طی دو هفته پشت سر گذاشته شده از لیگ ملتهای والیبال و نمایش ضعیف تیم ملی کشورمان انتقادهای زیادی نسبت به عملکرد کادر فنی تیم دیده و شنیده شد. با وجود عملکرد ناموفق تیم ملی در هفته گذشته و شکستهای بد مقابل حریفان تا جایی که امروز امید کمی به صعود ایران به مرحله بعدی مسابقات وجود دارد، اما برخی از انتقادها هم از حد انصاف خارج شده و صرفاً برای کوبیدن سرمربی ایرانی تیم ملی بیان میشود.
نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که تیم ملی والیبال ایران در سالهای قبل با هدایت مربیان خارجی خود نیز اسیر همین اشتباهات و همین روند بوده و بررسی عملکرد تیم ملی با مربیانی نظیر کولاکوویچ و آلکنو نیز نشاندهنده همین موضوع است. بهروز عطایی تیمی را از آلکنو تحویل گرفت که در ردهبندی لیگ ملتها روی پله دوازدهم قرار گرفته بود و آلکنو تیمی را از کولاکوویچ تحویل گرفته بود که بعد از درخشش در سالهای گذشته رفتهرفته روند نزولی و افت به خود گرفته بود؛ بنابراین انتقاد از سرمربی ایرانی و مربوط دانستن عدم نتیجهگیری تیم ملی در لیگ ملتها به خاطر ایرانی بودن کادر فنی تیم یک بی انصافی محض است. بهروز عطایی تیم دوازدهم آلکنو را در رقابتهای لیگ ملتهای سال گذشته تا پله هفتم بالا آورد و نشان داد که از دانش بالایی برای هدایت تیم ملی برخوردار است. قهرمانی در آسیا هم به کارنامه او مانند مربیان خارجی قبلی اضافه شد تا بیشتر از قبل او را باور کنیم.
اما تیم ملی ایران با پا به سن گذاشتن ستارههای نامی خود چارهای جز تغییر و پوستاندازی نداشت. ستارهها رفتند و جوانان جای آنها را گرفتند تا تیمی جدید شکل بگیرد. طبیعی است که در چنین شرایطی تیم متحول شده تا رسیدن به هارمونی لازم با مشکل روبهرو شود، درست مانند تمام تیمهای بزرگ دنیا که بعد از جوانگرایی مدتی افت کردند، اما سرمربی تیم ملی ایران باید حواسش باشد که این افت مقطعی نباید به جایی برسد که ما را از سطح اول والیبال جهان پایین بکشد.
مشکل در دریافت اول، مشکل در توپهای برگشتی، مشکل در سرویس و دفاع و از همه مهمتر عدم خودباوری باعث شده تیم کشورمان نتواند نتیجه مطلوب را کسب کند و اینها مشکلاتی نیست که مربوط به جوانگرایی یا عدم توان فنی کادر مربیگری تیم ملی باشد که همه قبلاً امتحان شده هستند. به نظر میرسد تیم ملی برای هفته سوم نیازمند یک شوک اساسی است. البته نباید فراموش کرد که لیگ ملتها تنها یکی از میادین مهم پیشروی تیم ملی است و باید به کادر فنی فرصت داد تا ایرادهایی را که از آن مطلع هستند برطرف کنند. بازیهای آسیایی و مسابقات قهرمانی آسیا در ارومیه میادینی هستند که باید امیدوار به درخشش تیم ایران در آنها باشیم. میدانهایی که میتوانند قدرت ایران را دوباره احیا کنند و والیبال ایران را باز هم به همان سطح اول برگردانند.