سریال بازی تاج و تخت (thrones of Game) ملغمهای از هزار داستان است. غربیها مهرپرستی ایرانیان باستان را به همراه آیینهای دیگر برگرفته و تبدیل به سریال کرده و به کل دنیا فروختهاند و در انتهای داستان هم به مطلب آموزندهای نمیرسیم اما ما که گنجینهای به نام شاهنامه داریم، برای آن چه کردهایم؟ آن هم وقتی در هر بخش آن درسهایی بسیار آموزنده وجود دارد.
ماهمنیر داستانپور، نویسنده کودکان با بیان این مطلب در نشست «شاهنامه و دنیای فانتزی مدرن» که همزمان با ششمین روز نمایشگاه کتاب تهران در سرای اهل قلم سالن ناشران کودک و نوجوان برگزار شد، گفت: من در غرفهها دیدم که شاهنامه یا مثنوی مولوی را با بدترین چاپ برای بچهها به نمایش گذاشتهاند و متأسفانه آثار به هیچ وجه جذابیت ندارند. حتی برای ساخت کارتون، به جای انیمیشن سهبعدی، موشنکمیک میسازند و سرمایهگذاری خوب در این زمینه نمیکنند. نویسندگان ما میتوانند خوب بنویسند اما مدیران سرمایهگذاری نمیکنند. مهمترین مقصر وضعیت موجود مدیران ما هستند.
این نویسنده با بیان اینکه ما در ادبیات معاصر خود نسبت به غرب دچار یک نوع خودباختگی هستیم، عنوان کرد: یکی از دلایل این امر گرایش به غرب در میان روشنفکران ادبی ماست. دلیل دیگر هم این است که شاهنامه را بد معرفی کردهایم، مثلاً اگر بخواهیم با اقتباس از شاهنامه اثر طنز تولید کنیم، رستم را بهعنوان یک انسان بیفرهنگ و سطح پایین نشان میدهیم، در حالی که رستم شاهنامه، انسانی فرهیخته بوده است.
وی افزود: لزومی ندارد برای روایت شاهنامه عین داستان فردوسی را بیاوریم. میتوانیم آن را به زبان مدرن و امروزی نزدیک کنیم اما هیچ لزومی ندارد شاهنامه را بد روایت کنیم. آیا کسی به شخصیت هملت هم چنین اهانتهایی میکند؟ غربیها ارزشی بسیار زیاد برای شخصیتهای بزرگ ادبیات خود قائلند. اصطلاح «پاشنه آشیل» میان کوچک و بزرگ ما رواج دارد، اما هیچکس به جای آن از اصطلاح «چشم اسفندیار» استفاده نمیکند و اساساً نمیداند چیست.
در ادامه این نشست، سعید قاضینژاد گفت: هر کشوری شاهنامه فردوسی را داشت، احتمالاً دعوایی بزرگ میان کمپانیهای بزرگ آن بود که بتوانند مثلاً برای چند سال امتیاز استفاده از شاهنامه و ساخت آثار گوناگون از آن را دریافت کنند.
این منتقد سینما ادامه داد: متأسفانه جبهه روشنفکری ما گرایشی را که به ادبیات روسی دارد، به ادبیات ایران و شاهنامه ندارد. دانشجویان ما آنقدر که بلدند هملت شکسپیر را مدرن کنند و آثار مدرن از آن بسازند، اصلاً شاهنامه را نمیشناسند. متأسفانه بعضی روشنفکران ما ملیگرایی را بد میدانند.
او با بیان اینکه ما به شاهنامه مولتیمدیای رسانهای میگوییم، عنوان کرد: از شاهنامه میتوان آثار مختلفی از جمله انیمیشن، فیلم، اسپینآف و اسباببازی ساخت. مخاطبان شاهنامه از هر طیف سنی میتوانند باشند. اکنون ترکیه مولانا را مصادره کرده و کشوری دیگر خیام را. اینها بزرگان ما هستند. کمتر کشوری نسبت به گنجینههای خود اینقدر بیتوجه است که ما هستیم.
قاضینژاد اضافه کرد: فرض کنید در یک فیلم ببینید یک جوان ایرانی از سربازی برمیگردد و میبیند مادرش با عمویش ازدواج کرده است. بعد هم یک روز پدرش را در خواب ببیند که به او میگوید مرا برای ارث کشتهاند. همه ما بلافاصله به یاد نمایشنامه هملت شکسپیر میافتیم، چون انگلیسیها مثل یک گنج از هملت شکسپیر مراقبت کردهاند اما کدامیک از ما نسبت به شخصیت اسفندیار در شاهنامه شناخت داریم؟ نشر چشمه از شاهنامه فردوسی یک اثر پنج جلدی به نثر کرده است. همه شناخت مردم از شاهنامه در حد جلد اول آن است و از محتوای چهار جلد بعدی چیزی نمیدانند.
او با اشاره به سریال امریکایی «برکینگ بد» (Breaking bad) گفت: مجموعه امریکایی «Better call saul» دراصل برگرفته سریال«برکینگ بد» محسوب میشود و خیلیها میگویند این برگرفته از سریال اصلی موفقتر بوده است. ما هم در ایران میتوانیم درخصوص هریک از کاراکترهای شاهنامه چنین آثاری بیافرینیم و آنها را به صورت زنجیرهای ادامه دهیم. به عقیده من همه کاراکترهای شاهنامه قابلیت ساخت فیلم و سریال دارند. ما نیاز به یک گروه نویسندگان و گروه فیلمساز داریم تا سالها روی این پروژه کار کنند. گنجی مثل شاهنامه و تاریخ باستان را فقط تعداد معدودی از کشورها در اختیار دارند؛ غیر از ما شاید فقط یونان و اسکاندیناوی چنین گنجینهای داشته باشند.