کد خبر: 1149717
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۴۰۲ - ۰۴:۲۰

مرتضی کریمی، دکترای انسان‌شناسی، طی یادداشتی در سه پرده به خودکشی کیومرث پوراحمد و تحلیل نوشته‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی پرداخت. او نوشته است:
پرده اول: در مشاوره با افرادی که عزیزی را در اثر خودکشی از دست داده‌اند می‌گوییم: عزیز تو، یک پازل است. تکه‌هایی از لحظه‌های مختلف از امید، شادی، حمایت، سرسختی، جنگیدن، ساختن، خلاقیت و البته غم، حسرت، دست‌کشیدن، افتادن و اقدام به خودکشی. این پازل هزاران تکه دارد. پایان داستان از اهمیت خاصی برخوردار است، اما همه پازل بودن کسی نیست و تو می‌توانی زیر آفتاب بودن و حضور کسی بنشینی یا در تاریک‌ترین سایه‌های مرگ او. پوراحمد به اندازه ۱۰۰ انسان زندگی و کار درخشان کرده است و بله، قسمت پایانی داستان او غم‌انگیز است.
پرده دوم: تحلیل‌هایی که با آوردن یک بند از فلان روانشناس سعی در توضیح زندگی و مرگ کیومرث پوراحمد دارند برایم بسیار تأسف‌برانگیزند. این تحلیل‌های شابلونی می‌خواهند کل زندگی و داستان یک مرد بزرگ را در یک قاب تنگ جا بدهند. علاوه بر داستان پوراحمد، یعنی آنچه از او می‌دانیم، بخش مهمی از داستان خودکشی او مربوط به قسمتی است که از او نمی‌دانیم. این تحلیل‌ها حتی در مورد یک آدم معمولی هم کارا نیستند. چون نمی‌دانند که آن شب به او چه گذشته یا جریانات شخصی زندگی او چه بوده است.
پرده سوم: تحلیل‌هایی که خوانده‌ام یا خواسته‌اند پوراحمد را به یک گزاره روانکاوانه تقلیل دهند یا فقط به آثار و کار‌های درخشان او اشاره کرده‌اند. می‌خواهم دوباره بگویم، پوراحمد یک پازل بود. مردی جسور، خلاق، عاشق و پر کار که در سن ۷۴ سالگی به زندگی‌اش بنا به دلایلی که دقیقاً نمی‌دانیم چه بود پایان داد. من نمی‌توانم درباره این کار یا شخصیت او قضاوت کنم، اما درباره خودم می‌گویم که فکر می‌کنم در قبال احساسات و افکاری که می‌سازم (اگرچه مسئول همه چیز نیستم و نمی‌توانم مسئولیتی که مال دیگری است را بردارم)، مخصوصاً در مورد کودکان و نوجوانان، مسئول هستم.
نمی‌دانم در آینده چه پیش خواهد آمد. آینده یک بسته از قبل پیش‌بینی‌شده و طراحی شده نیست. به قول لویناس «آینده اصیل در خود حاوی امکان‌هایی است که پیشاپیش نمی‌توان همه آن‌ها را احصا کرد... مادام که زمان هست امید هست.»
این چیزی بود که در طول سال‌ها کار با افراد محتضر مشاهده کردم. تا آخرین لحظه امید هست... و خاکی که خشکیده نیاز به آب دارد نه آتش و به تعبیر فرانسیس ولر «در مواجهه با فقدان وحشیانه، شجاعت وحشیانه را پرورش بده.» هر چه آن یکی وحشیانه‌تر، این یکی هم سخت‌گیرانه‌تر. شجاعت هم پروردنی است. یادمان باشد کلی نوجوان کلمات ما را می‌خوانند. کلی آدم داغدیده و بازمانده از خودکشی و کلی آدم که ممکن است موقتاً انرژی روانی پایینی داشته باشند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار