مرور متوجه شدم، غذایی که در اختیارم قرار می‌دهند از همان غذایی است که در اختیار دیگر زندانی‌ها هم قرار گرفته است. پاسخ مسئولان زندان به اعتراض اسدی این است که تمام زندانیان آن زندان غذای حلال دریافت می‌کنند.
اسدی، اما سابقه زندگی در کشور‌های اروپایی را داشت و می‌دانست که هر پرس غذای حلال حداقل سه تا پنج یورو گران‌تر از غذای معمولی است و برای یک زندان هیچ توجیهی ندارد که به خاطر چند زندانی مسلمان به کل زندان چنین هزینه‌ای تحمیل شود. دیپلمات کشورمان در این مقطع یک تصمیم سخت می‌گیرد و آن اینکه گیاه‌خواری را برای اطمینان از حلال بودن غذای خود انتخاب می‌کند.
تغذیه طاقت‌فرسا، شکنجه‌های روحی و جسمی و شرایط سخت زندگی در زندان در نهایت اسدی را دچار مشکلات جسمی می‌کند. اسدی در طول این مدت سه بار دچار حمله قلبی و چندین مرتبه دچار بیماری‌های پوستی می‌شود، اما مسئولان زندان چندان اعتنایی به بیماری‌های او نداشتند. اسدی می‌گوید در یک نوبت که او دچار بیماری پوستی شده بود، دکتر زندان به بهانه‌های مختلف از معاینه او امتناع کرده است. در نهایت پس از ۱۰۰ روز دکتر او را معاینه می‌کند و یک هفته بعد نیز داروی مختصری در اختیار او قرار می‌گیرد.
دردسر‌های ملاقات!
ماجرای ملاقات‌های اسدی در این ایام هم جور دیگری موجب آزار و اذیت او می‌شد. اسدی روایت می‌کند، هر ملاقاتی که توسط مسئولان دستگاه دیپلماسی کشورمان برقرار می‌شد به شدت محدود و تحت کنترل برگزار می‌شد. مسئولان زندان پس از هر بار ملاقات تمام لباس‌های او را تحویل می‌گرفتند و به بهانه اینکه شاید چیزی تحویل گرفته باشد یا وسیله‌ای پنهان کرده باشد، مدت‌ها او را لخت در سلول رها می‌کردند.
اسدی در تشریح این وضعیت خود می‌گوید: من بار‌ها به این رفتار آن‌ها اعتراض کردم و حتی به کنایه به آن‌ها گفتم اگر بخواهید من می‌توانم افراد متعددی را در همین زندان برای‌تان مثال بزنم که گردش مالی مواد مخدرشان در ماه بالای ۱۵ هزار یورو است، ولی من که زیر نظر شما و با حضور مترجم و نگهبان ملاقات دارم، چگونه می‌توانم چیزی دریافت کرده باشم؟ اما این حرف‌ها هیچ تأثیری نداشت.
آزاده سرافراز کشورمان نقل می‌کند پس از مدتی فهمیدم این ملاقات‌ها هم چندان تأثیری در روند پرونده من ندارد و من تقریباً امیدی به این ماجرا‌ها نداشتم و از طرفی نوع برخورد زندانبان‌ها پس از هر ملاقات باعث شد تصمیم بگیرم دیگر هیچ ملاقاتی انجام ندهم. مسئولان وزارت خارجه هم وقتی درخواست ملاقات می‌دادند، به آن‌ها می‌گفتم هیچ چیزی از پرونده خودم نمی‌خواهم بدانم، شما بروید و هر کاری که می‌توانید انجام دهید، لازم نیست من را در جریان بگذارید.
جانباز پرافتخار کشورمان می‌گوید: مسئولان وزارت خارجه در ملاقات‌های اول نگران روحیه من بودند، اما من همان جلسه اول به آن‌ها گفتم که من پیرو اباعبدالله‌الحسین (ع) هستم و به آن‌ها گفتم شما نگران من نباشید. من می‌دانم چگونه اینجا با خدای خود خلوت و شرایط را تحمل کنم.
اسدالله اسدی یک سال پایانی حبس غیرقانونی خود را بدون هیچ ملاقاتی حتی با رئیس زندان گذراند.
ماجرای پرونده اسدی چه بود؟
بی‌بی‌سی در این باره نوشت: «آقای اسدی متهم شده بود به زوجی که از اعضای سابق سازمان مجاهدین بودند، ۵۰۰گرم مواد منفجره قوی داده تا در فرانسه و در جریان گردهمایی این سازمان منفجر کنند.»
مستندات پرونده دیپلمات کشورمان محدود به اظهارات آن دو عضو گروهک منافقین بود و هیچ سند دیگری برای اثبات این ادعا در اختیار دادگاه و دولت بلژیک نبود. بنا به گفته مسئولان متولی امر، پرونده آقای اسدی بیش از ۸۰۰ صفحه شده بود که عمده آن‌ها مکتوب شده شنود‌ها و گفتگو‌های آقای اسدی در ایام بازداشت غیرقانونی بود که باز هم هیچ دلیلی بر مقصر بودن این دیپلمات کشورمان در آن مشاهده نمی‌شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار